سوره ممتحنه

ثواب قرائت

۱
(ممتحنه/ مقدمه)
السّجّاد (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ الْمُمْتَحِنَةِ فِی فَرَائِضِهِ وَ نَوَافِلِهِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ وَ نَوَّرَ لَهُ بَصَرَهُ وَ لَا یُصِیبُهُ فَقْرٌ أَبَداً وَ لَا جُنُونٌ فِی بَدَنِهِ وَ لَا فِی وُلْدِهِ.
امام سجّاد (علیه السلام)- هرکس سوره‌ی ممتحنه را در نمازهای واجب و نافله‌ی خود بخواند، خداوند قلبش را برای ایمان میآزماید و به دیدگانش نور عطا می‌کند و هرگز به دامان فقر نمی‌افتد و نه خودش دچار جنون میشود و نه فرزندانش.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۸۴
ثواب الأعمال، ص۱۱۸/ نورالثقلین/ البرهان
۲
(ممتحنه/ مقدمه)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَ هَذِهِ السَّورَهًَْ صَلَّتْ عَلَیْهِ الْمَلَائِکَهًُْ وَ اسْتَغْفَرَتْ لَهُ وَ إِذَا مَاتَ فِی یَوْمِهِ أَوْ لَیْلَتِهِ مَاتَ شَهِیداً وَ کَانَ الْمُؤْمِنُونَ شُفَعَاؤَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًْ وَ مَنْ کَتَبَهَا وَ شَرِبَهَا ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ مُتَوَالِیَهًٍْ لَمْ یَبْقَ لَهُ طُحَالٌ وَ أَمِنَ مِنْ وَجَعِهِ وَ زِیَادَتِهِ وَ تَعَلَّقَ الرِّیَاحَ مُدَّهًَْ حَیَاتِهِ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس این سوره را بخواند، ملائکه بر او درود می‌فرستند و برای او طلب استغفار می‌کنند. اگر در روز یا شبی که این سوره را خوانده است بمیرد، شهید است و مؤمنان، شفیع او در روز قیامت هستند. هرکس آن را بنویسد و سه روز متوالی بنوشد، به بیماری طحال دچار نمی‌شود و از درد این بیماری و بالاگرفتن و فزونی‌یافتن آن در امان می‌ماند و به اذن خداوند تعالی، در مدّت زندگیاش مثل باد حرکت خواهد کرد [کنایه از سلامتی].
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۸۴
البرهان/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»
آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً في سَبيلي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ [1]
اى كسانى ‌كه ايمان آورده‌ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مى‌كنيد، درحالى‌كه آن‌ها به آنچه از حق براى شما آمده كافر شده‌اند و پيامبرخدا و شما را به‌ خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همه‌ی شماست از شهر و ديارتان بيرون مى‌رانند و اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كرده‌ايد [پيوند دوستى با آنان برقرار نسازيد]. شما مخفيانه با آن‌ها رابطه‌ی دوستى برقرار مى‌كنيد درحالى‌كه من به آنچه پنهان يا آشكار مى‌سازيد [از همه] داناترم. و هركس از شما چنين كند، از راه راست گمراه شده است.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید

۱ -۱
(ممتحنه/ ۱)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَمِیلِ‌بْنِ‌دَرَّاجٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ إِبْلِیسَ أَ‌کَانَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ أَمْ کَانَ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ فَقَالَ لَمْ یَکُنْ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ لَمْ یَکُنْ یَلِی شَیْئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ وَ لَا کَرَامَهًَْ فَأَتَیْتُ الطَّیَّارَ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا سَمِعْتُ فَأَنْکَرَهُ وَ قَالَ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ فَدَخَلَ عَلَیْهِ الطَّیَّارُ فَسَأَلَهُ وَ أَنَا عِنْدَهُ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ رَأَیْتَ قَوْلَهُ عَزَّوَجَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا فِی غَیْرِ مَکَانٍ مِنْ مُخَاطَبَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ أَیَدْخُلُ فِی هَذَا الْمُنَافِقُونَ قَالَ نَعَمْ یَدْخُلُ فِی هَذَا الْمُنَافِقُونَ وَ الضُّلَّالُ وَ کُلُّ مَنْ أَقَرَّ بِالدَّعْوَهًِْ الظَّاهِرَهًِْ.
امام صادق (علیه السلام)- جمیل‌بن‌درّاج گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «آیا شیطان از فرشتگان بود یا امری از امور آسمان را می‌گرداند»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «نه از فرشتگان بود و نه امری را می‌گرداند و نه عزّت و احترامی داشت». من نزد طیّار [ظاهراً مقصود حمزهًْ‌بن‌طیّار است] آمدم و آنچه را شنیده بودم به او گفتم. طیّار سخن امام (علیه السلام) را منکر شد و گفت: «چگونه او از فرشتگان نبوده است؟! درحالی‌که خداوند عزّوجلّ می‌فرماید؛ [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید»! همگی سجده کردند جز ابلیس. (بقره/۳۴) پس خود طیّار به خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید و درآن‌هنگام که خود من هم در خدمت حضرت (علیه السلام) بودم این مطلب را جویا شد و عرض کرد: «قربانت گردم! اینکه خدای عزّوجلّ در بسیاری آیات قرآنی، مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و می‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا، آیا منافقان هم در این خطاب داخل هستند»؟ فرمود: «آری! منافقان هم در آن وارد هستند، چنانکه گمراهان و هرکسی داخل در آن است که به دعوت ظاهر اسلام، اعتراف دارد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۸۶
الکافی، ج۸، ص۲۷۴
۱ -۲
(ممتحنه/ ۱)
أمیرالمومنین (علیه السلام)- أَنْزَلَ الْقُرْآنَ عَلَی سَبْعَهًِْ أَقْسَام ... فَأَمَّا مَا ظَاهِرُهُ الْعُمُومُ وَ مَعْنَاهُ الْخُصُوصُ فَقَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ نَزَلَتْ فِی حَاطِبِ‌بْنِ‌أَبِی‌بَلْتَعَهًَْ وَ هُوَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَلَفْظُ الْآیَهًِْ عَامٌّ وَ مَعْنَاهَا خَاصٌّ وَ إِنْ کَانَتْ جَارِیَهًًْ فِی النَّاس.
امام علی (علیه السلام)- خداوند قرآن را بر هفت قسم نازل فرمود ... و امّا آیه‌ای که ظاهرش عموم و معنایش خصوص است، این سخن خدای عزّوجلّ است: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالمَوَدَّةِ. [این آیه] در مورد حاطب‌بن‌ابی‌بلتعهًْ نازل شد و او یک‌نفر است و لفظ آیه عام است و معنای آن خاص است، هرچند آیه [همیشه] در میان مردم جاریست.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۸۶
بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۳

دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبّت می‌کنید، درحالی‌که آن‌ها به آنچه از حق برای شما آمده کافر شده‌اند و پیامبرخدا و شما را به خاطر ایمان به خداوندی که پروردگار همه‌ی شماست از شهر و دیارتان بیرون می‌رانند و اگر شما برای جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده‌اید [پیوند دوستی با آنان برقرار نسازید]. شما مخفیانه با آن‌ها رابطه‌ی دوستی برقرار می‌کنید درحالی‌که من به آنچه پنهان یا آشکار می‌سازید [از همه] داناترم و هرکس از شما چنین کند، از راه راست گمراه شده است

۲ -۱
(ممتحنه/ ۱)
علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ نَزَلَتْ فِی حَاطِبِ‌بْنِ‌أَبِی‌بَلْتَعَهًَْ وَ لَفْظُ الْآیَهًِْ عَامٌّ وَ مَعْنَاهُ خَاصٌّ وَ کَانَ سَبَبُ ذَلِکَ أَنَّ حَاطِبَ بْنَ‌أَبِی‌بَلْتَعَهًَْ کَانَ قَدْ‌أَسْلَمَ وَ هَاجَرَ إِلَی الْمَدِینَهًِْ وَ کَانَ عِیَالُهُ بِمَکَّهًَْ وَ کَانَتْ قُرَیْشٌ یَخَافُ تَخَافُ أَنْ یَغْزُوَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَصَارُوا إِلَی عِیَالِ حَاطِبٍ وَ سَأَلُوهُمْ أَنْ یَکْتُبُوا إِلَی حَاطِبٍ یَسْأَلُوهُ عَنْ خَبَرِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) هَلْ یُرِیدُ أَنْ یَغْزُوَ مَکَّهًَْ فَکَتَبُوا إِلَی حَاطِبٍ یَسْأَلُونَهُ عَنْ ذَلِکَ فَکَتَبَ إِلَیْهِمْ حَاطِبٌ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یُرِیدُ ذَلِکَ وَ دَفَعَ الْکِتَابَ إِلَی امْرَأَهًٍْ تُسَمَّی صَفِیَّهًَْ فَوَضَعَتْهُ فِی قُرُونِهَا وَ مَرَّتْ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبَرَهُ بِذَلِکَ فَبَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ الزُّبَیْرَ‌بْنَ‌الْعَوَّامِ فِی طَلَبِهَا فَلَحِقَاهَا فَقَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَیْنَ الْکِتَابُ فَقَالَتْ مَا مَعِی شَیْءٌ فَفَتَّشَاهَا فَلَمْ یَجِدَا مَعَهَا شَیْئاً فَقَالَ الزُّبَیْرُ مَا نَرَی مَعَهَا شَیْئاً فَقَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ اللَّهِ مَا کَذَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لَا کَ-ذَبَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَی جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) وَ لَا کَذَبَ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) عَلَی اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ وَ اللَّهِ لَتُظْهِرَنَّ الْکِتَابَ أَوْ لَأُورِدَنَّ رَأْسَکِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَتْ تَنَحَّیَا حَتَّی أُخْرِجَهُ فَأَخْرَجَتِ الْکِتَابَ مِنْ قُرُونِهَا فَأَخَذَهُ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ جَاءَ بِهِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا حَاطِبُ مَا هَذَا فَقَالَ حَاطِبٌ وَ اللَّهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا نَافَقْتُ وَ لَا غَیَّرْتُ وَ لَا بَدَّلْتُ وَ إِنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَقّاً وَ لَکِنْ أَهْلِی وَ عِیَالِی کَتَبُوا إِلَیَّ بِحُسْنِ صَنِیعِ قُرَیْشٍ إِلَیْهِمْ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُجَازِیَ قُرَیْشاً بِحُسْنِ مُعَاشَرَتِهِمْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ إِلَی قَوْلِهِ لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اللهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.
علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالمَوَدَّةِ؛ درباره‌ی حاطب‌بن‌ابی‌بلتعه فرود آمده لفظ آیه عموم دارد و مقصود از آن خاص است و سببش اینکه حاطب مسلمان شده بود و به مدینه مهاجرت کرد و خانواده‌ی او در مکّه بودند و قریش ترسان بودند از اینکه پیغمبر به آن‌ها یورش برد و نزد خاندان حاطب رفتند و از آن‌ها خواستند که با نامه‌ای از حاطب جویا شوند که آیا محمّد (صلی الله علیه و آله) قصد یورش به مکّه دارد؟ و او نوشت که؛ آری! و نامه را به زنی صفیّه نام داد و وی آن را در میان گیسوان خود نهاد و گذشت و جبرئیل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر داد و آن حضرت (صلی الله علیه و آله)، امیرمؤمنان و زبیر را به‌دنبال آن زن فرستاد و به او رسیدند، به او گفت: «نامه کجاست»؟ و پاسخ داد چیزی همراه من نیست و او را وارسی کردند و چیزی نیافتند زبیر به آن حضرت (علیه السلام) گفت: «با او چیزی نیافتیم». فرمود: «به خدا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به ما دروغ نگفته و به جبرئیل هم دروغ نبسته و جبرئیل هم به خدا دروغ نبسته». آن حضرت (علیه السلام) به آن زن فرمود: «به خدا باید نامه را پدیدار کنی! اگر نه سر تو را برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌برم». گفت: «شما دوتا دور شوید تا نامه را بیرون آورم». و آن را از میان گیسویش درآورد و آن حضرت (علیه السلام) آن را گرفت و نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آورد و آن حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای حاطب! این چیست»؟ حاطب گفت: «به خدا ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! من نه نفاق کردم و از عقیده برگشتم و به‌راستی شهادت می‌دهم: لا اله الا الله و اینکه تویی رسول به حق خدا. ولی خاندانم به من از خوش‌رفتاری قریش با آن‌ها نوشتند و خواستم عوضی به قریش در برابر خوش‌رفتاری آن‌ها داده باشم. و خدا عزّوجلّ به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را نازل کرد: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیَّاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فی سَبیلی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتی تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ. «إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ، لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اللهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۸۶
بحارالأنوار، ج۲۱، ص۱۱۲/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان
۲ -۲
(ممتحنه/ ۱)
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَدِمَتْ سَارَهًُْ مَوْلَاهًُْ بَنِی هَاشِمٍ إِلَی الْمَدِینَهًِْ فَأَتَتْ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَنْ مَعَهُ مِنْ بَنِی‌عَبْدِ‌الْمُطَّلِبِ فَقَالَتْ إِنِّی مَوْلَاتُکُمْ وَ قَدْ أَصَابَنِی جَهْدٌ وَ أَتَیْتُکُمْ أَتَعَرَّضُ لِمَعْرُوفِکُمْ فَکُسِیَتْ وَ حُمِلَتْ وَ جُهِّزَتْ وَ عَمَدَتْ حَاطِبَ‌بْنَ‌أَبِی‌بَلْتَعَهًَْ أَخَا بَنِی‌أَسَدِ‌بْنِ‌عَبْدِ‌الْعُزَّی فَکَتَبَ مَعَهَا کِتَاباً لِأَهْلِ مَکَّهًَْ بِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَدْ أَمَرَ النَّاسَ أَنْ یُجَهِّزُوا وَ عَرَفَ حَاطِبٌ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یُرِیدُ أَهْلَ مَکَّهًَْ فَکَتَبَ إِلَیْهِمْ یُحَذِّرُهُمْ وَ جَعَلَ لِسَارَهًَْ جُعْلًا عَلَی أَنْ تَکْتُمَ عَلَیْهِ وَ تُبَلِّغَ رِسَالَتَهُ فَفَعَلَتْ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) عَلَی نَبِیِّ‌اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبَرَهُ فَبَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِهِ فِی أَثَرِهَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ‌بْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ زُبَیْرَ‌بْنَ‌الْعَوَّامِ وَ أَخْبَرَهُمَا خَبَرَ الصَّحِیفَهًِْ فَقَالَ إِنْ أَعْطَتْکُمُ الصَّحِیفَهًَْ فَخَلُّوا سَبِیلَهَا وَ إِلَّا فَاضْرِبُوا عُنُقَهَا فَلَحِقَا سَارَهًَْ فَقَالَا أَیْنَ الصَّحِیفَهًُْ الَّتِی کُتِبَتْ مَعَکِ یَا عَدُوَّهًَْ اللَّهِ فَحَلَفَتْ بِاللَّهِ مَا مَعِی کِتَابٌ فَفَتَّشَاهَا فَلَمْ یَجِدَا مَعَهَا شَیْئاً فَهَمَّا بِتَرْکِهَا ثُمَّ قَالَ أَحَدُهُمَا وَ اللَّهِ مَا کَذَبْنَا وَ لَا کُذِبْنَا فَسَلَّ سَیْفَهُ فَقَالَ أَحْلِفُ بِاللَّهِ لَا أَغْمِدُهُ حَتَّی تُخْرِجِینَ الْکِتَابَ أَوْ یَقَعَ فِی رَأْسِکِ فَزَعَمُوا أَنَّهُ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَتْ فَلِلَّهِ عَلَیْکُمَا الْمِیثَاقُ إِنْ أُعْطِکُمَا الْکِتَابَ لَا تَقْتُلَانِی وَ لَا تَصْلِبَانِی وَ لَا تَرُدَّانِی إِلَی الْمَدِینَهًِْ قَالَا نَعَمْ فَأَخْرَجَتْهُ مِنْ شَعْرِهَا فَخَلَّیَا سَبِیلَهَا ثُمَّ رَجَعَا إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَأَعْطَیَاهُ الصَّحِیفَهًَْ فَإِذَا فِیهَا مِنْ حَاطِبِ‌بْنِ‌أَبِی‌بَلْتَعَهًَْ إِلَی أَهْلِ مَکَّهًَْ إِنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) قَدْ نَفَرَ فَإِنِّی لَا أَدْرِی إِیَّاکُمْ أَرَادَ أَوْ غَیْرَکُمْ فَعَلَیْکُمْ بِالْحَذَرِ فَأَرْسَلَ رَسُ-ولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَیْهِ فَأَتَاهُ فَقَ-الَ تَعْ-رِفُ هَذَا الْ-کِتَابَ یَا حَاطِبُ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَمَا حَمَلَکَ عَلَیْهِ فَقَالَ أَمَا وَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مَا کَفَرْتُ مُنْذُ آمَنْتُ وَ لَا أَجَبْتُهُمْ مُنْذُ فَارَقْتُهُمْ وَ لَکِنْ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ أَصْحَابِکَ إِلَّا وَ لَهُمْ بِمَکَّهًَْ عَشِیرَهًٌْ غَیْرِی فَأَحْبَبْتُ أَنْ أَتَّخِذَ عِنْدَهُمْ یَداً وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ مُنْزِلٌ بِهِمْ بَأْسَهُ وَ نَقِمَتَهُ وَ أَنَّ کِتَابِی لَا یُغْنِی عَنْهُمْ شَیْئاً فَصَدَّقَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَذَّرَهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ.
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ساره خویشاوند بنی‌هاشم به مدینه آمد و نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و کسانی که از فرزندان عبدالمطلّب با او بودند، آمد و گفت: «من خویشاوند شما هستم و مشقّتی به من رسیده است، نزد شما آمده‌ام و احسان شما را می‌خواهم». در نتیجه به او لباس داده شد و بارش حمل شد و وسایلش آماده شد و [خانه‌ی] حاطب‌بن‌ابی‌بلتعهًْ برادر بنی‌اسدبن‌عبدالعُزّی را قصد کرد و حاطب نامه‌ای به اهل مکّه نوشت و به او داد [و در نامه نوشت] که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به مردم دستور داده که آماده شوند و حاطب می‌دانست که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اهل مکّه را اراده کرده است، پس [نامه‌ای] به آن‌ها نوشت و آن‌ها را برحذر داشت و بنابراین که ساره سرّ او را مخفی کند و نامه‌اش را برساند برای او مزدی قرار داد و ساره انجام داد. جبرئیل بر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نازل شد و [جریان حاطب را] به او خبر داد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دو نفر از اصحابش امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) و زبیربن‌عوّام را درپی ساره فرستاد و خبر نامه را به آن‌ها اطّلاع داد و فرمود: «اگر نامه را به شما داد، او را رها سازید و درغیراین‌صورت گردنش را بزنید». به ساره رسیدند و گفتند: «ای دشمن خدا! نامه‌ای که نوشته شده و همراه توست کجاست»؟ ساره به خدا قسم یاد کرد که نامه‌ای با من نیست. او را بررسی کردند و چیزی با او پیدا نکردند و خواستند او را رها کنند سپس یکی از آن‌ها گفت: «به‌خدا سوگند! ما دروغ نگفتیم و به ما دروغ گفته نشده». و شمشیرش را درآورد و گفت: «به خدا سوگند یاد می‌کنم آن را غلاف نمی‌کنم تا نوشته را بیرون بیاوری یا بر سر تو فرود آید»! گمان کردند که او علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است ساره گفت: «عهد و پیمان الهی بر شماست که اگر نامه را به شما دادم مرا نکشید و دار نزنید و به مدینه برنگردانید». گفتند: «بله»! پس آن را از مویش بیرون آورد، در نتیجه او را رها کردند. سپس به‌سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله) برگشتند و نامه را به او دادند. ناگهان دیدند در آن [نوشته شده] است: «از حاطب‌بن‌ابی‌بلتعهًْ به اهل مکّه؛ محمّد (صلی الله علیه و آله) [به‌سوی جنگ] رهسپار شده و من نمی‌دانم شما را قصد کرده یا غیر شما را؛ پس برحذر باشید»! رسول خدا (صلی الله علیه و آله) [شخصی را] به‌سوی حاطب فرستاد [و او را احضار کرد] و او نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد. فرمود: «این نامه را می‌شناسی ای حاطب»؟! گفت: «بله»! فرمود: «پس چه چیز تو را بر آن واداشت»؟ گفت: «سوگند به کسی که قرآن را بر تو نازل کرد! از زمانی‌که ایم-ان آورده‌ام کافر نشدم و از زمانی‌که از آن‌ها جدا شده‌ام، به آن‌ها پاسخ نداده‌ام ولکن غیر از من هیچ‌یک از اصحاب تو نیست مگر اینکه در مکّه خویشاوندی دارد، پس دوست داشتم نزد آن‌ها نفوذ و قدرتی پیدا کنم و می‌دانستم که خداوند عذاب و کیفرش را بر آن‌ها نازل می‌کند و نوشته‌ی من چیزی را از آن‌ها دور نمی‌سازد». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را تصدیق فرمود و معذور داشت و خداوند نازل فرمود: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالمَوَدَّةِ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۸۸
بحارالأنوار، ج۲۱، ص۱۳۶/ فرات الکوفی، ص۴۷۹/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»
۲ -۳
(ممتحنه/ ۱)
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ بِالْکِتَابِ وَ النَّصِیحَهًِْ لَهُمْ وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ أَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ مِنَ الْحَقِّ یَعْنِی الرَّسُولَ (صلی الله علیه و آله) وَ الْکِتَابَ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ (صلی الله علیه و آله) یَعْنِی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ إِیَّاکُمْ یَعْنِی وَ هُمْ أَخْرَجُوا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللهِ رَبِّکُمْ وَ کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ حَاطِبٌ مِمَّنْ أُخْرِجَ مِنْ مَکَّهًَْ فَخَلَّاهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِإِیمَانِهِ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ تُخْفُونَ إِلَیْهِمْ بِالْکِتَابِ بِخَبَرِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ تَتَّخِذُونَ عِنْدَهُمُ النَّصِیحَهًَْ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ مِنْ إِخْفَاءِ الْکِتَابِ الَّذِی کَانَ مَعَهَا وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَا قَالَهُ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) لِلزُّبَیْرِ وَ اللَّهِ لَا صَدَقَتِ الْمَرْأَهًُْ أَنْ لَیْسَ مَعَهَا کِتَابٌ بَلِ اللَّهُ أَصْدَقُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) فَأَخَذَهُ مِنْهَا ثُمَّ قَالَ وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ عِنْدَ أَهْلِ مَکَّهًَْ بِالْکِتَابِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیل.
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ یعنی دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگیرید درحالی‌که برای دوستی به آن‌ها نامه و نصیحت میفرستید. ای مسلمانان وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ حق یعنی رسولخدا (صلی الله علیه و آله) و قرآن. پیامبر را بیرون می‌کنند؛ یعنی محمد (صلی الله علیه و آله) و شما را یعنی امیرالمؤمنین (علیه السلام) را هم بیرون میکنند؛ به خاطر اینکه به الله پروردگارتان ایمان آوردید پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و حاطب از کسانی بودند که از مکه بیرون شدند و پیامبر به خاطر ایمانش او را رها کرد. إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی ای مؤمنان تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ یعنی خبر پیامبر را مخفیانه با نامه به آن‌ها میرسانید. و آن‌ها را دوستان خالص میگیرید. وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ از پنهان کردن نامه‌ای که همراه ساره بود. وَ ما أَعْلَنْتُمْ و آن را آشکار نکردید. آنچه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به زبیر گفت: به خدا زن راست نگفت که نامه‌ای همراه او نیست، بلکه خدا و رسولش راستگوترند. و نامه را از او گرفت. سپس گفت: «هر یک از شما نامه را به اهل مکه فرستاده راه راست را گم کرده است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۰
بحارالأنوار، ج۴۱، ص۸/ المناقب، ج۲، ص۱۴۴
آیه إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ [2]
اگر آن‌ها بر شما دست يابند، دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدى نسبت به شما مى‌گشايند و دوست دارند كافر شويد.
آیه لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَ اللهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ [3]
هرگز خويشاوندان و فرزندانتان روز قيامت سودى به حالتان نخواهند داشت؛ خداوند ميان شما جدايى مى‌افكند و او به آنچه انجام مى‌دهيد بيناست.
آیه قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ [4]
براى شما سرمشق نيكويى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، درآن‌هنگامى‌كه به قوم [مشرك] خود گفتند: «ما از شما و آنچه غير از خدا مى‌پرستيد بيزاريم؛ ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما دشمنى و كينه‌ی آشكار شده است، تا آن‌زمان‌كه به خداى يگانه ايمان بياوريد. جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش (سرپرستش كه در آن زمان عمويش آزر بود) گفت: [و وعده داد] كه براى تو آمرزش طلب مى‌كنم، و درعين‌حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم [و اختيارى ندارم]. پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به‌سوى تو بازگشتيم و بازگشت همه به‌سوى توست.
۱
(ممتحنه/ ۴)
الصّادق (علیه السلام)- أَبِی‌عَمْرٍو الزُّبَیْرِیِّ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنْ وُجُوهِ الْکُفْرِ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قَالَ الْکُفْرُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَلَی خَمْسَهًِْ أَوْجُهٍ فَمِنْهَا کُفْرُ الْجُحُودُ وَ الْجُحُودُ عَلَی وَجْهَیْنِ وَ الْکُفْرُ بِتَرْکِ مَا أَمَرَ اللَّهُ وَ کُفْرُ الْبَرَاءَهًِْ وَ کُفْرُ النِّعَم ... وَ الْوَجْهُ الْخَامِسُ مِنَ الْکُفْرِ کُفْرُ الْبَرَاءَهًِْ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ یَحْکِی قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّی تُؤْمِنُوا بِاللهِ وَحْدَهُ یَعْنِی تَبَرَّأْنَا مِنْکُم.
امام صادق (علیه السلام)- ابوعمرو زبیری گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «مرا خبر ده به اینکه کفر در کتاب خدای عزّوجلّ (قرآن) چند وجه دارد»؟ فرمود: «کفر در کتاب خدا بر پنج وجه است؛ کفر جحود [و انکار ربوبیّت] و آن بر دو قسم است و کفر به ترک‌کردن آنچه خداوند به آن فرمان داده و کفر برائت [و بیزاری جستن] و کفر نعمت‌ها ... وجه پنجم از وجوه کفر؛ کفر برائت است و آن کلام خداوند عزّوجلّ است که سخن ابراهیم (علیه السلام) را بیان می‌کند: کَفَرْنَا بِکُمْ و بَدَا بَیْنَنَا و بَیْنَکُمُ العَدَاوةُ و البَغْضَاء أَبَدًا حَتَّی تُؤْمِنُوا بِاللهِ وحْدَهُ یعنی از شما برائت میجوییم.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۲
الکافی، ج۲، ص۳۸۹/ البرهان/ نورالثقلین
۲
(ممتحنه/ ۴)
أمیرالمومنین (علیه السلام)- تَفْسِیرُ النُّعْمَانِیِّ، بِالْإِسْنَادِ الْآتِی فِی کِتَابِ فَضْلِ الْقُرْآنِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ وَ أَمَّا الْکُفْرُ الْمَذْکُورُ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَخَمْسَهًُْ وُجُوهٍ مِنْهَا کُفْرُ الْجُحُودِ وَ مِنْهَا کُفْرٌ فَقَطْ وَ الْجُحُودُ یَنْقَسِمُ عَلَی وَجْهَیْنِ وَ مِنْهَا کُفْرُ التَّرْکِ لِمَا أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ وَ مِنْهَا کُفْرُ الْبَرَاءَهًِْ وَ مِنْهَا کُفْرُ النِّعَم ... وَ أَمَّا الْوَجْهُ الرَّابِعُ مِنَ الْکُفْرِ فَهُوَ مَا حَکَاهُ تَعَالَی عَنْ قَوْلِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّی تُؤْمِنُوا بِاللهِ وَحْدَهُ فَقَوْلُهُ کَفَرْنا بِکُمْ أَیْ تَبَرَّأْنَا مِنْکُم.
امام علی (علیه السلام)- در تفسیر نعمانی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: «کفری که در قرآن مجید از آن نام برده شده پنج قسم می‌باشد و آن‌ها عبارتند از: کفر انکاری، کفر مطلق، کفر ترک، کفر برائت و کفر نعمت ... وجه چهارم کفر؛ آن است که خداوند متعال از ابراهیم (علیه السلام) نقل می‌کند در آنجا که فرمود: کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّی تُؤْمِنُوا بِاللهِ وَحْدَهُ، مقصود از کَفَرْنا بِکُمْ در اینجا یعنی ما از شما برائت می‌جوییم.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۲
بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۰۰/ بحارالأنوارج:ج۶۱، ص۹۰/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»
۳
(ممتحنه/ ۴)
الباقر (علیه السلام)- فِی رِوَایَهًْ أَبِی‌الْجَارُود ابوجارود عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ: عَسَی اللهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللهُ قَدِیرٌ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ فَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) وَ الْمُؤْمِنِینَ بِالْبَرَاءَهًْ مِنْ قَوْمِهِمْ مَا دَامُوا کُفَّاراً فَقَالَ: قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ إِلَی قَوْلِهِ وَ اللهُ قَدِیرٌ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ...
امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابوالجارود آمده است: امام باقر (علیه السلام) در مورد کلام خداوند متعال: «عَسَی اللهُ أَن یَجْعَل بَیْنَکُمْ و بَیْنَ الذِینَ عَادَیْتُم مِّنْهُم مَّودَّةً و اللهُ قَدِیرٌ و اللهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ فرمود: خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به مؤمنان دستور داد تا زمانی‌که قوم ایشان کافر هستند، از آنان برائت بجویند. خداوند تعالی فرمود: قَدْ کَانَتْ لکُمْ أُسْوةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ و الذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالوا لقَومِهِمْ إِنَّا بُرَءاؤا مِنکُمْ و مِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ کَفَرْنَا بِکُمْ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۲
القمی، ج۲، ص۳۶۲/ البرهان
۴
(ممتحنه/ ۴)
الصّادق (علیه السلام)- مَنْ أَحَبَ لِلَّهِ، وَ أَبْغَضَ لِلَّهِ، وَ أَعْطَی لِلَّهِ، وَ مَنَعَ لِلَّهِ فَهُوَ مِمَّنْ کَمُلَ إِیمَانُه.
امام صادق (علیه السلام)- هرکس برای خدا دوستی کند و برای او دشمنی نماید، برای رضای خدا عطا کند و برای او ندهد، او از کسانی است که ایمانش کامل است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۲
الکافی، ج۲، ص۱۲۴/ القمی، ج۲، ص۳۶۲/ البرهان/ نورالثقلین
۵
(ممتحنه/ ۴)
الصّادق (علیه السلام)- مِنْ أَوْثَقِ عُرَی الْإِیمَانِ أَنْ یُحِبَ فِی اللَّهِ وَ یُبْغِضَ فِی اللَّهِ وَ یُعْطِیَ فِی اللَّهِ وَ یَمْنَعَ فِی اللَّهِ.
امام صادق (علیه السلام)- [به‌راستی] از استوارترین دستاویزهای ایمان این است که در راه خدا دوست بداری و در راه خدا دشمن بداری، در راه خدا عطا کنی و در راه خدا مضایقه نمایی.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۲
ثواب الأعمال، ص۱۶۸/ نورالثقلین
۶
(ممتحنه/ ۴)
الصّادق (علیه السلام)- إِنَ الرَّجُلَ لَیُحِبُّکُمْ وَ مَا یَعْرِفُ مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ الْجَنَّهًَْ بِحُبِّکُمْ وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیُبْغِضُکُمْ وَ مَا یَعْرِفُ مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ فَیُدْخِلُهُ اللَّهُ بِبُغْضِکُمُ النَّارَ.
امام صادق (علیه السلام)- مردی شما را دوست دارد و مقام و موقعیّت و افکار و عقاید شما را هم می‌داند، خداوند او را به خاطر این محبّت وارد بهشت می‌کند و مردی شما را به خاطر عقیده‌ی شما دشمنی می‌کند خداوند او را هم به خاطر دشمنی با شما وارد دوزخ می‌نماید.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۲
الکافی، ج۲، ص۱۲۶/ القمی، ج۲، ص۳۶۲/ البرهان/ نورالثقلین
۷
(ممتحنه/ ۴)
الباقر (علیه السلام)- وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَبْغَضَ رَجُلًا لِلَّهِ لَأَثَابَهُ اللَّهُ عَلَی بُغْضِهِ إِیَّاهُ وَ إِنْ کَانَ الْمُبْغَضُ فِی عِلْمِ اللَّهِ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًْ.
امام باقر (علیه السلام)- اگر شخص دیگری را دشمن بدارد و با او به خاطر کارهای زشت وی ارتباط نداشته باشد خداوند او را به خاطر بغض وی پاداش می‌دهد اگرچه آن مرد در علم خداوند از اهل به بهشت باشد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۲
الکافی، ج۲، ص۱۲۷/ نورالثقلین
۸
(ممتحنه/ ۴)
الصّادق (علیه السلام)- کُلُ مَنْ لَمْ یُحِبَ عَلَی الدِّینِ وَ لَمْ یُبْغِضْ عَلَی الدِّینِ فَلَا دِینَ لَهُ.
امام صادق (علیه السلام)- هرکس محبّت و یا بغض او برای دین نباشد او دین ندارد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۴
الکافی، ج۲، ص۱۲۷/ نورالثقلین
آیه رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذينَ كَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ [5]
پروردگارا! ما را وسيله‌ی آزمايش كافران قرار مده و ما را ببخش، اى پروردگار ما! كه تو توانا و حكيمى.
۱
(ممتحنه/ ۵)
الصّادق (علیه السلام)- مَا کَانَ مِنْ وُلْدِ آدَمَ مُؤْمِنٌ إِلَّا فَقِیراً وَ لَا کَافِرٌ إِلَّا غَنِیّاً حَتَّی جَاءَ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) فَقَالَ رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا فَصَیَّرَ اللَّهُ فِی هَؤُلَاءِ أَمْوَالًا وَ حَاجَهًًْ وَ فِی هَؤُلَاءِ أَمْوَالًا وَ حَاجَهًًْ.
امام صادق (علیه السلام)- در میان فرزندان آدم (علیه السلام) مؤمنی نبود که فقیر نباشد و کافری نبود که ثروتمند نباشد تا اینکه ابراهیم (علیه السلام) آمد و فرمود: رَبَّنَا لا تَجْعَلنَا فِتْنَةً للذِینَ کَفَرُوا، پس خداوند در این گروه، ثروت و فقر را قرار داد، همان‌طور که در آن گروه نیز ثروت و فقر را قرار داد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۴
الکافی، ج۲، ص۲۶۲/ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۲/ نورالثقلین/ البرهان
آیه لَقَدْ كانَ لَكُمْ فيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ [6]
[آرى]! براى شما در زندگى آن‌ها اسوه‌ی حسنه [و سرمشق نيكويى] بود، براى كسانى كه اميد به خدا و روز قيامت دارند و هركس سرپيچى كند [به خويشتن ضرر زده است، زيرا] خداوند بى‌نياز و شايسته‌ی ستايش است.
آیه عَسَى اللهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللهُ قَديرٌ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحيمٌ [7]
اميد است خدا ميان شما و كسانى از مشركين كه با شما دشمنى كردند [از راه اسلام] پيوند محبّت برقرار كند، خداوند توانا است و خداوند آمرزنده و مهربان است.
۱
(ممتحنه/ ۷)
الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ: عَسَی اللهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللهُ قَدِیرٌ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ فَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) وَ الْمُؤْمِنِینَ بِالْبَرَاءَهًْ مِنْ قَوْمِهِمْ مَا دَامُوا کُفَّارا ً فَقَالَ: قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ إِلَی قَوْلِهِ وَ اللهُ قَدِیرٌ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ الْآیَةَ قَطَعَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَلَایَهًَْ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُمْ وَ أَظْهَرُوا لَهُمُ الْعَدَاوَهًَْ فَقَالَ عَسَی اللهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً فَلَمَّا أَسْلَمَ أَهْلُ مَکَّهًَْ خَالَطَهُمْ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ نَاکَحُوهُمْ وَ تَزَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أُمَّ حَبِیبٍ بِنْتَ أَبِی‌سُفْیَانَ‌بْنِ‌حَرْبٍ ثُمَّ قَالَ لا یَنْهاکُمُ اللهُ إِلَی آخِرِ الْآیَتَیْنُ.
امام باقر (علیه السلام)- امام (علیه السلام) در مورد کلام خداوند: عَسَی اللهُ أَن یَجْعَل بَیْنَکُمْ وبَیْنَ الذِینَ عَادَیْتُم مِّنْهُم مَّودَّةً و اللهُ قَدِیرٌ و اللهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ، فرمود: خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به مؤمنان دستور داد تا زمانی‌که قوم ایشان کافر هستند، از آنان برائت بجویند. خداوند تعالی فرمود: «قَدْ کَانَتْ لکُمْ أُسْوةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ و الذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالوا لقَومِهِمْ إِنَّا بُرَءاؤا مِنکُمْ و مِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ کَفَرْنَا بِکُمْ خداوند عزّوجلّ دوستی مؤمنین را نسبت به آنان قطع کرد و مؤمنان نسبت به آنان دشمنی نشان دادند. پس فرمود: عَسَی اللهُ أَن یَجْعَل بَیْنَکُمْ و بَیْنَ الذِینَ عَادَیْتُم مِّنْهُم مَّودَّةً پس آن زمان‌که اهل مکّه مسلمان شدند، اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با آنان درآمیختند و با آنان ازدواج کردند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز با امّ‌حبیبه دختر ابوسفیان‌بن‌حرب ازدواج کرد. سپس فرمود: «لا یَنْهاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقْسِطین».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۴
القمی، ج۲ص۳۶۲/ نورالثقلین؛ «قال لاینهاکم الله الی آخر الایتین» محذوف
آیه لا يَنْهاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ [8]
خدا شما را از نيكى‌كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در امر دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‌كند؛ چرا كه خداوند عدالت‌پيشگان را دوست دارد.
۱
(ممتحنه/ ۸)
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- نَزَلَ قَوْلُهُ لَا یَنْهَاکُمُ اللهُ ... فِی خُزَاعَهًَْ وَ بَنِی مُدْلِجٍ وَ کَانُوا صَالَحُوا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَی أَنْ لَا یَلُومُوا وَ لَا یُعِینُوا عَلَیْهِ أَحَداً.
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- سخن خداوند لایَنْهاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمقْسِطِینَ، درباره‌ی [قبیله‌ی] خزاعه و بنی‌مدلج نازل شد. با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مصالحه کرده بودند که با او نجنگند و علیه او کسی را یاری نکنند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۶
بحرالعرفان، ج۱۶، ص۶
۲
(ممتحنه/ ۸)
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّ الْمُسْلِمِینَ اسْتَأْمَرُوا النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فِی أَنْ یَبَرُّوا أَقْرِبَاءَهُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ، وَ ذَلِکَ قَبْلَ أَنْ یُؤْمَرُوا بِقِتَالِ جَمِیعِ الْمُشْرِکِینَ فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ وَ هِیَ مَنْسُوخَهًْ بِقَوْلِهِ اقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ.
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مسلمانان قبل از اینکه جنگ با همه‌ی مشرکان به آن‌ها دستور داده شود از پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد نیکی به خویشاوندان مشرک خود مشورت و طلب تکلیف کردند و این آیه نازل شد و این آیه با این سخن خداوند نسخ شده است: مشرکان را هرجا یافتید به قتل برسانید. (توبه/۵).
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۶
بحرالعرفان، ج۱۶، ص۶
آیه إِنَّما يَنْهاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ [9]
خداوند شما را تنها از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى‌كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه‌هايتان بيرون راندند و [كسانى كه] به بيرون راندن شما كمك كردند و هركس با آنان رابطه‌ی دوستى داشته باشد ستمكار است.
آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللهُ أَعْلَمُ بِإيمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ اللهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَ اللهُ عَليمٌ حَكيمٌ [10]
اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! هنگامى‌كه زنان باايمان به‌عنوان هجرت نزد شما آيند، آن‌ها را بيازماييد خداوند به ايمانشان آگاه‌تر است، اگر آنان را مؤمن يافتيد، آن‌ها را به‌سوى كفّار‌‌‌ بازنگردانيد؛ نه آن‌ها براى كفّار‌‌‌ حلالند و نه كفّار‌‌‌ براى آن‌ها حلال و آنچه را همسران آن‌ها [براى ازدواج با اين زنان] پرداخته‌اند به آنان بپردازيد و گناهى بر شما نيست كه با آن‌ها ازدواج كنيد هرگاه مَهرشان را به آنان بدهيد و هرگز زنان كافر را در همسرى خود نگه نداريد [و اگر كسى از زنان شما كافر شد و به بلاد كفر فرار كرد] حق داريد مَهرى را كه پرداخته‌ايد مطالبه كنيد آنگونه كه آن‌ها نيز حق دارند مَهر [زنانشان را كه از آنان جدا شده‌اند] از شما مطالبه كنند، اين حكم خداوند است كه در ميان شما حكم مى‌كند و خداوند دانا و حكيم است.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی‌که زنان با ایمان به‌عنوان هجرت نزد شما آیند، آن‌ها را بیازمایید خداوند به ایمانشان آگاه‌تر است

۱ -۱
(ممتحنه/ ۱۰)
علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِذَا لَحِقَتِ امْرَأَهًٌْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ بِالْمُسْلِمِینَ تُمْتَحَنُ بِأَنْ تَحْلِفَ بِاللَّهِ أَنَّهُ لَمْ یَحْمِلْهَا عَلَی اللُّحُوقِ بِالْمُسْلِمِینَ بُغْضٌ لِزَوْجِهَا الْکَافِرِ وَ لَا حُبٌّ لِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ إِنَّمَا حَمَلَهَا عَلَی ذَلِکَ الْإِسْلَامُ وَ إِذَا حَلَفَ ذَلِکَ قُبِلَ إِسْلَامُهَا ثُمَّ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَی الْکُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا یَعْنِی یَرُدُّ الْمُسْلِمُ عَلَی زَوْجِهَا الْکَافِرِ صَدَاقَهَا ثُمَّ یَتَزَوَّجُهَا الْمُسْلِمُ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ.
علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- اگر زنی از مشرکین به مسلمانان پیوست، باید امتحان شود و سوگند یاد کند که دشمنی‌اش نسبت به همسر کافرش، موجب پیوست او به مسلمانان نشده است و حبّ او نسبت به یکی از مسلمانان نیز عامل این امر نبوده است و فقط اسلام موجب این امر شده است. پس اگر چنین سوگندی یاد کند، اسلام آوردنش مورد قبول است. پس خداوند عزّوجلّ فرمود: فَإِنْ عَلمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلی الکفّار لا هُنَّ حِل لهُمْ ولا هُمْ یَحِلونَ لهُنَّ وآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا؛ یعنی مرد مسلمان، مهر آن زن را به همسر کافر او بپردازد و سپس او را به ازدواج خود درآورد و این همان کلام خداوند است که فرمود: و لا جُنَاحَ عَلیْکُمْ أَن تَنکِحُوهُنَّ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۶، ص۱۹۶
بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۱۴/ القمی، ج۲، ص۳۶۲؛ «بغضها» بدل «بغض» و «حلفت» بدل «حلف»/ نورالثقلین
بیشتر