آیه ۴ - سوره منافقون

آیه وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ [4]
هنگامى‌كه آن‌ها را مى‌بينى، ظاهر [آراسته] آنان تو را درشگفتى فرو مى‌برد؛ و اگر سخن بگويند، به سخنانشان گوش فرا مى‌دهى؛ امّا گويى چوب‌هاى خشكى هستند كه به ديوار تكيه داده شده است! هر فريادى [از هرجا] بلند شود برضدّ خود مى‌پندارند؛ آن‌ها دشمنان واقعى [تو] هستند، از آنان برحذرباش! خدا آن‌ها را بكشد، چگونه [از حق] منحرف مى‌شوند؟!
۱
(منافقون/ ۴)
أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّمَا أَتَاکُمُ الْحَدِیثُ مِنْ أَرْبَعَهًٍْ لَیْسَ لَهُمْ خَامِس رَجُلٍ مُنَافِقٍ یُظْهِرُ الْإِیمَانَ مُتَصَنِّعٍ بِالْإِسْلَامِ لَا یَتَأَثَّمُ وَ لَا یَتَحَرَّجُ أَنْ یَکْذِبَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مُتَعَمِّداً فَلَوْ عَلِمَ النَّاسُ أَنَّهُ مُنَافِقٌ کَذَّابٌ لَمْ یَقْبَلُوا مِنْهُ وَ لَمْ یُصَدِّقُوهُ وَ لَکِنَّهُمْ قَالُوا هَذَا قَدْ صَحِبَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ رَآهُ وَ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَخَذُوا عَنْهُ وَ هُمْ لَا یَعْرِفُونَ حَالَهُ وَ قَدْ أَخْبَرَهُ اللَّهُ عَنِ الْمُنَافِقِینَ بِمَا أَخْبَرَهُ وَ وَصَفَهُمْ بِمَا وَصَفَهُمْ فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِم‌ثُمَّ بَقُوا بَعْدَهُ فَتَقَرَّبُوا إِلَی أَئِمَّهًِْ الضَّلَالَهًِْ وَ الدُّعَاهًْ إِلَی‌النَّارِ بِالزُّورِ وَ الْکَذِبِ وَ الْبُهْتَانِ فَوَلَّوْهُمُ الْأَعْمَالَ وَ حَمَلُوهُمْ عَلَی رِقَابِ النَّاسِ وَ أَکَلُوا بِهِمُ الدُّنْیَا وَ إِنَّمَا النَّاسُ مَعَ‌الْمُلُوکِ وَ الدُّنْیَا إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّه.
امام علی (علیه السلام)- همانا حدیث پیغمبر (صلی الله علیه و آله) از چهار گروه به شما می‌رسد که پنجمی ندارند؛ اوّل از مرد منافقی که اظهار ایمان می‌کند و با اسلام ظاهر سازی می‌نماید و در باطن بی‌دین است از دروغ‌بستن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هیچ پروا ندارد اگر مردم بدانند که منافق و دروغگو است از او نمی‌پذیرند و سخنش را باور نمی‌کنند؛ ولی می‌گویند این مردی است که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده و او را دیده و این حدیث را از او شنیده، حدیث او را دریافت می‌کنند و حال او را نمی‌دانند، خدا رسول خود را از منافقین خبر داد و آن‌ها را بدان‌چه بایست وصف کرد و فرمود: چون آن‌ها را ببینی از وضع ظاهر و خوش‌نمای آنان در شگفت می‌مانی و اگر سخنی بگویند به آن‌ها گوش می‌دهی. همین منافقین پس از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در میان مسلمانان بودند و خود را به پیشوایان گمراهی و رهبران دوزخ نزدیک کردند و سخنان بیهوده و دروغ و بهتان به نفع آن‌ها به هم بافتند تا آن‌ها را به کارهای بزرگ واداشتند و به گردن مردم سوار کردند و به کمک آنان دنیا را خوردند، همانا مردم پیرو پادشاهان و دنیا طلبند مگر کسی که خدا او را حفظ کند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۲۷۸
الکافی، ج۱، ص۶۲/ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۲۸/ تحف العقول، ص۱۹۳/ الخصال، ج۱، ص۲۵۵/ کتاب سلیم بن قیس، ص۶۲۰/ الغیبهًْ للنعمانی، ص۷۵/ نورالثقلین
۲
(منافقون/ ۴)
الباقر (علیه السلام)- فِی رِوَایَهًْ أَبِی‌الْجَارُود عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَهًٌْ یَقُولُ لَا یَسْمَعُونَ وَ لَا یَعْقِلُونَ قَوْلُهُ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَهًٍْ عَلَیْهِمْ یَعْنِی کُلَّ صَوْتٍ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یُؤْفَکُون.
امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابی‌جارود از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی سخن خداوند متعال: کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ آمده: نه سخنی را می‌شنوند و نه تعقّل می‌ورزند، و در این سخن خداوند متعال: یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ منظور از صَیْحَةٍ، مطلق صدا است. هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللهُ أَنَّی یُؤْفَکُونَ».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۲۸۰
بحارالأنوار، ج۲۰، ص۲۸۸/ القمی، ج۲، ص۳۷۰؛ «قوله یحسبون کل صیحهًْ ... یؤفکون» محذوف/ نورالثقلین؛ «قوله» محذوف/ البرهان
۳
(منافقون/ ۴)
الباقر (علیه السلام)- حَضَرَهُ ذَاتَ یَوْمٍ جَمَاعَهًٌْ مِنَ الشِّیعَهًِْ فَوَعَظَهُمْ وَ حَذَّرَهُمْ وَ هُمْ سَاهُونَ لَاهُونَ فَأَغَاظَهُ ذَلِکَ فَأَطْرَقَ مَلِیّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَیْهِمْ فَقَالَ إِنَّ کَلَامِی لَوْ وَقَعَ طَرَفٌ مِنْهُ فِی قَلْبِ أَحَدِکُمْ لَصَارَ مَیِّتاً أَلَا یَا أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ وَ ذُبَاباً بِلَا مِصْبَاحٍ کَأَنَّکُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَهًٌْ وَ أَصْنَامٌ مَرِیدَهًٌْ.
امام باقر (علیه السلام)- روزی گروهی از شیعیان خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدند. امام آن‌ها را پند و اندرز داد و از خدا ترسانید ولی ایشان سرگرم خود بودند و سخنان امام را به بازیچه می‌گرفتند. امام باقر (علیه السلام) خشمگین شد. مدّتی سر به زیر افکند سپس سر برداشته و فرمود: «اگر مقداری از سخنان من در یکی از شما اثر واقعی خود را بگذارد از ناراحتی می‌میرد، ای مجسمه‌های بدون روح و ای مگس‌های بدون چراغ شما همانند چوب‌های تراشیده هستید که بر دیوار تکیه داده شده و بت‌های تراشیده شده هستید».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۲۸۰
بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۷۰
بیشتر