سوره حجرات

فضیلت

۱
(حجرات/ مقدمه)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ کَتَبَهَا وَ عَلَّقَهَا عَلَیْهِ فِی قِتَالٍ أَوْ خُصُومَهًٍْ نَصَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی وَ فُتِحَ لَهُ بَابُ کُلِّ خَیْرٍ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس سوره‌ی حجرات را بنویسد و در جنگ یا هر خصومت و درگیری آن را بر خود آویزان کند، خداوند او را یاری کرده و درِ همه‌ی نیکی‌ها را به رویش خواهد گشود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۴
البرهان
۲
(حجرات/ مقدمه)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ الْحُجُرَاتِ أُعْطِیَ مِنَ الْأَجْرِ عَشْرَ حَسَنَاتٍ بِعَدَدِ کُلِّ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ عَصَاهُ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس سوره‌ی حجرات را بخواند، به تعداد همه‌ی کسانی‌که از خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله) اطاعت کردند و همه‌ی کسانی‌که نافرمانی خدا کردند، ده حسنه به عنوان پاداش به او عطا می‌شود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۴
نورالثقلین/ البرهان
۳
(حجرات/ مقدمه)
الصّادق (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ الْحُجُرَاتِ فِی کُلِ لَیْلَهًٍْ أَوْ فِی کُلِّ یَوْمٍ کَانَ مِنْ زُوَّارِ مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله).
امام صادق (علیه السلام)- هرکس سوره‌ی حجرات را هر شب یا هر روز بخواند، از زائران حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به‌حساب آید.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۴
وسایل الشیعه، ج۶، ص۲۵۶/ نورالثقلین/ البرهان
۴
(حجرات/ مقدمه)
الصّادق (علیه السلام)- مَنْ کَتَبَهَا وَ عَلَّقَهَا عَلَی الْمَتْبُوعِ أَمِنَ مِنْ شَیْطَانِهِ وَ لَمْ یَعُدْ إِلَیْهِ وَ أَمِنَ مِنْ کُلِّ مَا یَحْذَرُ مِنَ الْخَوْفِ؛ وَ الْمَرْأَهًُْ إِذَا شَرِبَتْ مَاءَهَا دَرَّتِ اللَّبَنَ بَعْدَ إِمْسَاکِهِ وَ حُفِظَ جَنِینُهَا وَ أَمِنَتْ عَلَی نَفْسِهَا مِنْ کُلِّ خَوْفٍ وَ مَحْذُورٍ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی.
امام صادق (علیه السلام)- هرکس این سوره را رونویسی و بر خودش آویزان کند، از شرّ شیطانش در امان خواهد بود و آن شیطان دیگر به سویش باز نخواهد گشت و از همه‌ی بیم‌ها و نگرانی‌ها رهایی خواهد یافت. هرگاه زن شیردهی که شیرش خشک شده است، آب متبرّک‌شده به وسیله‌ی این سوره را بنوشد، دوباره شیرش زیاد خواهد شد و اگر باردار باشد، جنین او سالم خواهد بود و به اراده‌ی خداوند از همه‌ی بیم‌ها و نگرانی‌ها در امان خواهد بود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۴
البرهان
آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ سَميعٌ عَليمٌ [1]
اى كسانى‌كه ايمان آورده‌ايد! چيزى را بر خدا وپيامبرش مقدّم نداريد [و از آن‌ها پيشى‌مگيريد]، و تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند شنوا و داناست.

سبب نزول

۱
(حجرات/ ۱)
علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- نَزَلَتْ فِی وَفْدِ تَمِیمٍ کَانُوا إِذَا قَدِمُوا عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَقَفُوا عَلَی بَابِ حُجْرَتِهِ فَن-َادَوْا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) اخْ-رُجْ إِلَیْنَا وَ کَ-انُوا إِذَا خَ-رَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَقَ-دَّمُوهُ فِی الْمَشْیِ وَ کَانُوا إِذَا کَلَّمُوهُ رَفَعُوا أَصْوَاتَهُمْ فَوْقَ صَوْتِهِ وَ یَقُولُونَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) مَا تَقُولُ فِی کَذَا وَ کَذَا کَمَا یُکَلِّمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَأَنْزَلَ اللَّهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِلَی قَوْلِهِ إِنَّ الَّذِینَ یُنادُونَکَ بَنُو تَمِیمٍ.
علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- این آیه درباره‌ی هیئت بنی‌تمیم نازل شد که چون [در سال نهم هجرت] خدمت رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) رسیدند پشت در اتاق حضرت ایستاده و فریاد زدند: «ای محمد (صلی الله علیه و آله) بیرون بی-ا»! و زم-انی‌که رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) بی-رون آمد پی-شاپی-ش حضرت به راه افت-ادند؛ و هن-گام-ی‌که [با حضرت] سخن می‌گفتند صدایشان را از صدای پیامبر (صلی الله علیه و آله) بالاتر برده و - آنچنان‌که با یکدیگر سخن می‌گفتند- به پیامبر (صلی الله علیه و آله) عرض‌می‌کردند: «ای محمد (صلی الله علیه و آله)! ای محمد (صلی الله علیه و آله)! نظرت در مورد فلان‌چیز چیست؟ خداوند نیز آیات یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... إِنَّ الَّذِینَ یُنادُونَکَ؛ را نازل فرمود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۴
بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۸/ القمی، ج۲، ص۳۱۸/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»
۲
(حجرات/ ۱)
أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن ابْنِ کُدَیْنَهًَْ الْأَوْدِیِّ، قَالَ: قَامَ رَجُلٌ إِلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَسَأَلَهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللهِ وَ رَسُولِهِ فِیمَنْ نَزَلَتْ. فَقَالَ مَا تُرِیدُ أَتُرِیدُ أَنْ تُغْرِیَ بِیَ النَّاسَ. قَالَ لَا یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام)، وَلَکِنْ أُحِبُّ أَنْ أَعْلَمَ قَالَ اجْلِسْ، فَجَلَسَ، فَقَالَ اکْتُبْ عَامِراً اکْتُبْ مَعْمَراً اکْتُبْ عُمَرَ اکْتُبْ عَمَّاراً اکْتُبْ مُعْتَمِراً. فِی أَحَدِ الْخَمْسَهًِْ نَزَلَتْ قَالَ سُفْیَانُ قُلْتُ لِفُضَیْلٍ أَتَرَاهُ عُمَرَ. قَالَ فَمَنْ هُوَ غَیْرُه.
امام علی (علیه السلام)- از ابن کدینه اودی روایت کردهاند که نقل کرد: مردی نزد امیرمؤمنان علی (علیه السلام) آمد و از او درباره این سخن خداوند بلند مرتبه: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَی اللهِ وَرَسُولِهِ، پرسید که درباره چه کسی نازل شده است؟ امام فرمود: «چه میخواهی؟ آیا میخواهی مردم را علیه یکدیگر بشورانی»؟ عرض کرد: «نه، ای امیر مؤمنان! ولی دوست دارم که بدانم». امام فرمود: «بنشین». او هم نشست، امام فرمود: «بنویس عامر، بنویس مَعمر، بنویس عُمر، بنویس عمّار، بنویس مُعتَمر! این آیه درباره‌ی یکی از این پنج نفر نازل شده است. سُفیان می‌گوید: به فُضَیل گفتم: «فکر میکنی آن شخص عمر است»؟ چه کسی جز او میتواند باشد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۶
بحارالأنوار، ج۳۰، ص۳۷۹
۳
(حجرات/ ۱)
الباقر (علیه السلام)- مَا سُلَّتِ السُّیُوفُ وَ لَا أُقِیمَتِ الصُّفُوفُ فِی صَلَاهًٍْ وَ لَا زُحُوفٍ وَ لَا جُهِرَ بِأَذَانٍ وَ لَا أَنْزَلَ اللَّهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا حَتَّی أَسْلَمَ أَبْنَاءُ الْقَیْلَهًِْ الْأَوْسُ وَ الْخَزْرَجُ.
امام باقر (علیه السلام)- هیچ شمشیری [در اسلام] از نیام در نیامد و هیچ صف نماز یا صف جنگی بر پا نشد و هیچ اذانی با صدای‌بلند گفته نشد و خداوند [هیچ آیه‌ای با] خطاب یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ؛ را نازل نفرمود تا اینکه افراد قبیله‌ی اوس و خزرج (دو قبیله‌ی مهم مدینه) اسلام آوردند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۶
نورالثقلین
۴
(حجرات/ ۱)
الصّادق (علیه السلام)- جَمِیلٍ قَالَ کَانَ الطَّیَّارُ یَقُولُ لِی إِبْلِیسُ لَیْسَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ إِنَّمَا أُمِرَتِ الْمَلَائِکَهًُْ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ (علیه السلام) فَقَالَ إِبْلِیسُ لَا أَسْجُدُ فَمَا لِإِبْلِیسَ یَعْصِی حِینَ لَمْ یَسْجُدْ وَ لَیْسَ هُوَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ قَالَ فَدَخَلْتُ أَنَا وَ هُوَ عَلَی أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ فَأَحْسَنَ وَ اللَّهِ فِی الْمَسْأَلَهًِْ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ رَأَیْتَ مَا نَدَبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ قَوْلِهِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَ دَخَلَ فِی ذَلِکَ الْمُنَافِقُونَ مَعَهُمْ قَالَ نَعَمْ وَ الضُّلَّالُ وَ کُلُّ مَنْ أَقَرَّ بِالدَّعْوَهًِْ الظَّاهِرَهًِْ وَ کَانَ إِبْلِیسُ مِمَّنْ أَقَرَّ بِالدَّعْوَهًِْ الظَّاهِرَهًِْ مَعَهُم.
امام صادق (علیه السلام)- جمیل گوید: طیّار به من می‌گفت: «ابلیس از فرشته‌ها نیست و جز این نیست که تنها فرشته‌ها به سجده‌ی بر آدم (علیه السلام) فرمان داده شدند و ابلیس گفت: «سجده نمی‌کنم» چرا ابلیس با اینکه فرشته نبوده به سبب عدم سجده گناهکار به شمار می‌آید»؟ گوید: من و او نزد امام صادق (علیه السلام) رفتیم، و به خدا که چه خوب احوالپرسی کرد. و او گفت: «فدایت شوم! بگو آنچه را خدا به‌وسیله‌ی آن مؤمنان را خوانده که فرموده: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آیا منافقان را هم شامل می‌شود»؟ فرمود: «آری! گمراهان و هرکس در ظاهر دعوت اسلام را پذیرفته است، و ابلیس هم در پذیرش دعوت ظاهری با آن‌ها بود».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۶
الکافی، ج۲، ص۴۱۲
آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ [2]
ای کسانی كه ايمان آورده‌ايد! صداى خود را از صداى پيامبر بالاتر نبريد، و در برابر او بلند سخن مگوييد [و او را بلند صدا نزنيد] آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‌كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد درحالى‌كه نمى‌دانيد.

سبب نزول

۱
(حجرات/ ۲)
ابن‌عباس (رحمة الله علیه)- نَزَلَتْ فِی ثَابِتِ‌بْنِ‌قَیْسِ‌بْنِ‌شَمَّاسٍ وَ کَانَ فِی أُذُنِهِ وَقْرٌ وَ کَانَ جَهُورِیَّ الصَّوْتِ فَکَانَ إِذَا کَلَّمَ رَفَعَ صَوْتَهُ وَ رُبَّمَا تَأَذَّی رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) بِصَوْتِهِ.
ابن‌عباس (رحمة الله علیه)- این آیه درباره‌ی ثابت‌بن‌قیس‌بن‌شماس که گوشش سنگین بود و صدای بلندی داشت نازل شد؛ او هنگامی‌که سخن می‌گفت، صدایش را بالا می‌برد و چه بسا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از صدای او اذیّت می‌شد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۸
نورالثقلین

ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! صدای خود را از صدای پیامبر بالاتر نبرید، و در برابر او بلند سخن مگویید [و او را بلند صدا نزنید] آن گونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا می‌کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد درحالی‌که نمی‌دانید

۱ -۱
(حجرات/ ۲)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَنَسٍ: لَمَّا نَزَلَتِ الْآیَهًُْ فَقَدَ ثَابِتٌ، فَتَفَقَّدَهُ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَأُخْبِرَ بِشَأنِهِ فَدَعَاهُ فَسَأَلَهُ. فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) لَقَدْ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ وَ إِنِّی جَهُورِیُّ الصَّوْتِ فَأَخُافُ أَنْ یَکُونَ عَمَلِی قَدْ حَبِطَ، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): لَسْتَ هُنَاکَ إِنَّکَ تَعِیشُ بِخَیْرٍ وَ تَمُوتُ بِخَیْرٍ وَ إِنَّکَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از انس‌بن‌مالک نقل‌شده: هنگامیکه این آیه نازل شد، ثابت‌بن‌قیس ناپدید شد. رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) سراغش را گرفت؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از حال او باخبر ساختند؛ حضرت ثابت را نزد خویش فرا خوانده و از او [درباره‌ی علّت ناپدید شدنش] پرسید. او عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این آیه نازل شد و من هم شخصی هستم که صدای بلندی دارم، می‌ترسم که عملم نابود شود [به‌همین‌خاطر در محضر شما حاضر نمی‌شوم]». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «تو مصداق این آیه نیستی، تو به خیر و نیکی زندگی خواهی کرد و به نیکی خواهی مُرد و از اهل بهشت خواهی بود».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۸
نورالثقلین
۱ -۲
(حجرات/ ۲)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ قَالَ ثَابِتُ‌بْنُ‌قَیْسٍ: أَنَا الَّذِی کُنْتُ أَرْفَعُ صَوْتِی فَوْقَ صَوْتِ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَجْهَرُ لَهُ بِالْقَوْلِ؛ حَبِطَ عَمَلِی، أَنَا مِنْ أَهْلِ النَّارِ. وَ کَانَ ثَابِتٌ رَفِیعَ الصَّوْتِ. فَذُکِرَ ذَلِکَ لِرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: هُوَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی‌که این آیه نازل شد، ثابت‌بن‌قیس گفت: «من بودم که صدایم را از صدای رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) فراتر برده و در برابر او بلند سخن می‌گفتم؛ اعمال من نابود شد و من اهل دوزخم». این مطلب به گوش رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) رسید. حضرت‌فرمود: «[چنین نیست] او اهل بهشت است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۸
بحرالعرفان، ج۱۵، ص۷۹، نورالثقلین
۱ -۳
(حجرات/ ۲)
الکاظم (علیه السلام)- إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا قَدِمَ الْمَدِینَهًَْ وَ کَثُرَ حَوْلَهُ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ وَ کَثُرَتْ عَلَیْهِ الْمَسَائِلُ وَ کَانُوا یُخَاطِبُونَهُ بِالْخِطَابِ الشَّرِیفِ الْعَظِیمِ الَّذِی یَلِیقُ بِهِ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی کَانَ قَالَ لَهُمْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِهِمْ رَحِیماً وَ عَلَیْهِمْ عَطُوفاً وَ فِی إِزَالَهًِْ الْآثَامِ عَنْهُمْ مُجْتَهِداً حَتَّی إِنَّهُ کَانَ یَنْظُرُ إِلَی کُلِّ مَنْ کَانَ یُخَاطِبُهُ فَیَعْمَلُ عَلَی أَنْ یَکُونَ صَوْتُهُ مُرْتَفِعاً عَلَی صَوْتِهِ لِیَزِیلَ عَنْهُ مَا تَوَعَّدَهُ اللَّهُ بِهِ مِنْ إِحْبَاطِ أَعْمَالِهِ حَتَّی إِنَّ رَجُلًا أَعْرَابِیّاً نَادَاهُ یَوْماً وَ هُوَ خَلْفَ حَائِطٍ بِصَوْتٍ لَهُ جَهْوَرِیٍّ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَأَجَابَهُ (صلی الله علیه و آله) بِأَرْفَعَ مِنْ صَوْتِهِ یُرِیدُ أَنْ لَا یَأْثَمَ الْأَعْرَابِیُّ بِارْتِفَاعِ صَوْتِهِ.
امام کاظم (علیه السلام)- وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) وارد مدینه شد و اطراف او را مهاجر و انصار گرفتند و پیوسته نیازمندی مردم به ایشان افزایش می‌یافت و او را با لقبهای شایسته و بزرگ مورد خطاب قرار می‌دادند آن القابی که زیبنده‌ی آن جناب بود و خداوند به آن‌ها دستور داده بود: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نسبت به آن‌ها مهربان و با محبّت بود و در رفع گرفتاری آن‌ها پیوسته می‌کوشید به‌طوری‌که سعی می‌کرد با هرکدام از مؤمنین صحبت می‌کرد صدای خود را از او بلندتر نماید مبادا آن مؤمن اگر صدایش بلند شود مشمول تهدید خداوند قرار گیرد و اعمالش از میان برود. روزی مردی اعرابی از پشت دیوار با صدای بلند ایشان را صدا زده گفت: یا محمّد (صلی الله علیه و آله)! امّا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با صدای بلندتری که منظورش این بود مرد عرب با بلند نمودن صدایش به گناه دچار نگردد او را پاسخ داد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۰۸
بحارالأنوار، ج۹، ص۳۳۱/ الإمام العسکری، ص۴۷۷
آیه إِنَّ الَّذينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ أُولئِكَ الَّذينَ امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيمٌ [3]
به يقين كسانى‌كه صداى خود را نزد پيامبر خدا پايين مى‌آورند همان كسانى هستند كه خداوند دلهايشان را براى تقوا خالص نموده، و براى آنان آمرزش وپاداش عظيمى است.

به یقین کسانی‌که صدای خود را نزد پیامبر خدا پایین می‌آورند

۱ -۱
(حجرات/ ۳)
الحسین (علیه السلام)- بَیْنَمَا أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) جُلُوسٌ فِی مَسْجِدِهِ بَعْدَ وَفَاتِهِ یَتَذَاکَرُونَ فَضْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذْ دَخَلَ عَلَیْنَا حِبْرٌ مِنْ أَحْبَارِ یَهُودِ أَهْلِ الشَّامِ قَدْ قَرَأَ التَّوْرَاهًَْ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ صُحُفَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ الْأَنْبِیَاءِ وَ عَرَفَ دَلَائِلَهُمْ فَسَلَّمَ عَلَیْنَا وَ جَلَسَ ثُمَّ لَبِثَ هُنَیْئَهًًْ هُنَیْهَهًًْ ثُمَّ قَالَ یَا أُمَّهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مَا تَرَکْتُمْ لِنَبِیٍّ (صلی الله علیه و آله) دَرَجَهًًْ وَ لَا لِمُرْسَلٍ فَضِیلَهًًْ إِلَّا وَ قَدْ تَحَمَّلْتُمُوهَا لِنَبِیِّکُمْ فَهَلْ عِنْدَکُمْ جَوَابٌ إِنْ أَنَا سَأَلْتُکُمْ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) سَلْ یَا أَخَا الْیَهُودِ مَا أَحْبَبْتَ فَإِنِّی أُجِیبُکَ عَنْ کُلِّ مَا تَسْأَلُ بِعَوْنِ اللَّهِ تَعَالَی وَ مَنِّهِ فَوَ اللَّهِ مَا أَعْطَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ نَبِیّاً وَ لَا مُرْسَلًا دَرَجَهًًْ وَ لَا فَضِیلَهًًْ إِلَّا وَ قَدْ جَمَعَهَا لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ زَادَهُ عَلَی الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ أَضْعَافاً مُضَاعَفَهًًْ وَ لَقَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا ذَکَرَ لِنَفْسِهِ فَضِیلَهًًْ قَالَ وَ لَا فَخْرَ وَ أَنَا أَذْکُرُ لَکَ الْیَوْمَ مِنْ فَضْلِهِ مِنْ غَیْرِ إِزْرَاءٍ عَلَی أَحَدٍ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) مَا یُقِرُّ اللَّهُ بِهِ أَعْیُنَ الْمُؤْمِنِینَ شُکْراً لِلَّهِ عَلَی مَا أَعْطَی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) الْآنَ فَاعْلَمْ یَا أَخَا الْیَهُودِ إِنَّهُ کَانَ مِنْ فَضْلِهِ عِنْدَ رَبِّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ شَرَفِهِ مَا أَوْجَبَ الْمَغْفِرَهًَْ وَ الْعَفْوَ لِمَنْ خَفَضَ الصَّوْتَ عِنْدَهُ فَقَالَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فِی کِتَابِهِ إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ أُولئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوی لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ.
امام حسین (علیه السلام)- در آن میان که بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یارانش در مسجد آن حضرت (علیه السلام) نشسته بودند سخن از فضل و برتری آن حضرت (علیه السلام) می‌گفتند ناگاه یکی از علمای یهود از اهالی شام بر ما وارد شد. او تورات و انجیل و زبور و صُحُف ابراهیم و پیامبران را خواند بود و نشانههای آنان را میشناخت. بر ما سلام کرد و نشست. کمی درنگ کرد و سپس گفت: «ای امت محمّد! شما هیچ مقامی از هیچ پیامبری را و هیچ فضیلتی از هیچ رسولی را وانگذاشته‌اید و همه را به پیامبر خود نسبت دادهاید، اگر من از شما سوال کنم پاسخی دارید»؟ امیرمومنان (علیه السلام) به او فرمود: «ای برادر یهودی! هر چه دوست داری بپرس، من به یاری و منّت خداوند متعال از هر چیزی بپرسی پاسخت را میدهم، به خدا سوگند خداوند عزّوجل هر مقام و فضیلتی به هر پیامبر و رسولی عطا کرد همه را برای محمّد (صلی الله علیه و آله) جمع آورد و چندین برابر پیامبران و رسولان بر محمّد (صلی الله علیه و آله) افزود، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وقتی برای خود از فضیلتی یاد میکرد میفرمود: از روی فخرفروشی نمیگویم، امروز من بدون آنکه از مقام هیچ یک از پیامبران بکاهم، درباره حضرت برایت از فضایلی سخن میگویم که خداوند با آنها چشم مؤمنان را روشن میکند، تا این سخنان شُکری باشد به درگاه خداوند به خاطر همه آنچه که به محمّد (صلی الله علیه و آله) عطا فرمود، ای برادر یهودی! اکنون بدان فضیلت و شرافت محمّد (صلی الله علیه و آله) نزد پروردگارش چنان بود که هرکه صدایش را در حضور حضرت پایین میآورد مستوجب آمرزش و بخشش میشد، خداوند والامقام در کتاب خود فرمود: إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ أُولئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوی لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیم».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۱۰
بحارالأنوار، ج۱۶، ص۳۴۱/ إرشادالقلوب، ج۲، ص۴۰۶؛ «بتفاوت لفظی»

همان کسانی هستند که خداوند دلهایشان را برای تقوا خالص نموده، و برای آنان آمرزش وپاداش عظیمی است

۲ -۱
(حجرات/ ۳)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ رِبْعِیِّ‌بْنِ‌خِرَاشٍ قَالَ: خَطَبَنَا عَلِیٌّ (علیه السلام) فِی الرَّحْبَهًِْ ثُمَ قَالَ: إِنَّهُ لَمَّا کَانَ فِی زَمَانِ الْحُدَیْبِیَهًِْ خَرَجَ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أُنَاسٌ مِنْ قُرَیْشٍ مِنْ أَشْرَافِ أَهْلِ مَکَّهًَْ فِیهِمْ سُهَیْلُ‌بْنُ‌عَمْرٍو فَقَالُوا: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَنْتَ جَارُنَا وَ حَلِیفُنَا وَ ابْنُ عَمِّنَا وَ لَقَدْ لَحِقَ بِکَ أُنَاسٌ مِنْ آبَائِنَا وَ إِخْوَانِنَا وَ أَقَارِبِنَا لَیْسَ بِهِمُ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ لَا رَغْبَهًٌْ فِیمَا عِنْدَکَ وَ لَکِنْ إِنَّمَا خَرَجُوا فِرَاراً مِنْ ضِیَاعِنَا وَ أَعْمَالِنَا وَ أَمْوَالِنَا فَارْدُدْهُمْ عَلَیْنَا. فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَبَا بَکْرٍ فَقَالَ لَهُ: انْظُرْ فِیمَا یَقُولُونَ. فَقَالَ: صَدَقُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنْتَ جَارُهُمْ فَارْدُدْهُمْ عَلَیْهِمْ. قَالَ: ثُمَّ دَعَا عُمَرَ فَقَالَ مِثْلَ قَوْلِ أَبِی بَکْرٍ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عِنْدَ ذَلِکَ لَا تَنْتَهُونَ یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ حَتَّی یَبْعَثَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ رَجُلًا امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلتَّقْوَی یَضْرِبُ رِقَابَکُمْ عَلَی الدِّینِ فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ: أَنَا هُوَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: لَا فَقَامَ عُمَرُ فَقَالَ: أَنَا هُوَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)؟ قَالَ: لَا وَ لَکِنَّهُ خَاصِفُ النَّعْلِ وَ أَنَا کُنْتُ أَخْصِفُ نَعْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیْنَا عَلِیٌّ (علیه السلام) فَقَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ: مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ربعی‌بن‌خِراش گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) در «رحبه» برای ما خطبه‌ای خواند و فرمود: «در صلح حدیبیّه، گروهی از قریش و اشراف مکّه که سهیل‌بن‌عمرو نیز جزو آنها بود نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند و گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! تو همسایه، هم پیمان و عموزاده‌ی ما هستی؛ گروهی از فرزندان، برادران و خویشاوندان ما به تو پیوسته‌اند، آنها هیچ شناختی از دین نداشته و تمایلی نسبت به آن‌چه نزد توست ندارند، بلکه به‌خاطر فرار از [کارکردن در] کشتزارهای ما و همکاری با ما و [نگهداری از] دارایی‌های ما به‌سوی تو آمده‌اند؛ بنابراین آنها را به ما بازگردان». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ابوبکر را خواسته و به‌او فرمود: «نظرت در مورد سخنان اینها چیست»؟ ابوبکر عرض‌کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! اینها راست می‌گویند؛ تو همسایه ایشان هستی؛ پس این افراد را به آنها باز گردان»! آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) عمر را فرا خواند. او نیز سخن ابوبکر را تکرار کرد. در این هنگام پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای قریش! شما دست از دشمنی بر نخواهید داشت، مگر زمانی‌که خداوند فردی که خدا دلش را برای تقوا خالص نموده بر ضدّ شما برانگیزد و او گردن‌های شما را بر اساس [دستور] دین بزند»! ابوبکر گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آیا آن شخص من هستم»؟ آن حضرت پاسخ منفی داد. عمر گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آیا آن شخص من هستم»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خیر! بلکه او کسی است که اکنون در حال وصله‌زدن کفش است»؛ [در آن هنگام] من مشغول وصله‌زدن کفش رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) بودم». [در ادامه] ربعی‌بن‌خِراش گوید: سپس علی (علیه السلام) رو به ما کرده و فرمود: از رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که می‌فرمود: «هرکس عمداً به من دروغی نسبت دهد، برای خود جایگاهی در دوزخ مهیّا کند».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۱۰
بحارالأنوار، ج۳۲، ص۳۱۳/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۸۳/ البرهان؛ «بتفاوت»
۲ -۲
(حجرات/ ۳)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مِنَ الصِّحَاحِ السِّتَّهًِْ لِرَزِینٍ الْعَبْدَرِیِّ مِنَ الْجُزْءِ الثَّالِثِ فِی ذِکْرِ غَزْوَهًِْ الْحُدَیْبِیَهًِْ مِنْ سُنَنِ أَبِی‌دَاوُدَ وَ صَحِیحِ التِّرْمِذِیِّ بِالْإِسْنَادِ الْأَوَّلِ قَالَ: لَمَّا کَانَ یَوْمُ الْحُدَیْبِیَهًِْ خَرَجَ إِلَیْنَا أُنَاسٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ مِنْ رُؤَسَائِهِمْ فَقَالُوا: قَدْ خَرَجَ إِلَیْکُمْ مِنْ أَبْنَائِنَا وَ أَرِقَّائِنَا وَ إِنَّمَا خَرَجُوا فِرَاراً مِنْ خِدْمَتِنَا فَارْدُدْهُمْ إِلَیْنَا. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ لَتَنْتَهُنَّ عَنْ مُخَالَفَهًِْ أَمْرِ اللَّهِ أَوْ لَیَبْعَثَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ مَنْ یَضْرِبُ رِقَابَکُمْ بِالسَّیْفِ الَّذِینَ قَدْ امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوی. قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): مَنْ أُولَئِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)؟ قَالَ: مِنْهُمْ خَاصِفُ النَّعْلِ وَ کَانَ قَدْ أَعْطَی عَلِیّاً (علیه السلام) نَعْلَهُ یَخْصِفُهَا.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در روز صلح حدیبیّه گروهی از سران مشرکین نزد ما آمدند و گفتند: «عدّه‌ای از فرزندان و بردگان ما از بیم کار برای ما فرارکرده و به شما پناهنده شده‌اند؛ آنها را به ما باز گردانید». رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای قوم قریش! از مخالفت با فرمان پروردگار دست بردارید؛ در غیر این صورت خداوند کسانی را بر ضدّ شما برانگیزد که گردن‌هایتان را با شمشیر بزنند، همان کسانی‌که امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوی». برخی از یاران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عرض کردند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آن‌ها چه کسانی‌اند»؟ آن حضرت فرمود: «یکی از آنان کسی است که کفش را وصله می‌زند». پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حالی این جمله را فرمود که [قبل از آن] کفش‌خویش را به علی (علیه السلام) داده بود تا آن را وصله بزند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۱۲
کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۳۵/ البرهان
۲ -۳
(حجرات/ ۳)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- صَحِیحُ التِّرْمِذِیِ: أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ یَوْمَ الْحُدَیْبِیَهًِْ لِسُهَیْلِ‌بْنِ‌عَمْرٍو وَ قَدْ سَأَلَهُ رَدَّ جَمَاعَهًٍْ فَرُوِیَ أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ لِتَنْتَهُنَ أَوْ لَیَبْعَثَنَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ مَنْ یَضْرِبُ رِقَابَکُمْ عَلَی الدِّینِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْإِیمَانِ. قَالُوا: مَنْ هُوَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)؟ قَالَ: هُوَ خَاصِفُ النَّعْلِ وَ کَانَ أَعْطَی عَلِیّاً (صلی الله علیه و آله) نَعْلَهُ یَخْصِفُهَا.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌شهر آشوب در کتاب مناقب از کتاب صحیح ترمذی نقل‌کرده: پیامبر (صلی الله علیه و آله) در روز صلح حدیبیّه به سهیل‌بن‌عمرو - که از حضرت خواسته بود گروهی را [به مشرکان‌مکّه] بازگرداند - فرمود: «ای قوم قریش! [از این درخواست] دست بردارید؛ در غیر این‌صورت، خداوند کسی را بر ضدّ شما برانگیزد که گردن‌هایتان را بر اساس [دستور] دین بزند؛ همان کسی‌که خداوند دلش را با ایمان، خالص نموده‌است». اصحاب عرض‌کردند: «ای رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله)! آن شخص کیست»؟ آن‌حضرت فرمود: «او همان کسی است که کفش را وصله می‌زند». پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حالی این جمله را فرمود که [قبل از آن] کفش‌خویش را به علی (علیه السلام) داده بود تا آن را وصله بزند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۱۲
بحارالأنوار، ج۳۲، ص۳۰۰/ البرهان
آیه إِنَّ الَّذينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ [4]
[ولى] كسانى‌كه تو را از پشت حجره‌ها بلند صدا مى‌زنند، بيشترشان نمى‌فهمند.
۱
(حجرات/ ۴)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام): فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنَّ الَّذِینَ یُنادُونَکَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ عَنَی بِذَلِکَ کَسْرَ بُیُوتِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بَیْتِ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ ذَلِکَ أَنَ النَّاسَ کَانُوا یَأْتُونَ مِنَ الْأَمْصَارِ فَیَقُولُونَ: بَیْتُ مَنْ هَذَا؟ فَیَقُولُونَ: بَیْتُ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ یَقُولُونَ: بَیْتُ مَنْ هَذَا؟ فَیَقُولُونَ: بَیْتُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِب (علیه السلام).
امام صادق (علیه السلام) - از امام‌صادق (علیه السلام) نقل‌شده که درمورد آیه: إِنَّ الَّذِینَ یُنادُونَکَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ؛ فرمود: «منظور خداوند از پشت حجره‌ها، کنار خانه‌های رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) و خانه‌ی علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است؛ و جریان از این قرار است که مردم از شهرهای مختلف می‌آمدند و می‌پرسیدند: «اینجا خانه‌ی کیست»؟ [مسلمانان] پاسخ می‌دادند: «خانه‌ی پیامبر (صلی الله علیه و آله)». می‌پرسیدند: «اینجا خانه‌ی کیست»؟ پاسخ می‌دادند: «خانه‌ی امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۱۲
فرات الکوفی، ص۴۲۶
۲
(حجرات/ ۴)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الزَّمَخْشَرِیُّ فِی رَبِیعِ الْأَبْرَارِ قَالَ: کَانَ قَوْمٌ مِنْ سُفَهَاءِ بَنِی تَمِیمٍ أَتَوْا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) اخْرُجْ إِلَیْنَا نُکَلِّمْکَ. فَغَمَّ ذَلِکَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ سَاءَهُ مَا ظَهَرَ مِنْ سُوءِ أَدَبِهِمْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ: إِنَّ الَّذِینَ یُنادُونَکَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- [زمخشری در «ربیع الابرار»] نوشته است: گروهی از نادانان بنی‌تمیم به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند و فریاد زدند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! از خانه خارج شو؛ می‌خواهیم با تو صحبت کنیم». رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) از این عمل و بی‌ادبی آن‌ها اندوهگین شد. به همین دلیل خداوند آیه: إِنَّ الذِینَ یُنَادُونَکَ مِن ورَاء الحُجُرَاتِ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلونَ را نازل فرمود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۱۴
البرهان
آیه وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحيمٌ [5]
اگر آن‌ها صبر مى‌كردند تا تو به نزد آن‌ها بيرون آيى، براى آنان بهتر بود؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است.
آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ [6]
اى كسانى‌كه ايمان آورده‌ايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره‌ی آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى ناآگاهى آسيب برسانيد و از كرده‌ی خود پشيمان شويد.

سبب نزول

۱
(حجرات/ ۶)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن جَابِرِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ (رحمة الله علیه) قَال: بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْوَلِیدَ بْنَ‌عُقْبَهًَْ بْنِ‌أَبِی‌مُعَیْطٍ إِلَی بَنِی‌وَلِیعَهًَْ قَالَ وَ کَانَتْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُمْ شَحْنَاءُ فِی الْجَاهِلِیَّهًِْ قَالَ فَلَمَّا بَلَغَ إِلَی بَنِی وَلِیعَهًَْ اسْتَقْبَلُوهُ لِیَنْظُرُوا مَا فِی نَفْسِهِ قَالَ فَخَشِیَ الْقَوْمَ فَرَجَعَ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ بَنِی‌وَلِیعَهًَْ أَرَادُوا قَتْلِی وَ مَنَعُونِیَ الصَّدَقَهًَْ فَلَمَّا بَلَغَ بَنِی وَلِیعَهًَْ الَّذِی قَالَ لَهُمُ الْوَلِیدُ‌بْنُ‌عُقْبَهًَْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَقُوا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه و آله) لَقَدْ کَذَبَ الْوَلِیدُ وَ لَکِنْ کَانَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ شَحْنَاءُ فِی الْجَاهِلِیَّهًِْ فَخَشِینَا أَنْ یُعَاقِبَنَا بِالَّذِی بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ قَالَ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لَتَنْتَهُنَّ یَا بَنِی‌وَلِیعَهًَْ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَیْکُمْ رَجُلًا عِنْدِی کَنَفْسِی فَقَتَلَ مُقَاتِلِیکُمْ وَ سَبَی ذَرَارِیَّکُمْ هُوَ هَذَا حَیْثُ تَرَوْنَ ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ عَلَی کَتِفِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ أَنْزَلَ اللَّهُ فِی الْوَلِیدِ هَذِهِ الْآیَهًَْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جابر (رحمة الله علیه) گوید: حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) ولیدبن‌عقبه را به بنی ولیعه فرستاد تا صدقات ایشان را فرا گیرد و میان ولید و ایشان در جاهلیّت خونی واقع بوده، چون خبر آمدن ولید بشنیدند از سر عداوت دیرینه گذشته طرح محبّت مجدّد انداختند، و مردم بسیار از روی تعظیم و اجلال به استقبال وی بیرون آمدند، ولید پنداشت که به مقاتله او می‌آیند فرار نموده نزد حضرت رسالت (صلی الله علیه و آله) آمده به عرض رسانید که بنی‌ولیعه قصد قتل من کردند و از دادن زکات ابا نمودند، چون بنی‌ولیعه از این خبر واقف شدند آمدند نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و گفتند: «ولید دروغ می‌گوید؛ ولیکن در میان ما خونی بود ترسیدیم که مبادا ما را به آن معاقب سازد، امّا سرکشی نکردیم». آن حضرت فرمود: «می‌باید که باز ایستید از مخالفت شما ای بنی‌ولیعه و اگر نه بفرستم کسی را در میان شما که به منزله‌ی نفس من است که با قتال‌کنندگان شما و سبی‌کنندگان ذراری شما مقاتله کند و او این است که بهترین آن کس است، همان‌طور که می‌بینید». و دست مبارک بر دوش امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌زد و این می‌فرمود. آنگاه این آیه نازل شد در شأن ولیدبن‌عقبه که یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۱۴
بحارالأنوار، ج۲۲، ص۸۵/ فرات الکوفی، ص۴۲۶/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۱۵۸ و کشف الیقین، ص۲۹۲؛ «بتفاوت لفظی»
۲
(حجرات/ ۶)
علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ فَإِنَّهَا نَزَلَتْ فِی مَارِیَهًَْ الْقِبْطِیَّهًِْ أُمِّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ کَانَ سَبَبَ ذَلِکَ أَنَّ عَائِشَهًَْ قَالَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) لَیْسَ هُوَ مِنْکَ وَ إِنَّمَا هُوَ مِنْ جَرِیحٍ الْقِبْطِیِّ فَإِنَّهُ یَدْخُلُ إِلَیْهَا فِی کُلِّ یَوْمٍ فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَالَ لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) خُذِ السَّیْفَ وَ ائْتِنِی بِرَأْسِ جَرِیحٍ فَأَخَذَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِ-ینَ (علیه السلام) السَّیْفَ ثُمَّ قَالَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه و آله) إِنَّکَ إِذَا بَعَثْتَنِی فِی أَمْرٍ أَکُونُ فِیهِ کَالسَّفُّودِ الْمُحْمَی فِی الْوَبَرِ فَکَیْفَ تَأْمُرُنِی أَتَثَبَّتُ فِیهِ أَمْ أَمْضِی عَلَی ذَلِکَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَلْ تَثَبَّتْ فَجَاءَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِلَی مَشْرَبَهًِْ أُمِّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَتَسَلَّقَ عَلَیْهَا فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهِ جَرِیحٌ هَرَبَ مِنْهُ وَ صَعِدَ النَّخْلَهًَْ فَدَنَا مِنْهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ انْزِلْ فَقَالَ لَهُ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) اتَّقِ اللَّهَ مَا هَاهُنَا بَأْسٌ إِنِّی مَجْبُوبٌ ثُمَّ کَشَفَ عَنْ عَوْرَتِهِ فَإِذَا هُوَ مَجْبُوبٌ فَأَتَی بِهِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا شَأْنُکَ یَا جَرِیحُ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه و آله)إِنَّ الْقِبْطَ یَجُبُّونَ حَشَمَهُمْ وَ مَنْ یَدْخُلُ إِلَی أَهَالِیهِمْ وَ الْقِبْطِیُّونَ لَا یَأْنَسُونَ إِلَّا بِالْقِبْطِیِّینَ فَبَعَثَنِی أَبُوهَا لِأَدْخُلَ إِلَیْهَا وَ أَخْدُمَهَا وَ أُونِسَهَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ ...
علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- یَاأَیُّهَا الذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَومًا بِجَهَالةٍ؛ این آیه درباره‌ی ماریه‌ی قبطی همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مادر ابراهیم فرزند آن حضرت (صلی الله علیه و آله) نازل شده است. شأن نزول آن این بود که عایشه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت: «ابراهیم پسر شما نیست، بلکه پدر او جریح قبطی است که هر روز نزد ماریه می‌آید». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خشمگین شد و به امیرالمؤمنین (علیه السلام) دستور داد: «این شمشیر را بردار و سر جریح را برایم بیاور». امیرالمؤمنین (علیه السلام) شمشیر را برداشت و فرمود: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! پدر و مادرم فدایت باد! هرگاه تو مرا برای انجام کاری بفرستی من بی‌درنگ آن را انجام دهم، مانند آهن گداخته‌ای که در میان پشم بیفتد و به سرعت همه آن را بسوزاند. چه دستور می‌دهید، آیا در این باره از او بازجویی کنم یا بی‌درنگ او را بکشم». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «او را بازجویی کن». امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مشربه امّ ابراهیم رفت و از آن جا بالا رفت. زمانی‌که جریح او را دید از دستش فرار کرد و از نخل بالا رفت. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او نزدیک شد و فرمود: «پایین بیا»! جریح گفت: «ای علی (علیه السلام)! در این جا کسی نیست، من اخته هستم»؛ سپس عورتش را عریان کرد و اخته‌بودنش نمایان شد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) او را به محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله) برد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «ای جریح! تو را چه شده است»؟ جریح گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! قبطی‌ها چهارپایانشان و مردانی را که با زنانشان مراوده داشته باشند، خواجه می‌کنند. علاوه بر این قبطی‌ها فقط با همدیگر انس و الفت می‌گیرند. پدر ماریه مرا فرستاد تا نزد ماریه بیایم و خدمتکار و مونس او باشم». در این هنگام خداوند آیه: یَا أَیُّهَا الذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا را نازل فرمود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۴، ص۵۱۴
بحارالأنوار، ج۲۲، ص۱۵۳/ القمی، ج۲، ص۳۱۸/ نورالثقلین/ البرهان
بیشتر