سوره سبأ

ثواب قرائت

۱
(سبأ/ مقدمه)
الصّادق (- مَنْ قَرَأَ الْحَمْدَیْنِ جَمِیعاً حَمْدَ سَبَإٍ وَ حَمْدَ فَاطِرٍ مَنْ قَرَأَهُمَا فِی لَیْلَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ لَمْ یَزَلْ فِی لَیْلَتِهِ فِی حِفْظِ اللَّهِ وَ کِلَاءَتِهِ وَ مَنْ قَرَأَهُمَا فِی نَهَارِهِ لَمْ یُصِبْهُ فِی نَهَارِهِ مَکْرُوهٌ وَ أُعْطِیَ مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ خَیْرِ الْآخِرَهًِْ مَا لَمْ یَخْطُرْ عَلَی قَلْبِهِ وَ لَمْ یَبْلُغْ مُنَاهُ.
امام صادق (- هرکس دو سوره‌ای که با حمد آغاز شده یعنی سوره‌های سبأ و فاطر در شب بخواند، در آن شب در پناه و مراقبت خداوند خواهد بود و هرکس آن دو سوره را در روز بخواند، در آن روز هیچ‌گونه بدی به او نمی‌رسد و از خیر دنیا و آخرت آنچه که به ذهنش خطور نکرده و آرزویش به آن نرسیده، به او ارزانی می‌شود.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۰
وسایل الشیعهًْ، ج۶، ص۲۵۳/ نورالثقلین/ البرهان؛ «لم یبلغ مناه» محذوف
۲
(سبأ/ مقدمه)
الرّسول (- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ سَبَأَ لَمْ یَبْقَ نَبِیٌ وَ لَا رَسُولٌ إِلَّا کَانَ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ رَفِیقاً وَ مُصَافِحا.
پیامبر (- هرکس سوره‌ی سبأ را بخواند همه‌ی پیامبران و فرستادگان در روز قیامت رفیق و همراه او می‌گردند.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۰
مستدرک الوسایل، ج۴، ص۳۴۶/ نورالثقلین/ البرهان
۳
(سبأ/ مقدمه)
الرّسول (- مَنْ کَتَبَهَا وَ عَلَّقَهَا عَلَیْهِ لَا یَقْرَبُهُ دَابَّهًٌْ وَ لَا هَوَامٌّ؛ وَ مَنْ کَتَبَهَا وَ شَرِبَهَا بِمَاءٍ وَ رَشَّ عَلَی وَجْهِهِ مِنْهَا وَ کَانَ خَائِفاً، أَمِنَ مِمَّا یَخَافُ مِنْهُ وَ سُکِّنَ رَوْعُهُ.
پیامبر (- هرکس این سوره را نوشته و بر گردن خود آویزان نماید، هیچ چهارپا و حشره‌ی موذی (سمّی) به او نزدیک نخواهد شد و هرکس که آن را بنویسد و [روی آن آب بریزد و] از آب آن بنوشد و مقداری از آب آن را بر چهره‌ی خود بپاشد، دراین‌صورت اگر تا به‌حال ترس در دل او بوده، از آنچه که می‌ترسیده، اطمینان خاطر پیدا می‌کند و ترسش از بین می‌رود».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۰
البرهان
آیه الْحَمْدُ لِلهِ الَّذي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْخَبيرُ [1]
حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه تمام آنچه در آسمان‌ها و زمين است از آن اوست و [نيز] حمد و ستايش در سراى آخرت مخصوص اوست و او حكيم و آگاه است.
آیه يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فيها وَ هُوَ الرَّحيمُ الْغَفُورُ [2]
آنچه در زمين داخل مى‌شود و آنچه را از آن برمى‌آيد مى‎داند و [همچنين] آنچه از آسمان نازل مى‌شود و آنچه بر آن بالا مى‌رود و او مهربان و آمرزنده است.
۱
(سبأ/ ۲)
علی‌بن‌ابراهیم (- یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ قَالَ: مَا یَدْخُلُ فِیهَا، وَ مَا یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ یَعْنِی الْمَطَرَ، وَ مَا یَخْرُجُ مِنْهَا قَالَ: مِنَ النَّبَاتِ، وَ مَا یَعْرُجُ فِیهَا یَعْنِی مِنْ أَعْمَالِ الْعِبَادِ.
علیّ‌بن‌ابراهیم (- یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ، یعنی آنچه که داخل در زمین می‌شود. وَ مَا یَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ، یعنی باران. وَ مَا یَخْرُجُ مِنْهَا، یعنی گیاه. وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا، یعنی اعمال بندگان.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۲
القمی، ج۲، ص۱۹۸/ نورالثقلین؛ «و ماینزل من السماء یعنی المطر» محذوف/ البرهان
آیه وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لا تَأْتينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ [3]
كافران گفتند: «قيامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد». بگو: «آرى به پروردگارم سوگند كه به سراغ شما خواهد آمد، پروردگارى كه از غيب آگاه است و حتّى به‌اندازه‌ی سنگينى ذرّه‌اى در آسمان‌ها و زمين از علم او دور نخواهد ماند و نه كوچك‌تر از آن و نه بزرگ‌تر، مگر اينكه در كتابى آشكار ثبت است».
۱
(سبأ/ ۳)
الصّادق (- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (فِی قَوْلِهِ تَعَالَی ما یَکُونُ مِنْ نَجْوی ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ فَقَالَ هُوَ وَاحِدٌ وَاحِدِیُّ الذَّاتِ بَائِنٌ مِنْ خَلْقِهِ وَ بِذَاکَ وَصَفَ نَفْسَهُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ مُحِیطٌ بِالْإِشْرَافِ وَ الْإِحَاطَهًِْ وَ الْقُدْرَهًِْ لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرُ بِالْإِحَاطَهًِْ وَ الْعِلْمِ لَا بِالذَّاتِ لِأَنَّ الْأَمَاکِنَ مَحْدُودَهًٌْ تَحْوِیهَا حُدُودٌ أَرْبَعَهًٌْ فَإِذَا کَانَ بِالذَّاتِ لَزِمَهَا الْحَوَایَهًُْ.
امام صادق (- هیچ‌گاه سه نفر با هم نجوا نمی‌کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آن‌هاست، و هیچ‌گاه پنج نفر با هم نجوا نمی‌کنند مگر اینکه خداوند ششمین آن‌هاست. (مجادله/۷)». او یکتا و ذاتش یگانه و از خلقش جداست و خود را این‌گونه [و با این صفات] توصیف نموده است و او به همه‌چیز احاطه دارد [نه به‌طور احاطه‌ی ظرف بر مظروف بلکه] به‌طور زیر نظر داشتن و فراگرفتن و توانایی، هیچ چیز حتی هم‌وزن ذرّه و نه سبک‌تر و نه سنگین‌تر از آن، نه در آسمان‌ها و نه در زمین از علم او پنهان نیست، از نظر احاطه و علم نه از نظر ذات و حقیقت، زیرا اماکن به چهار حدّ (راست، چپ، جلو و عقب) محدود و مشتمل است، که اگر از نظر ذات و حقیقت چنین باشد لازم می‌آید که به حوایه و شمول که باطل است معتقد باشیم (حوایه و شمول یعنی خداوند تمام مخلوقات را در بر گرفته و جزء وجود او هستند)».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۲
الکافی، ج۱، ص۱۲۶/ بحار الأنوار، ج۳، ص۳۲۲/ نورالثقلین
۲
(سبأ/ ۳)
الصّادق (- إِنَّ الرُّوحَ مُقِیمَهًٌْ فِی مَکَانِهَا رُوحُ الْمُحْسِنِینَ فِی ضِیَاءٍ وَ فُسْحَهًٍْ وَ رُوحُ الْمُسِیءِ فِی ضِیقٍ وَ ظُلْمَهًٍْ وَ الْبَدَنُ یَصِیرُ تُرَاباً مِنْهُ خُلِقَ وَ مَا تَقْذِفُ بِهِ السِّبَاعُ وَ الْهَوَامُّ مِنْ أَجْوَافِهَا فَمَا أَکَلَتْهُ وَ مَزَّقَتْهُ کُلُّ ذَلِکَ فِی التُّرَابِ مَحْفُوظٌ عِنْدَ مَنْ لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ یَعْلَمُ عَدَدَ الْأَشْیَاءِ وَ وَزْنَهَا.
امام صادق (- روح در مکان خود اقامت دارد؛ روح نیکوکاران در نور و گشایش و روح بدکار در تنگنا و ظلمت است و بدن تبدیل به خاکی می شود که از آن خلق شده و آنچه درندگان و حشرات از شکم خود بیرون می ریزند، پس هرچه خورده و ریز ریز کرده‌اند، همگی در خاک نزد کسی که حتّی به‌اندازه‌ی سنگینی ذرّه‌ای در آسمان‌ها و زمین از علم او دور نخواهد ماند و عدد و وزن اشیا را می داند محفوظ است.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۲
بحار الأنوار، ج۷، ص۳۷
۳
(سبأ/ ۳)
امیرالمؤمنین (- قَالَ أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (کُنْتُ یَوْماً عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (إِذْ أَقْبَلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ فَرَدَّ عَلَیْهِ السَّلَامَ فَقَالَ لَهُ أَیْنَ کُنْتَ قَالَ عِنْدَ رَبِّی فَوْقَ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ قَالَ ثُمَّ أَقْبَلَ مَلَکٌ آخَرُ فَقَالَ أَیْنَ. قَالَ عِنْدَ رَبِّی فِی تُخُومِ الْأَرْضِ السَّابِعَهًِْ السُّفْلَی ثُمَّ أَقْبَلَ مَلَکٌ آخَرُ ثَالِثٌ فَقَالَ لَهُ أَیْنَ کُنْتَ قَالَ عِنْدَ رَبِّی فِی مَطْلَعِ الشَّمْسِ ثُمَّ جَاءَ مَلَکٌ آخَرُ فَقَالَ أَیْنَ کُنْتَ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ رَبِّی فِی مَغْرِبِ الشَّمْسِ لِأَنَّ اللَّهَ لَا یَخْلُو مِنْهُ مَکَانٌ وَ لَا هُوَ فِی شَیْءٍ وَ لَا عَلَی شَیْءٍ وَ لَا مِنْ شَیْءٍ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ. لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرَ. یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ ما یَکُونُ مِنْ نَجْوی ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنی مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ ما کانُوا.
امام علی (- امام علی (فرمود: روزی خدمت پیامبر اکرم (بودم، فرشته‌ای آمد و سلام کرد، جوابش را داد و فرمود: «کجا بودی»؟ گفت: «در خدمت پروردگارم، بالای هفت آسمان». بعد فرشته‌ی دیگری آمد، [پیامبر (] از او پرسید: «کجا بودی»؟ گفت: «نزد پروردگارم زیر هفتمین زمین که پایین‌ترین زمین است». فرشته‌ی سوم آمد، از او پرسید: «کجا بودی»؟ گفت: «در حضور پروردگارم، در مشرق، محل طلوع آفتاب». فرشته‌ی دیگری آمد، پرسید: «کجا بودی»؟ گفت: «در حضور پروردگارم، در مغرب آفتاب، زیرا جایی خالی از خدا نیست و او در چیزی قرار ندارد و برروی چیزی نیست و از چیزی موجود نیست، کرسیّ او آسمان‌ها و زمین را فراگرفته. (بقره/۲۵۵) هیچ‌چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست!. (شوری/۱۱) لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرَ. یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ. هیچ‌گاه سه نفر با هم نجوا نمی‌کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آن‌هاست، و هیچ‌گاه پنج نفر با هم نجوا نمی‌کنند مگر اینکه خداوند ششمین آن‌هاست، و نه تعدادی کمتر و نه بیشتر از آن مگر اینکه او همراه آن‌هاست هرجا که باشند. (مجادله/۷)».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۲
بحار الأنوار، ج۱۰، ص۵۸
۴
(سبأ/ ۳)
الصّادق (- أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْقَلَمُ فَقَالَ لَهُ اکْتُبْ فَکَتَبَ مَا کَانَ وَ مَا هُوَ کَائِنُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًْ.
امام صادق (- اوّلین چیزی که خداوند آفرید، قلم بود. پس خداوند به آن فرمود: «بنویس». و قلم، آنچه را که پیش از آن بود و آنچه را که تا روز قیامت صورت می‌گیرد، نوشت.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۴
القمی، ج۲، ص۱۹۸/ نورالثقلین/ البرهان
آیه لِيَجْزِيَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ [4]
تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند پاداش دهد، براى آنان آمرزش و روزى پرارزشى است.
آیه وَ الَّذينَ سَعَوْا في آياتِنا مُعاجِزينَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ أَليمٌ [5]
و كسانى كه سعى در [تكذيب] آيات ما داشتند و گمان كردند مى‌توانند از حوزه‌ی قدرت ما بگريزند، [و به اراده‌ی حتمى ما غالب شوند] عذابى شديد و دردناك خواهند داشت!
آیه وَ يَرَى الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدي إِلى صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ [6]
كسانى كه به ايشان علم داده شده، مى‌دانند آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده حق است و به راه خداوند توانا و ستوده هدايت مى‌كند.
۱
(سبأ/ ۶)
امیرالمؤمنین (- وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ قَالَ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (صَدَّقَ رَسُولَ اللَّهِ (بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ
امام علی (- وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الحَقَّ؛ منظور، امیرالمؤمنین (است که آنچه بر پیامبر اکرم (نازل شد تصدیق کرد».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۴
بحار الأنوار، ج۲۳، ص۱۹۱/ القمی، ج۲، ص۱۹۸/ نورالثقلین
۲
(سبأ/ ۶)
الرّسول (- فَلَمَّا رَآهُ النَّبِیُّ (قَالَ مَرْحَباً بِالْحَبِیبِ الْقَرِیبِ ثُمَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ یَهْدِی إِلی صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ أَنْتَ یَا عَلِیُّ (مِنْهُم.
پیامبر (- هنگامی‌که پیامبر (علی (را دید فرمود: «خوش آمدی دوست نزدیک من»! آنگاه این آیه را تلاوت کرد: وَ یَهْدِی إِلی صِراطِ الْعَزِیزِ الحَمِیدِ؛ و فرمود: «تو ای علی (! از مخاطبان این آیه هستی».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۴
الفضایل، ص۱۶۷
آیه وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفي خَلْقٍ جَديدٍ [7]
و كافران گفتند: «آيا مردى را به شما نشان دهيم كه به شما خبر مى‌دهد هنگامى‌كه [مُرديد و] كاملاً از هم متلاشى شديد، [بار ديگر] آفرينش تازه‌اى خواهيد يافت؟!
آیه أَفْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعيدِ [8]
آيا او بر خدا دروغ بسته يا به جنونى گرفتار است»؟! [چنين نيست]، بلكه كسانى كه به آخرت ايمان نمى‌آورند، در عذاب و گمراهى دورى هستند.
۱
(سبأ/ ۸)
علی‌بن‌ابراهیم (- ثُمَّ حَکَی قَوْلَ الزَّنَادِقَهًِْ فَقَالَ: وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا هَلْ نَدُلُّکُمْ عَلی رَجُلٍ یُنَبِّئُکُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ أَیْ مُتُّمْ وَ صِرْتُمْ تُرَاباً إِنَّکُمْ لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ تَعَجَّبُوا أَنْ یُعِیدَهُمُ اللَّهُ خَلْقاً جَدِیداً أَفْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ أَیْ مَجْنُونٌ. فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَقَالَ: بَلِ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِی الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعِیدِ.
علیّ‌بن‌ابراهیم (- خداوند [در ادامه‌ی آیات]، سخن زنادقه (ملحدان) را حکایت می‌کند و می‌فرماید: وَ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا هَلْ نَدُلُّکُمْ عَلَی رَجُلٍ یُنَبِّئُکُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ، یعنی وقتی مردید و به خ-اک تب-دیل ش-دید. إِنَّکُمْ لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ، یعن-ی از اینکه خداوند آنان را به‌صورت آفرین-ش تازه‌ای باز می‌گرداند، تعجّب می‌کردند. أَفْتَرَی عَلَی اللهِ کَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ؛ یعنی آیا دیوانه است؟ پس خداوند به آنان چنین پاسخ داد: بَلِ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِی الْعَذَابِ وَ الضَّلَالِ الْبَعِیدِ.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۴
القمی، ج۲، ص۱۹۸
آیه أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلى ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنَّ في ذلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبْدٍ مُنيبٍ [9]
آيا به آنچه پيش‌رو و پشت‌سر آنان از آسمان و زمين قرار دارد نگاه نكردند [تا به قدرت خدا بر همه‌چيز واقف شوند]؟! اگر ما بخواهيم آن‌ها را [با يك زمين لرزه] در زمين فرو مى‌بريم، يا قطعه‌هايى از سنگ‌هاى آسمانى را بر آن‌ها فرو مى‌ريزيم، در اين نشانه‌اى است [بر قدرت خداوند] براى هر بنده بازگشت كننده [به‌سوى خدا].
آیه وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَديدَ [10]
و ما به داود از سوى خود فضيلتى بزرگ بخشيديم [ما به كوه‌ها و پرندگان گفتيم]: اى كوه‌ها و اى پرندگان! با او [در تسبيح خدا] هم‌آواز شويد و آهن را براى او نرم كرديم.

و ما به داود از سوی خود فضیلتی بزرگ بخشیدیم [ما به کوه‌ها و پرندگان گفتیم]: ای کوه‌ها و ای پرندگان! با او [در تسبیح خدا] هم‌آواز شوید

۱ -۱
(سبأ/ ۱۰)
علی‌بن‌ابراهیم (- وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا یا جِبالُ أَوِّبِی مَعَهُ أَیْ سَبِّحِی لِلَّهِ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ قَالَ کَانَ دَاوُدُ إِذَا مَرَّ فِی الْبَرَارِی یَقْرَأُ الزَّبُورَ تُسَبِّحُ الْجِبَالُ وَ الطَّیْرُ مَعَهُ وَ الْوُحُوشُ وَ أَلَانَ اللَّهُ لَهُ الْحَدِیدَ مِثْلَ الشَّمْعِ حَتَّی کَانَ یَتَّخِذُ مِنْهُ مَا أَحَبَّ.
علیّ‌بن‌ابراهیم (- وَلَقَدْ آتَیْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ، یعنی تسبیح خدا گویید. وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الحَدِیدَ، حضرت داوود (هنگامی‌که در صحراها حرکت می‌کرد و کتاب زبور را می‌خواند، کوه‌ها، پرندگان و وحوش به همراه او تسبیح می‌گفتند و خداوند، آهن را مانند موم در دستان او نرم گردانید تا او از آن، هرچه که می‌خواهد، بسازد.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۶
بحار الأنوار، ج۱۴، ص۳/ القمی، ج۲، ص۱۹۸/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۳۳۶/ نورالثقلین
۱ -۲
(سبأ/ ۱۰)
الصّادق (- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌سَالِمٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (أَنَّهُ قَالَ فِی حَدِیثٍ یَذْکُرُ فِیهِ قِصَّهًَْ دَاوُدَ (أَنَّهُ خَرَجَ یَقْرَأُ الزَّبُورَ وَ کَانَ إِذَا قَرَأَ الزَّبُورَ لَا یَبْقَی جَبَلٌ وَ لَا حَجَرٌ وَ لَا طَائِرٌ إِلَّا جَاوَبَتْه.
امام صادق (- هشام‌بن سالم نقل می‌کند: امام صادق (در حدیثی که در آن داستان داوود (را ذکر می‌کند، فرمود: «داوود (درحالی‌که زبور تلاوت می‌کرد بیرون آمد و هنگامی‌که او زبور تلاوت می‌کرد، کوه‌ها و سنگ‌ها و پرندگان پاسخ وی را می‌گفتند».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۶
کمال الدین، ج۲، ص۵۲۴/ نورالثقلین
۱ -۳
(سبأ/ ۱۰)
امیرالمؤمنین (- عَنْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (فِی قَوْلِهِ وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً أَنَّهُ سَرَی دَاوُدُ مُنْفَرِداً إِلَی جَبَلٍ لِلتَّعَبُّدِ، فَکَانَ یُنَاجِی رَبَّهُ فَعُرِضَ لَهُ وَحْشَهًٌْ، فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی: یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ فَسَبَّحُوا اللَّهَ وَ هَلَّلُوهُ فَهَجَسَ فِی ضَمِیرِهِ رَجَمْتُهُمْ فَأَخَذَ مَلَکٌ عَضُدَهُ وَ أَتَی بِهِ إِلَی السَّاحِلِ وَ رَکَضَ الْبَحْرَ بِرِجْلِهِ فَانْشَقَّ الْبَحْرُ وَ ظَهَرَ الْحِیتَانُ فَطَرَدَهُمْ فَأَبْدَی صَخْرَهًًْ عَلَیْهَا دُودَهًٌْ، فَقَالَ: یَا دَاوُدُ (إِنَّ اللَّهَ یَسْمَعُ نَفَسَ هَذِهِ الدُّودَهًِْ فِی هَذَا الْمَکَانِ.
امام علی (- امیرالمؤمنین (درباره‌ی این کلام خداوند: وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا [فرمود]: «داوود (شبانه برای عبادت به تنهایی به کوه رفت. درحال مناجات با پروردگارش بود که [ناگاه] وحشتی بر او عارض شد». خداوند تعالی فرمود: یا جِبالُ أَوِّبی مَعَهُ وَ الطَّیْر، آن‌ها (کوه‌ها و پرندگان، همراه او) خدا را تسبیح کردند و تهلیل نمودند. به ذهنش خطور کرد که با سنگ به کوه‌ها و پرندگان بزند امّا فرشته‌ای بازوی او را گرفت و به سمت ساحل آورد و پایش را به دریا زد، دریا شکافته شد و ماهی‌ها نمایان شدند. ماهی‌ها را کنار زد و صخره‌ای آشکار شد که کرمی روی آن قرار داشت، گفت: «ای داود (! خداوند حتما [صدای] نَفَس این کرم را که در اینجا قرار دارد، می‌شنود».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۶
متشابه القرآن، ج۱، ص۵۸

ولایت

۱
(سبأ/ ۱۰)
امیرالمؤمنین (- إنَّ یَهُودِیّاً مِن یَهُودِ الشَّامِ وَ أحبَارِهِم ... وَ أَجَابَ لِقَوْلِه (قَالَ لَهُ الْیَهُودِیُّ فَهَذَا دَاوُدُ (قَدْ أَلَانَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ الْحَدِیدَ فَعَمِلَ مِنْهُ الدُّرُوعَ قَالَ لَهُ (لَقَدْ کَانَ کَذَلِکَ وَ مُحَمَّدٌ (أُعْطِیَ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْهُ إِنَّهُ لَیَّن اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ الصُّمَ الصُّخُورَ الصِّلَابَ وَ جَعَلَهَا غَاراً وَ لَقَدْ غَارَتِ الصَّخْرَهًُْ تَحْتَ یَدِهِ بِبَیْتِ الْمَقْدِسِ لِینَهًًْ حَتَّی صَارَتْ کَهَیْئَهًِْ الْعَجِینِ قَدْ رَأَیْنَا ذَلِکَ وَ الْتَمَسْنَاهُ تَحْتَ رَایَتِه و قَالَ لَهُ الْیَهُودِیُّ فَإِنَّ هَذَا دَاوُدُ (بَکَی عَلَی خَطِیئَتِهِ حَتَّی سَارَتِ الْجِبَالُ مَعَهُ لِخَوْفِهِ قَالَ لَهُ عَلِیٌّ (لَقَدْ کَانَ کَذَلِکَ وَ مُحَمَّدٌ (أُعْطِیَ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا إِنَّهُ کَانَ إِذَا قَامَ إِلَی الصَّلَاهًِْ سُمِعَ لِصَدْرِهِ وَ جَوْفِهِ أَزِیزٌ کَأَزِیزِ الْمِرْجَلِ عَلَی الْأَثَافِیِّ مِنْ شِدَّهًِْ الْبُکَاءِ وَ قَدْ أَمَّنَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ عِقَابِهِ فَأَرَادَ أَنْ یَتَخَشَّعَ لِرَبِّهِ بِبُکَائِهِ وَ یَکُونَ إِمَاماً لِمَنِ اقْتَدَی بِهِ وَ لَقَدْ قَامَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ عَشْرَ سِنِینَ عَلَی أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ حَتَّی تَوَرَّمَتْ قَدَمَاهُ وَ اصْفَرَّ وَجْهُهُ یَقُومُ اللَّیْلَ أَجْمَعَ حَتَّی عُوتِبَ فِی ذَلِکَ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی بَلْ لِتَسْعَدَ بِهِ وَ لَقَدْ کَانَ یَبْکِی حَتَّی یُغْشَی عَلَیْهِ فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (أَ لَیْسَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ قَدْ غَفَرَ لَکَ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ قَالَ بَلَی أَ فَلَا أَکُونُ عَبْداً شَکُوراً وَ لَئِنْ سَارَتِ الْجِبَالُ وَ سَبَّحَتْ مَعَهُ لَقَدْ عَمِلَ مُحَمَّدٌ (مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا إِذْ کُنَّا مَعَهُ عَلَی جَبَلِ حِرَاءَ إِذْ تَحَرَّکَ الْجَبَلُ فَقَالَ لَهُ قِرَّ فَلَیْسَ عَلَیْکَ إِلَّا نَبِیٌّ وَ صِدِّیقٌ شَهِیدٌ فَقَرَّ الْجَبَلُ مُجِیباً لِأَمْرِهِ وَ مُنْتَهِیاً إِلَی طَاعَتِهِ وَ لَقَدْ مَرَرْنَا مَعَهُ بِجَبَلٍ وَ إِذَا الدُّمُوعُ تَخْرُجُ مِنْ بَعْضِهِ فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ (مَا یُبْکِیکَ یَا جَبَلُ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (کَانَ الْمَسِیحُ مَرَّ بِی وَ هُوَ یُخَوِّفُ النَّاسَ بِنَارٍ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ فَأَنَا أَخَافُ أَنْ أَکُونَ مِنْ تِلْکَ الْحِجَارَهًِْ قَالَ لَهُ لَا تَخَفْ تِلْکَ حِجَارَهًُْ الْکِبْرِیتِ فَقَرَّ الْجَبَلُ وَ سَکَنَ وَ هَدَأَ.
امام علی (- استدلالی از امام علی (با یکی از یهودیان: عالم یهودی گفت: «این حضرت داود (است که خداوند آهن را برای او نرم ساخت و او از آن سپرها را ساخت». حضرت (فرمود: «همین طور است، و به حضرت محمّد (بهتر و برتر از آن داده شده است. خداوند سنگ سخت محکم را برای او نرم نموده و تبدیل به غار ساخت، و زیر دستان مبارک آن حضرت در بیت المقدس همچون خمیر، نرم شد. ما این را مشاهده کردیم و تحت رایت او آن را لمس نمودیم». عالم یهودی گفت: «این حضرت داود (است که بر خطای خود گریست، به شکلی که کوه‌ها از سر ترس، با او ساری و جاری شدند». حضرت (فرمود: «همین طور است، و به حضرت محمّد (برتر از آن عطا شده. آن حضرت وقتی به نماز می‌ایستاد، از شدّت گریه از سینه و شکم او صوتی همچون آواز دیگی مسین و مملوّ از آب که بر بالای آتش افروخته و در جوش و غلیان باشد شنیده می‌شد. و این در حالی بود که خداوند او را از عقاب خود ایمن ساخته بود. آن حضرت با این گریه می‌خواست به درگاه خداوند اظهار تخشّع کند و او امام و مقتدای همه است، و آن رسول گرامی مدّت ده سال به‌واسطه‌ی عبودیّت خداوند، بر سر انگشتان ایستاده ربّ العزّت را عبادت نمود، تا آنکه پاهای مبارکش متورّم و ستبر شد و رنگ مبارکش مایل به زردی گردید، و دائماً نماز شب خواند، تا آنکه از جانب خداوند عزّوجلّ عتاب شد: طه، ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی!. (طه/۲-۱) بلکه باید بدان واسطه خوشبخت گردی. و او چندان گریه می‌کرد که در برخی اوقات بی‌هوش می‌شد. روزی یکی از اصحاب به او عرض کرد: «ای رسول خدا! مگر نه این است که خداوند گناهان دور و نزدیک گذشته تو را آمرزیده است»؟ گفت: «آری، مگر من نباید بنده‌ی سپاسگزار خدا باشم»؟! و چنانکه کوه‌ها با داود (جاری شده و تسبیح گفتند، با محمّد (برتر از آن انجام شده است. ما با او بر کوه حراء بودیم که ناگاه کوه به لرزه درآمد. آن حضرت به کوه فرمود: «آرام بگیر، که جز نبیّ و وصیّ یا صدّیق شهید بر روی تو نایستاده است! پس کوه با اطاعت از فرمان آن حضرت آرام گرفت. روزی نیز ما با او از کوهی عبور می‌کردیم که ناگاه قطرات گریه از برخی از قسمت‌های آن بیرون می‌زد». آن حضرت به کوه فرمود: «برای چه گریه می‌کنی»؟ گفت: «ای رسول خدا! حضرت مسیح بر من عبور کرد و او مردم را از آتشی می‌ترساند که هیمه‌ی آن مردمند و سنگ‌ها. من ترس آن را دارم که نکند من از آن سنگ‌ها باشم». حضرت به او فرمود: «هراس مکن، آن سنگ، کبریت است. پس کوه آرام گرفته و سکون یافت».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۸
بحار الأنوار، ج۱۰، ص۳۹/ نورالثقلین
۲
(سبأ/ ۱۰)
الباقر (- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (قَالَ: کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ (ثَلَاثَهًٌْ لَمْ تَکُنْ فِی أَحَدٍ غَیْرِهِ لَمْ یَکُنْ لَهُ فَیْءٌ وَ کَانَ لَا یَمُرُّ فِی طَرِیقٍ فَیُمَرُّ فِیهِ بَعْدَ یَوْمَیْنِ أَوْ ثَلَاثَهًٍْ إِلَّا عُرِفَ أَنَّهُ قَدْ مَرَّ فِیهِ لِطِیبِ عَرْفِهِ وَ کَانَ لَا یَمُرُّ بِحَجَرٍ وَ لَا بِشَجَرٍ إِلَّا سَجَدَ لَه.
امام باقر (- در رسول خدا (سه ویژگی داشت که کسی جز ایشان آن سه را ندارد؛ حضرت سایه نداشت [زیرا نور او تحت الشّعاع خورشید نمی‌گشت]، از راهی نمی‌گذشت جز آنکه هرکس بعد از دو روز و سه روز از آنجا می‌گذشت، به‌واسطه‌ی بوی خوشش می‌فهمید که پیغمبر (از آنجا عبور کرده است، و بر هر سنگ و هر درختی گذر میکرد به ایشان سجده میکردند.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۸
الکافی، ج۱، ص۴۴۲
۳
(سبأ/ ۱۰)
السّجاد (- عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیَّبِ قَالَ کَانَ الْقَوْمُ لَا یَخْرُجُونَ مِنْ مَکَّهًَْ حَتَّی یَخْرُجَ عَلِیُّ بْنُ الْحُ-سَیْنِ سَیِّدُ الْعَابِدِینَ (فَخَرَجَ (فَخَرَجْتُ مَعَهُ فَنَزَلَ فِی بَعْضِ الْمَنَازِلِ فَصَلَّی رَکْعَتَیْنِ فَسَبَّحَ فِی سُجُودِهِ فَلَمْ یَبْقَ شَجَرٌ وَ لَا مَدَرٌ إِلَّا سَبَّحُوا مَعَهُ فَفَزِعْنَا فَرَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ یَا سَعِیدُ أَ فَزِعْتَ فَقُلْتُ نَعَمْ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ هَذَا التَّسْبِیحُ الْأَعْظَم.
امام سجاد (- سعیدبن‌مسیّب گفت: تا علی‌بن‌الحسین (از مکّه خارج نمی‌شد، مردم خارج نمی‌ش-دند. یک سال من در خدمت ایشان از مکّه بیرون آمدم. حضرت در منزلی فرود آمد و دو رکعت نماز خواند و در سجده تسبیح پروردگار کرد و هرچه در آن اطراف از درخت و گیاه وجود داشت با او به تسبیح پرداختند. من از شنیدن صدای تسبیح آن‌ها ترسیدم، سر برداشته و فرمود: «سعید! ترسیدی»؟ عرض کردم: «آری ای پسر رسول خدا (»! فرمود: «این تسبیح اعظم است».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۰۸
بحار الأنوار، ج۴۶، ص۱۵۰

و آهن را برای او نرم کردیم

۲ -۱
(سبأ/ ۱۰)
الصّادق (- قَالَ الصَّادِقُ (اطْلُبُوا الْحَوَائِجَ یَوْمَ الثَّلَاثَاءِ فَإِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی أَلَانَ اللَّهُ فِیهِ الْحَدِیدَ لِدَاوُدَ (.
امام صادق (- خواسته‌هایتان را روز سه‌شنبه بخواهید که در آن روز، خدا آهن را برای داود (نرم کرد.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۱۰
بحار الأنوار، ج۱۴، ص۳/ القمی، ج۲، ص۱۹۸؛ «بتفاوت»/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۳۳۶؛ «بتفاوت»/ نورالثقلین
۲ -۲
(سبأ/ ۱۰)
الصّادق (- مَنْ تَعَذَّرَتْ عَلَیْهِ الْحَوَائِجُ فَلْیَلْتَمِسْ طَلَبَهَا یَوْمَ الثَّلَاثَاءِ فَإِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی أَلَانَ اللَّهُ فِیهِ الْحَدِیدَ لِدَاوُدَ (.
امام صادق (- هرکس که تحقّق حاجاتش بر او مشکل شده باشد [و به خواسته‌هایش نرسیده]، باید در روز سه‌شنبه، آن‌ها را از خداوند بخواهد؛ زیرا روز سه‌شنبه، همان روزی است که خداوند در آن [روز] آهن را برای داود (نرم گردانید.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۱۰
نورالثقلین/ البرهان
۲ -۳
(سبأ/ ۱۰)
الکاظم (- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌جَعْفَرٍ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَی أَخِی مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أُرِیدُ الْخُرُوجَ إِلَی السَّفَرِ فَادْعُ. فَقَالَ (: وَ مَتَی تَخْرُجُ؟ إِلَی أَنْ قَالَ (: أَ لَا أَدُلُّکَ عَلَی یَوْمٍ سَهْلٍ أَلَانَ اللَّهُ فِیهِ الْحَدِیدَ لِدَاوُدَ (؟ قَالَ الرَّجُلُ: بَلَی، جُعِلْتُ فِدَاکَ. قَالَ: اخْرُجْ یَوْمَ الثَّلَاثَاءِ.
امام کاظم (- علی‌بن‌جعفر می‌گوید: مردی خدمت برادرم امام موسی‌کاظم (آمد و به او عرض کرد: «فدایت شوم! می‌خواهم به سفر بروم. برایم دعا کن». فرمود: «کی خارج می‌شوی»؟ ... امام (فرمود: «آیا به تو برای سفر در روز خوب و بر روز آسان راهنمایی نکنم؟! همان روزی که در آن، خداوند آهن را برای داود (نرم کرد»؟ آن مرد گفت: «آری، فدایت شوم»! فرمود: «روز سه‌شنبه [برای سفر] خارج شو».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۲، ص۳۱۰
نورالثقلین
بیشتر