آیه ۳ - سوره مائده

آیه حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ في مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحيمٌ [3]
[گوشت] مردار، و خون، وگوشت خوك، و حيوانى كه به‌غير نام خدا ذبح‌ شود، و حيوان خفه‌‌شده، و به زجر كشته‌شده، و حيوانى‌كه براثر پرت‌شدن از بلندى بميرد، و حيوانى كه به ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده‌ باشد. و باقيمانده‌ی صيد حيوان درنده - مگر آنكه [به‌موقع به آن شكار برسيد و] آن را سر ببريد - و حيوانى كه روى بتها [يا در برابر آن‌ها] ذبح مى‌شود، [همه] بر شما حرام‌ شده ‌است؛ و [همچنين] تقسيم‌كردن [گوشت حيوان] به‌وسيله‌ی چوبه‌هاى تيرِ مخصوص بخت‌آزمايى؛ تمام اين اين‌ها، فسق و گناه است. - امروز، كافران از [شكست] آيين شما مأيوس شدند؛ بنابراين، از آن‌ها نترسيد؛ و از [مخالفت] من بترسيد! امروز، دين شما را برايتان كامل‌كردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به‌عنوان آيين [جاودان] شما پذيرفتم - امّا كسانى‌ كه در‌حال گرسنگى، ناچار ‌شوند، و تمايل به گناه نداشته ‌باشند، [مانعى ندارد كه از گوشت‌هاى ممنوع بخورند]؛ - خداوند، آمرزنده‌ی و مهربان است.

[گوشت] مردار، وخون، وگوشت خوک، و حیوانی که به‌غیر نام خدا ذبح‌شود، و حیوان خفه شده، و به زجر کشته شده، و حیوانی‌که براثر پرت شدن از بلندی بمیرد، و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشد. و باقیمانده صید حیوان درنده - مگر آن که [به‌موقع به آن شکار برسید و] آن را سر ببرید - و حیوانی که روی بت‌ها [یا در برابر آن‌ها] ذبح می‌شود، [همه] بر شما حرام شده است؛ و [همچنین] تقسیم‌کردن [گوشت حیوان] به‌وسیله‌ی چوبه‌های تیرِ مخصوص بخت آزمایی؛ تمام این این‌ها، فسق و گناه است

۱ -۱
(مائده/ ۳)
أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سَأَلُوهُ (علیه السلام) ... إِنَّمَا هَلَکَ النَّاسُ فِی الْمُتَشَابِهِ لِأَنَّهُمْ لَمْ یَقِفُوا عَلَی مَعْنَاهُ وَ لَمْ یَعْرِفُوا حَقِیقَتَهُ فَوَضَعُوا لَهُ تَأْوِیلَاتٍ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ بِآرَائِهِمْ وَ اسْتَغْنَوْا بِذَلِکَ عَنْ مَسْأَلَهًِْ الْأَوْصِیَاءِ وَ نَبَذُوا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَرَاءَ ظُهُورِهِم وَ الْمُحْکَمُ مِمَّا ذَکَرْتُهُ فِی الْأَقْسَامِ مِمَّا تَأْوِیلُهُ فِی تَنْزِیلِهِ مِنْ تَحْلِیلِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابِهِ وَ تَحْرِیمِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ مِنَ الْمَآکِلِ وَ الْمَشَارِبِ وَ الْمَنَاکِحِ وَ مِنْهُ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الصَّلَاهًِْ وَ الزَّکَاهًِْ وَ الصِّیَامِ وَ الْحَجِّ وَ الْجِهَادِ وَ مِمَّا دَلَّهُمْ بِهِ مِمَّا لَا غِنَا بِهِمْ عَنْهُ فِی جَمِیعِ تَصَرُّفَاتِهِمْ مِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَی: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ فَتَأْوِیلُهُ فِی تَنْزِیلِهِ.
امام علی (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال کردند ... فرمود: «همانا مردم در متشابه قرآن دچار هلاکت شدند زیرا به معنای آن واقف نشده و حقیقت آن را نشناخته‌اند، لذا تأویلاتی را از جانب خودشان و با رأی خودشان آورده و بدین طریق از پرسش از اوصیا خود را بی‌نیاز دانستند و سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پشت سرشان انداختند، آیات محکم که ذکر کردم دارای اقسامی است. گروهی از آن آیاتی است که تأویل آن در تن-زیل آن (ظاهر آن) می‌باشد که شامل آیاتی که حلال خداوند سبحان را در کتابش حلال می‌کنند و حرام او در خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها و نکاح‌ها را حرام می‌کنند و برخی از این آیات شامل واجبات الهی در نماز زکات روزه، حج و جهاد و همچنین آیاتی که مردم در تمام رفتارهای خود از هدایت آن‌ها بی‌نیاز نیستند، مانند این سخن خداوند متعال: ... حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ الله بِهِ که تأویل آن نیز در ظاهرش است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۶۶
بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۰، ص۴۱۱
۱ -۲
(مائده/ ۳)
الجواد (علیه السلام)- رَوَی عَبْدُ‌الْعَظِیمِ‌بْنُ‌عَبْدِ‌اللَّهِ الْحَسَنِیُّ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ الرِّضَا (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ سَأَلْتُهُ عَمَّا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَقَالَ مَا ذُبِحَ لِصَنَمٍ أَوْ وَثَنٍ أَوْ شَجَرٍ حَرَّمَ اللَّهُ ذَلِکَ کَمَا حَرَّمَ الْمَیْتَهًَْ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیر ... فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) مَا مَعْنَی َقَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ: وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ قَالَ الْمُنْخَنِقَةُ الَّتِی انْخَنَقَتْ بِأَخْنَاقِهَا حَتَّی تَمُوتَ وَ الْمَوْقُوذَةُ الَّتِی مَرِضَتْ وَ قَذَفَهَا الْمَرَضُ حَتَّی لَمْ یَکُنْ بِهَا حَرَکَهًٌْ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ الَّتِی تَتَرَدَّی مِنْ مَکَانٍ مُرْتَفِعٍ إِلَی أَسْفَلَ أَوْ تَتَرَدَّی مِنْ جَبَلٍ أَوْ فِی بِئْرٍ فَتَمُوتُ وَ النَّطِیحَهًُْ الَّتِی تَنْطَحُهَا بَهِیمَهًٌْ أُخْرَی فَتَمُوتُ وَ مَا أَکَلَ السَّبُعُ مِنْهُ فَمَاتَ وَ مَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ عَلَی حَجَرٍ أَوْ صَنَمٍ إِلَّا مَا أُدْرِکَ ذَکَاتُهُ فَیُذَکَّی قُلْتُ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ قَالَ کَانُوا فِی الْجَاهِلِیَّهًِْ یَشْتَرُونَ بَعِیراً فِیمَا بَیْنَ عَشَرَهًِْ أَنْفُسٍ وَ یَسْتَقْسِمُونَ عَلَیْهِ بِالْقِدَاحِ وَ کَانَتْ عَشَرَهًًْ سَبْعَهًٌْ لَهَا أَنْصِبَاءُ وَ ثَلَاثَهًٌْ لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا أَمَّا الَّتِی لَهَا أَنْصِبَاءُ فَالْفَذُّ وَ التَّوْأَمُ وَ النَّافِسُ وَ الْحِلْسُ وَ الْمُسْبِلُ وَ الْمُعَلَّی وَ الرَّقِیبُ وَ أَمَّا الَّتِی لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا فَالسَّفِیحُ وَ الْمَنِیحُ وَ الْوَغْدُ فَکَانُوا یُجِیلُونَ السِّهَامَ بَیْنَ عَشَرَهًٍْ فَمَنْ خَرَجَ بِاسْمِهِ سَهْمٌ مِنَ الَّتِی لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا أُلْزِمَ ثُلُثَ ثَمَنِ الْبَعِیرِ فَلَا یَزَالُونَ بِذَلِکَ حَتَّی تَقَعَ السِّهَامُ الثَّلَاثَهًُْ الَّتِی لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا إِلَی ثَلَاثَهًٍْ مِنْهُمْ فَیُلْزِمُونَهُمْ ثَمَنَ الْبَعِیرِ ثُمَّ یَنْحَرُونَهُ وَ یَأْکُلُهُ السَّبْعَهًُْ الَّذِینَ لَمْ یَنْقُدُوا فِی ثَمَنِهِ شَیْئاً وَ لَمْ یَطْعَمُوا مِنْهُ الثَّلَاثَهًَْ الَّذِینَ نَقَدُوا ثَمَنَهُ شَیْئاً فَلَمَّا جَاءَ الْإِسْلَامُ حَرَّمَ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ ذَلِکَ فِیمَا حَرَّمَ فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ: وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ یَعْنِی حَرَاماً.
امام جواد (علیه السلام)- عبدالعظیم‌بن‌عبدالله حسنی می‌فرماید: از امام جواد (علیه السلام) درباره‌ی: أُهِلَّ لِغَیْرِ الله بِهِ، پرسیدم فرمود: «آنچه برای صنم (بت تراشیده و ساخته شده) یا وثن (بت‌طبیعی نظیر صخره) یا درختی ذبح شده، خداوند آن را به‌مانند مردار و خون و گوشت خوک، حرام کرده است»... گفتم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! معنای کلام حق تعالی: وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ چیست»؟ فرمود: «منخنقه آن است که گلویش فشرده شود تا آنکه بمیرد و موقوذه آن است که بیمار گردد و مریضی، آن را بر زمین افکند، به‌گونه‌ای که جنبشی در آن نباشد و متردیه آن حیوانی است که از مکان بلندی به پایین پرتاب شده است یا آنکه از پرتگاه کوهی به زیرافتد یا در چاه بیفتد و بمیرد. و نطیحه آن است که چهارپایی دیگر آن را شاخ زده و مرده باشد. وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ و حیوانی که درندگان، بخشی از آن را خورده باشند و مرده باشد. وَمَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ و آنچه که برای تندیس‌ها قربانی شده باشد، همچون حیوانی که به پای شمایلهای سنگی یا صنم قربانی کنند؛ جز آنچه که زکات آن داده شده باشد و بدین‌سان پاکیزه گردد». عرض کردم: «[معنای] وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ چیست»؟ فرمود: «در جاهلیّت، یک شتر را ده نفری می‌خریدند و آن را با قداح (تیر قماربازی ناتمام تراشیده و پر و پیکان ننهاده) بین خود تقسیم می‌کردند و این تیرها ده تیر بود که هفت‌تیر، نصیب داشت و سه تیر، هیچ نصیبی نداشت و آن تیرهایی که نصیب داشتند: فَذّ، توأم، نافِس، حِلس، مُسبِل، مُعلّی و رقیب نام داشتند و آن سه تیر بی‌نصیب، سفیح و منیح و وَغد نام داشتند. آن‌ها تیرها را بین خود می‌گرداندند و کسی که تیری به نامش در می‌آمد که نصیبی نداشت، یک سوّم بهای خرید شتر را می‌پرداخت و ده نفر هر یک به بهره‌ی خود تیری را می‌کشید تا آنکه تیرهای بدون نصیب به سه نفر از ایشان می‌افتاد و بهای شتر را به گردن آن‌ها می‌نهادند و آنگاه نحرش می‌کردند و هفت نفری که در پرداخت بهایش هیچ هزینه‌ای نداده بودند، آن را می‌خوردند و به آن سه تن نیز که بهایش را تأمین‌کردند، هیچ نمی‌دادند و زمانی که دین اسلام آمد، خدای تعالی این قمار بازی را نیز در جمله چیزهایی که حرام نمود، حرام کرد. و فرمود: وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ یعنی حرام است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۶۸
من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۴۳/ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۸۳/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۴۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۲۱۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۲۱۲/ البرهان/ نورالثقلین
۱ -۳
(مائده/ ۳)
الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: کُلْ کُلَّ شَیْءٍ مِنَ الْحَیَوَانِ غَیْرَ الْخِنْزِیرِ وَ النَّطِیحَهًِْ وَ الْمُتَرَدِّیَهًِْ وَ مَا أَکَلَ السَّبُعُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ فَإِنْ أَدْرَکْتَ شَیْئاً مِنْهَا وَ عَیْنٌ تَطْرِفُ أَوْ قَائِمَهًٌْ تَرْکُضُ أَوْ ذَنَبٌ یُمْصَعُ فَقَدْ أَدْرَکْتَ ذَکَاتَهُ فَکُلْهُ قَالَ وَ إِنْ ذَبَحْتَ ذَبِیحَهًًْ فَأَجَدْتَ الذَّبْحَ فَوَقَعَتْ فِی النَّارِ أَوْ فِی الْمَاءِ أَوْ مِنْ فَوْقِ بَیْتِکَ أَوْ جَبَلٍ إِذَا کُنْتَ قَدْ أَجَدْتَ الذَّبْحَ فَکُلْ.
امام باقر (علیه السلام)- زراره نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «هرچیزی از حیوان به جز خوک و شاخ خورده و پرتاب شده و آنچه حیوان درنده از آن خورده باشد، حلال است و این کلام الهی است: إِلاَّ مَا ذَکَّیْتُمْ پس اگر چیزی از این حیوانات حلال را یافتی درحالی‌که چشمش پلک زند یا پایش در دویدن باشد و یا دمش بجنبد، بدان‌که به مرحله حلال بودن آن رسیدهای، پس [آن را ذبح‌کن و] بخور. و اگر قربانی را سر بریدی و درس-ت ذبح نمودی و آنگاه در آت-ش افتاد یا در آب افتاد یا از بلندی خانه‌ای یا پرتگاهی سقوط کرد، اگر درست ذبح کرده باشی، خوردن گوشت آن جایز است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۶۸
تهذیب الأحکام، ج۹، ص۵۸/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۱/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۳۲۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۲۱۹/ نورالثقلین/ البرهان
۱ -۴
(مائده/ ۳)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَیُوقِ‌بْنِ‌قُرْطٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): فِی قَوْلِ اللَّهِ الْمُنْخَنِقَةُ قَالَ الَّتِی تَخْتَنِقُ فِی رِبَاطِهَا وَ الْمَوْقُوذَةُ الْمَرِیضَهًُْ الَّتِی لَا تَجِدُ أَلَمَ الذَّبْحِ وَ لَا تَضْطَرِبُ وَ لَا یَخْرُجُ لَهَا دَمٌ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ الَّتِی تَرَدَّی مِنْ فَوْقِ بَیْتٍ أَوْ نَحْوِهِ وَ النَّطِیحَةُ الَّتِی تَنْطَحُ صَاحِبَهَا.
امام صادق (علیه السلام)- عیوق‌بن‌قرط نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) در مورد الْمُنْخَنِقَةُ فرمود: «چهارپایی است که در طنابش خفه شده باشد. وَالْمَوْقُوذَةُ حیوان بیماری است که درد قربانی‌کردن را در نمی‌یابد و مضطرب نمی‌گردد و خونی از بدنش نمی‌جهد. وَالْمُتَرَدِّیَةُ آن است که از بام خانه یا شبیه آن سقوط کرده و مرده باشد. وَالنَّطِیحَةُ آن است که از همتای خود به ضربه شاخ مرده است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۰
العیاشی، ج۱، ص۲۹۲/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۳۲۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۲۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۱۳۶/ البرهان
۱ -۵
(مائده/ ۳)
الباقر (علیه السلام)- أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ الْبَاقِرِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیر ... قَالَ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ مَعْرُوفٌ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ یَعْنِی مَا ذُبِحَ لِلْأَصْنَامِ وَ أَمَّا الْمُنْخَنِقَةُ فَإِنَّ الْمَجُوسَ کَانُوا لَا یَأْکُلُونَ الذَّبَائِحَ وَ یَأْکُلُونَ الْمَیْتَهًَْ وَ کَانُوا یَخْنُقُونَ الْبَقَرَ وَ الْغَنَمَ فَإِذَا اخْتَنَقَتْ وَ مَاتَتْ أَکَلُوهَا وَ الْمُتَرَدِّیَةُ کَانُوا یَشُدُّونَ أَعْیُنَهَا وَ یُلْقُونَهَا مِنَ السَّطْحِ فَإِذَا مَاتَتْ أَکَلُوهَا وَ النَّطِیحَةُ کَانُوا یُنَاطِحُونَ بِالْکِبَاشِ فَإِذَا مَاتَتْ إِحْدَاهَا أَکَلُوهَا وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ فَکَانُوا یَأْکُلُونَ مَا یَقْتُلُهُ الذِّئْبُ وَ الْأَسَدُ فَحَرَّمَ اللَّهُ ذَلِکَ وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ کَانُوا یَذْبَحُونَ لِبُیُوتِ النِّیرَانِ وَ قُرَیْشٌ کَانُوا یَعْبُدُونَ الشَّجَرَ وَ الصَّخْرَ فَیَذْبَحُونَ لَهُمَا وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ قَالَ کَانُوا یَعْمِدُونَ إِلَی الْجَزُورِ فَیُجَزُّونَهُ عَشَرَهًَْ أَجْزَاءٍ ثُمَّ یَجْتَمِعُونَ عَلَیْهِ فَیُخْرِجُونَ السِّهَامَ وَ یَدْفَعُونَهَا إِلَی رَجُلٍ وَ السِّهَامُ عَشَرَهًٌْ سَبْعَهًٌْ لَهَا أَنْصِبَاءُ وَ ثَلَاثَهًٌْ لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا فَالَّتِی لَهَا أَنْصِبَاءُ الْفَذُّ وَ التَّوْأَمُ وَ الْمُسْبِلُ وَ النَّافِسُ وَ الْحِلْسُ وَ الرَّقِیبُ وَ الْمُعَلَّی فَالْفَذُّ لَهُ سَهْمٌ وَ التَّوْأَمُ لَهُ سَهْمَانِ وَ الْمُسْبِلُ لَهُ ثَلَاثَهًُْ أَسْهُمٍ وَ النَّافِسُ لَهُ أَرْبَعَهًُْ أَسْهُمٍ وَ الْحِلْسُ لَهُ خَمْسَهًُْ أَسْهُمٍ وَ الرَّقِیبُ لَهُ سِتَّهًُْ أَسْهُمٍ وَ الْمُعَلَّی لَهُ سَبْعَهًُْ أَسْهُمٍ وَ الَّتِی لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا السَّفِیحُ وَ الْمَنِیحُ وَ الْوَغْدُ وَ ثَمَنُ الْجَزُورِ عَلَی مَنْ لَمْ یَخْرُجْ لَهُ مِنَ الْأَنْصِبَاءِ شَیْءٌ وَ هُوَ الْقِمَارُ فَحَرَّمَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ.
امام باقر (علیه السلام)- ابان‌بن‌تغلب گوید: امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ الله بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ؛ فرمود: «الْمَیْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ که معلوم است. وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ الله بِهِ؛ یعنی آنچه برای بت‌ها قربانی شده است. و امّا الْمُنْخَنِقَةُ مجوسیان، قربانی شده نمی‌خوردند، بلکه مرده می‌خوردند و گاو و گوسفند را خفه می‌کردند و چون خفه می‌شد و می‌مرد، آن را می‌خوردند. الموقوذه، این بود که چشم‌ها و پاهاش را می‌بستند و او را می‌زدند تا می‌مرد و وقتی می‌مرد آن را می‌خوردند. وَالْمُتَرَدِّیَةُ چشم‌های حیوان را می‌بستند و آن را از بامی به پایین می‌انداختند و چون می‌مرد، آن را می‌خوردند. وَالنَّطِیحَةُ قوچ‌ها را به جنگ شاخ زنی می‌انداختند و چون یکی از آن‌ها می‌مرد، آن را می‌خوردند. وَمَا أَکَلَ السَّبُع إِلاَّ مَا ذَکَّیْتُمْ و ایشان آنچه را گرگ و شیر و خرس می‌کشت، می‌خوردند و خداوند این امر را حرام نمود وَمَا ذُبِحَ علَی النُّصُبِ؛ آن‌ها برای آتشکده‌ها قربانی می‌کردند و قریش نیز درخت و صخره‌ها را می‌پرستیدند و برایشان قربانی می‌کردند». وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ فرمود: «آن‌ها شتری را می‌آوردند و بدن او را به ده بخش تقسیم‌بندی می‌کردند آنگاه گرد آن جمع می‌شدند و تیرهایی را از تیردان خارج می‌کردند و هریک را به یک نفر از ده نفر می‌دادند و تیرها ده عدد بود: هفت تا از تیرها نصیب داشتند و سه تیر نصیبی نداشتند. آن تیرهایی‌که نصیب داشتند: فذّ، توام، نافس، حلس، مسبل، معلّی و رقیب نام داشتند. فذّ یک سهم داشت، توام دو سهم، مسبل سه سهم، نافس چهار سهم، حلس پنج سهم، رقیب شش سهم و معلی نیز هفت سهم می‌برد و آن سه تیر بی‌نصیب، سفیح، منیح و وغد نام داشت و بهای شتر برعهده‌ی کسانی بود که هیچ تیر نصیب داری برایش در نمی‌آمد و این قمار بود و خدای عزّوجلّ آن را حرام نمود».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۰
بحارالأنوار، ج۶۲، ص۳۱۹/ الخصال، ج۲، ص۴۵۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۳۹/ نورالثقلین/ البرهان
۱ -۶
(مائده/ ۳)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِمَ حَرَّمَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ الْمَیْتَهًَْ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ؟ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمْ یُحَرِّمْ ذَلِکَ عَلَی عِبَادِهِ وَ أَحَلَّ لَهُمْ مَا سِوَاهُ مِنْ رَغْبَهًٍْ مِنْهُ فِیمَا حَرَّمَ عَلَیْهِمْ وَ لَا زُهْدٍ فِیمَا أَحَلَ لَهُمْ وَ لَکِنَّهُ خَلَقَ الْخَلْقَ وَ عَلِمَ مَا یَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا یُصْلِحُهُمْ فَأَحَلَّ اللَّهُ تَعَالَی لَهُمْ وَ أَبَاحَهُمْ تَفَضُّلًا مِنْهُ عَلَیْهِمْ لِمَصْلَحَتِهِمْ وَ عَلِمَ مَا یَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْهُ وَ حَرَّمَهُ عَلَیْهِمْ ثُمَّ أَبَاحَهُ لِلْمُضْطَرِّ فَأَحَلَّهُ فِی الْوَقْتِ الَّذِی لَا یَقُومُ بَدَنُهُ إِلَّا بِهِ فَأَمَرَهُ أَنْ یَنَالَ مِنْهُ بِقَدْرِ الْبُلْغَهًِْ لَا غَیْرَ ذَلِکَ ثُمَّ قَالَ: وَ أَکْلُ الْمَیْتَهًِْ فَإِنَّهُ لَا یَدْنُو مِنْهَا أَحَدٌ وَ لَا یَأْکُلُ مِنْهَا إِلَّا ضَعُفَ بَدَنُهُ وَ نَحَلَ جِسْمُهُ وَ ذَهَبَتْ قُوَّتُهُ وَ انْقَطَعَ نَسْلُهُ وَ لَا یَمُوتُ آکِلُ الْمَیْتَهًِْ إِلَّا فَجْأَهًًْ وَ أَمَّا الدَّمُ فَإِنَّهُ یُورِثُ الْکَلَبَ وَ قَسْوَهًَْ الْقَلْبِ وَ قِلَّهًَْ الرَّأْفَهًِْ وَ الرَّحْمَهًِْ حَتَّی لَا یُؤْمَنَ أَنْ یَقْتُلَ وَلَدَهُ وَ وَالِدَهُ وَ لَا یُؤْمَنَ عَلَی حَمِیمِهِ وَ لَا یُؤْمَنَ عَلَی مَنْ صَحِبَهُ وَ أَمَّا لَحْمُ الْخِنْزِیرِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَسَخَ قَوْماً فِی صُوَرٍ شَتَّی شِبْهِ الْخِنْزِیرِ وَ الْقِرْدِ وَ الدُّبِّ وَ مَا کَانَ مِنْ أَمْسَاخٍ ثُمَّ نَهَی عَنْ أَکْلِ مِثْلِهِ لِکَیْ لَا یُنْتَفَعَ بِهَا وَ لَا یُسْتَخَفَّ بِعُقُوبَتِهِ وَ أَمَّا الْخَمْرُ فَإِنَّهُ حَرَّمَهَا لِفِعْلِهَا وَ فَسَادِهَا وَ قَالَ إِنَّ مُدْمِنَ الْخَمْرِ کَعَابِدِ وَثَنٍ وَ یُورِثُهُ ارْتِعَاشاً وَ یَذْهَبُ بِنُورِهِ وَ یَهْدِمُ مُرُوَّتَهُ وَ یَحْمِلُهُ عَلَی أَنْ یَجْسُرَ عَلَی الْمَحَارِمِ مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ وَ رُکُوبِ الزِّنَی وَ لَا یُؤْمَنُ إِذَا سَکِرَ أَنْ یَثِبَ عَلَی حَرَمِهِ وَ هُوَ لَا یَعْقِلُ ذَلِکَ وَ الْخَمْرُ لَنْ تَزِیدَ شَارِبَهَا إِلَّا کُلَّ شَرٍّ.
امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌عبدالله از یکی از یارانش نقل می‌کند: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! چرا خداوند، گوشت مردار و خون و گوشت خوک را حرام کرده است»؟ فرمود: «همانا خدای تبارک‌وتعالی این چیزها را به‌خاطر رغبت و تمایل خودش به آنچه حرام کرده یا صرف‌نظر و روی‌گردانی خودش از آنچه حلال نموده، بر بندگانش حرام یا حلال نکرده است، بلکه خود موجودات را آفریده و می‌داند که با چه چیزی بدن‌های موجودات استوار می‌گردد و به صلاح است؛ پس آن‌ها را از سر تفضّل خویش بر ایشان و مصلحت آنان حلال نمود و مباح دانس-ت و می‌داند که چه چی-ز به آن‌ها زی-ان می‌رس-اند؛ پ-س آنان را از آن منع نمود و بر ایشان حرام کرد و آنگاه حرام را برای مضطر، مباح ساخت و در زمانی که بدنش به جز به آن، تاب بقا نداشته، آن را بر ایشان حلال نمود و امر نمود که به هنگام ناچاری، تنها به اندازه‌ی کفایت از آن بخورد نه بیشتر». سپس فرمود: «امّا مردار، کسی به آن نزدیک نشود و از آن نخورد، مگر آنکه بدنش ضعیف گردد و پیکرش فرتوت گردد و قوایش به سستی گراید و نسلش منقطع گردد و مردار خورده جز به مرگ ناگهانی نمی‌میرد. امّا خون، بدانکه کَلَب (بیماری هاری) می‌آورد و سنگدلی و رأفت و رحمت انسان را می‌کاهد و خون خورده ایمن نیست که فرزند یا والدین خود را هم بکشد و دوستان صمیمیاش از وی ایمن نیستند و هرکه با او همنشین باشد، از وی چندان در امان نمی‌باشد. امّا درباره‌ی گوشت خوک، باید بدانی‌که خداوند، قومی را درصورت چیزی شبیه خوک و میمون و خرس، مسخ نمود و البتّه خوک از جمله مسخ شده‌ها نمی‌باشد، ولی خداوند از خوردن شبیه آن مسخ شده‌ها نیز نهی نمود تا از آن‌ها استفاده نجویند و عقوبت آن‌ها نادیده گرفته نشود. امّا خمر را خداوند به‌خاطر تأثیرش بر آدمی و فساد انگیز بودنش حرام نمود». حضرت فرمود: «همانا دائم الخمر، همچون بت‌پرست است و شراب، وی را دچار لرزش می‌کند و نورش را می‌زداید و جوانمردی‌اش را بر باد می‌دهد و او را به جسارت در محارم، از جمله خون‌ریختن و ارتکاب زنا می‌کشاند و ایمن نیست از آنکه چون مست، درحالی‌که خود آگاه نیست بر اندرونی ممنوعه خود تعدّی نماید و میگسار به جز شر، سراغ چیز دیگر نمی‌رود».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۰
تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۲۸/ البرهان
۱ -۷
(مائده/ ۳)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ سَمَّی الْجَرَادَ وَ السَّمَکَ مَیْتاً فَقَالَ مَیْتَتَانِ مُبَاحَتَانِ الْجَرَادُ وَ السَّمَکُ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روایت است پیغمبر (صلی الله علیه و آله) ملخ و ماهی را مردار نامیده و فرموده دو مردار مباح، ملخ و ماهی هستند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۲
بحار الأنوار، ج۶۲، ص۱۰۲

مگر آنکه [به‌موقع به آن شکار برسید و] آن را سر ببرید

۲ -۱
(مائده/ ۳)
الرّضا (علیه السلام)- الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِذَا أَدْرَکْتَ ذَکَاتَهُ فَکُلْهُ.
امام رضا (علیه السلام)- از بلندی افتاده، به ضرب ِشاخ مرده، و آنچه درّنده از آن خورده باشد، اگر آن را زنده یافته و سر بریده‌ای حلال است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۲
بحار الأنوار، ج۶۲، ص۳۲۴/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۲/ البرهان
۲ -۲
(مائده/ ۳)
الرّضا (علیه السلام)- أَنَّ أَدْنَی مَا تُدْرِکُ بِهِ الذَّکَاهًُْ أَنْ تُدْرِکَهُ یَتَحَرَّکُ أُذُنَهُ أَوْ ذَنَبَهُ أَوْ یَطْرِفُ عَیْنَهُ.
امام رضا (علیه السلام)- کمترین نشانه‌ی حیات این است که گوش یا دم بجنبد یا چشمش بچرخد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۲
بحارالأنوار، ج۸۰، ص۲۱۷/ نورالثقلین
۲ -۳
(مائده/ ۳)
أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ وَ اخْتُلِفَ فِی الِاسْتِثْنَاءِ إِلَی مَاذَا یَرْجِعُ؟ فَقِیلَ: یَرْجِعُ إِلَی جَمِیعِ مَا تَقَدَّمَ ذِکْرُهُ مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ سِوَی مَا لَا یَقْبَلُ الذَّکَاهًَْ مِنَ الْخِنْزِیرِ وَ الدَّمِ.
امام علی (علیه السلام)- در مجمع‌البیان [آمده است] درباره‌ی إِلّا ما ذَکَّیْتُمْ اختلاف شده است که این استثناء به چه چیزی بر می‌گردد [و استثناء از چیست]؟ گفته شده است: «به همه‌ی محرّماتی که [در آیه] پیش‌تر بیان شده بر می‌گردد غیر از مواردی مانند خوک و خون که تذکیه نمی‌پذیرد. [این سخن] از علی (علیه السلام) [نقل‌شده است].
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۲
نورالثقلین
۲ -۴
(مائده/ ۳)
الصّادق (علیه السلام)- لَا تَأْکُلْ مِنْ فَرِیسَهًِْ السَّبُعِ وَ لَا الْمَوْقُوذَهًِْ وَ لَا الْمُتَرَدِّیَهًِْ إِلَّا أَنْ تُدْرِکَهَا حَیَّهًًْ فَتُذَکِّیَ.
امام صادق (علیه السلام)- از گوشت شکاری‌که درّنده‌ای از درندگان وحشی آن را شکارکرده نخور، و نه از آن حیوانی که به چوب و عصا کشته شده، و نه از آنکه از جای بلندی افتاده و مرده مگر آنکه او را زنده یافته و ذبح کنی.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴
الکافی، ج۶، ص۲۳۵/ نورالثقلین

تمام این این‌ها، فسق و گناه است

۳ -۱
(مائده/ ۳)
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ذلِکُمْ فِسْقٌ مَعْنَاهُ خُرُوجٌ مِنْ طَاعَهًِْ اللَّهِ إِلَی مَعْصِیَتِهِ.
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ذالِکُم فِسْقٌ معنایش از اطاعت خداوند به‌سوی معصیت او رفتن است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴
بحرالعرفان، ج۶، ص۱۳

امروز، کافران از [شکست] آیین شما مأیوس شدند؛ بنابراین، از آن‌ها نترسید؛ و از [مخالفت] من بترسید! امروز، دین شما را برایتان کامل کردم

۴ -۱
(مائده/ ۳)
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مَعْنَی یَئِسُوا انْقَطَعَ طَمَعُهُمْ مِنْ دِینِکُمْ أَنْ تَتْرُکُوهُ وَ تَرْجِعُوا مِنْهُ إِلَی الشِّرْکِ.
ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- معنای [کافران] مأیوس شدند این است که طمع آن‌ها از دین شما - که آن را رها کنید و از آن به شرک برگردید - قطع شد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴
بحرالعرفان، ج۶، ص۱۳
۴ -۲
(مائده/ ۳)
الباقر (علیه السلام)- ... یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ یَوْمَ یَقُومُ الْقَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یَئِسَ بَنُوأُمَیَّهًَْ فَهُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا یَئِسُوا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (.
امام باقر (علیه السلام)- الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ؛ روزی که قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام می‌کند، بنی امیه که همان مأیوسان هستند، نومید می‌شوند؛ از آل محمّد (نومید می‌شوند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴
بحارالأنوار، ج۵۱، ص۵۵/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۲/ نورالثقلین/ البرهان
۴ -۳
(مائده/ ۳)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) کَانَ یُخْبِرُ عَنْ وَفَاتِهِ بِمُدَّهًٍْ وَ یَقُولُ قَدْ حَانَ مِنِّی خُفُوقٌ مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِکُمْ وَ کَانَتِ الْمُنَافِقُونَ یَقُولُونَ لَئِنْ مَاتَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) لَیَخْرُبُ دِینُهُ فَلَمَّا کَانَ مَوْقِفُ الْغَدِیرِ قَالُوا بَطَلَ کَیْدُنَا فَنَزَلَتْ: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا ...
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) از زمان وفات خود خبر می‌داد و می‌فرمود: «رفتن من از میان شما نزدیک شد». و منافقان می‌گفتند: «اگر محمّد از دنیا برود، دینش را نابود می‌کنیم» و هنگامی که جریان غدیر واقع شد، گفتند: «مکر و حیله ما باطل شد». پس نازل‌شد: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا...
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴
بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۶۳/ المناقب، ج۳، ص۴۰
۴ -۴
(مائده/ ۳)
علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فِی تَفْسِیرِ عَلِیِّ‌بْنِ‌إِبْرَاهِیمَ (رحمة الله علیه) قَوْلُهُ: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ قَالَ: ذَلِکَ لَمَّا نَزَلَتْ وَلَایَهًُْ أَمِیرِالمُؤْمِنینَ (علیه السلام).
علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- آیه: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ، هنگام ولایت یافتن امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل شد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴
نورالثقلین

امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم

۵ -۱
(مائده/ ۳)
الصّادق (علیه السلام)- الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ بِإِقَامَهًِْ حَافِظِهِ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی بِوَلَایَتِنَا وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً أَیْ تَسْلِیمَ النَّفْسِ لِأَمْرِنَا.
امام صادق (علیه السلام)- الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ، یعنی دین را با منصوب‌کردن حافظ دین کامل کردم. وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی بولایتنا وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً؛ یعنی تسلیم دستور ما باشید.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴
المناقب، ج۳، ص۲۳/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۵۶
۵ -۲
(مائده/ ۳)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن الحَسَنِ‌بنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) عَن النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) حَدِیثٌ طَوِیلٌ یَقُولُ فِیهِ: حُبُ أَهْلِ بَیْتِی وَ ذُرِّیَّتِی اسْتِکْمَالُ الدِّینِ وَ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْآیَهًَْ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ...
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام حسن (علیه السلام) روایت است: پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمود: حبّ و دوستی خانواده من باعث کمال دین می‌شود. و این آیه را تلاوت نمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً...
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴
الأمالی للصدوق، ص۱۹۲/ نورالثقلین
۵ -۳
(مائده/ ۳)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الحَسَنِ‌بنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ ... یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبِرْنِی عَنْ فَضْلِکُمْ أَهْلَ الْبَیْت قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لِی فَضْلٌ عَلَی النَّبِیِّینَ فَمَا مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا دَعَا عَلَی قَوْمِهِ بِدَعْوَهًٍْ وَ أَنَا أَخَّرْتُ دَعْوَتِی لِأُمَّتِی لِأَشْفَعَ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ أَمَّا فَضْلُ أَهْلِ بَیْتِی وَ ذُرِّیَّتِی عَلَی غَیْرِهِمْ کَفَضْلِ الْمَاءِ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ وَ بِهِ حَیَاهًُْ کُلِّ شَیْءٍ وَ حُبُّ أَهْلِ بَیْتِی (وَ ذُرِّیَّتِی اسْتِکْمَالُ الدِّینِ وَ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْآیَهًَْ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ... قَالَ الْیَهُودِیُّ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله).
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام حسن (علیه السلام) روایت است: یک نفر یهودی خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسیده گفت: «... ای محمّد، اکنون مرا از فضیلت شما اهل بیت آگاه کنید! پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «فضیلتی که من بر پیامبران دارم این است که هر پیامبری در حق قوم خود دعایی کرده است، امّا من دعای خود را درباره اُمّتم به تأخیر انداختهام تا اینکه در روز قیامت شفاعت ایشان را بکنم؛ و امّا فضیلت اهل بیت و ذرّیۀ من بر دیگران، به فضیلت آب بر هر چیز دیگری میماند و حیات هر چیزی به آب است، و دوست داشتن اهل بیت و ذرّیۀ من کمال دین است و آنگاه رسول خدا صَلی الله علیهِ و آله این آیه را تلاوت فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً... یهودی گفت: «راست گفتی ای محمّد (صلی الله علیه و آله)».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۶
بحارالأنوار، ج۹، ص۲۹۸/ الأمالی للصدوق، ص۱۹۱
۵ -۴
(مائده/ ۳)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن الصّادق جَعْفَرَ‌بْنَ‌مُحَمَّد (علیه السلام) قال: لَمَّا خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی مَکَّهًَْ فِی حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ فَلَمَّا انْصَرَفَ مِنْهَا وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ وَ قَدْ شَیَّعَهُ مِنْ مَکَّهًَْ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ رَجُلٍ مِنَ الْیَمَنِ وَ خَمْسَهًُْ أَلْفِ رَجُلٍ مِنَ الْمَدِینَهًِْ جَاءَهُ جَبْرَئِیلُ فِی الطَّرِیقِ فَقَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَهًَْ: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا جَبْرَئِیلُ إِنَّ النَّاسَ حَدِیثُ و عَهْدٍ بِالْإِسْلَامِ فَأَخْشَی أَنْ یَضْطَرِبُوا وَ لَا یُطِیعُوا فَعَرَجَ جَبْرَئِیلُ إِلَی مَکَانِهِ وَ نَزَلَ عَلَیْهِ فِی یَوْمِ الثَّانِی وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَازِلًا بِغَدِیرٍ فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ فَقَالَ لَهُ یَا جَبْرَئِیلُ أَخْشَی مِنْ أَصْحَابِی أَنْ یُخَالِفُونِی فَعَرَجَ جَبْرَئِیلُ وَ نَزَلَ عَلَیْهِ فِی الْیَوْمِ الثَّالِثِ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِمَوْضِعٍ یُقَالُ لَهُ غَدِیرُ‌خُمٍّ وَ قَالَ لَهُ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَلَمَّا سَمِعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْمَقَالَهًَْ قَالَ لِلنَّاسِ أَنِیخُوا نَاقَتِی فَوَ اللَّهِ مَا أَبْرَحُ مِنْ هَذَا الْمَکَانِ حَتَّی أُبَلِّغَ رِسَالَهًَْ رَبِّی وَ أَمَرَ أَنْ یُنْصَبَ لَهُ مِنْبَرٌ مِنْ أَقْتَابِ الْإِبِلِ وَ صَعِدَهَا وَ أَخْرَجَ مَعَهُ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ قَامَ قَائِماً وَ خَطَبَ خُطْبَهًًْ بَلِیغَهًًْ وَعَظَ فِیهَا وَ زَجَرَ ثُمَّ قَالَ فِی آخِرِ کَلَامِهِ یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَ لَسْتُ أَوْلَی بِکُمْ مِنْکُمْ فَقَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ قُمْ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) فَقَامَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخَذَهُ بِیَدِهِ فَرَفَعَهَا حَتَّی رُئِیَ بَیَاضُ إِبْطَیْهِمَا ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) أَلَا مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ثُمَّ نَزَلَ مِنَ الْمِنْبَرِ وَ جَاءَ أَصْحَابُهُ إِلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ هَنَّئُوهُ بِالْوَلَایَهًِْ وَ أَوَّلُ مَنْ قَالَ لَهُ عُمَرُ‌بْنُ‌الْخَطَّابِ فَقَالَ لَهُ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ وَ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِهَذِهِ الْآیَهًِْ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)- زراره گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حجّۀالوداع عزم مکه کرد و پس از انجام مناسک از آن خارج گشت - و در روایتی دیگر: و دوازده هزار نفر یمنی و پنج هزار مرد از مدینه وی را مشایعت کردند - جبرئیل در میان راه نزد وی آمده، پس فرمود: «یا رسول الله، خداوند متعال به تو سلام میرساند و سپس این آیه را خواند: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «یا جبرئیل، مردم نو مسلمانند، بیم آن دارم که پریشان فکر شوند و سرپیچی کنند». پس جبرئیل (علیه السلام) به جایگاه خود بازگشت و روز بعد که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیر خمّ بود، بر وی نازل گردید، سپس فرمود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛ فرمود: ای جبرئیل؛ بیم آن دارم که صحابهام با من مخالفت کنند. پس جبرئیل به آسمان رفت و روز سوم نزد آن حضرت بازگشت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مکانی بود که آن را به نام غدیرخمّ میگفتند، پس به آن حضرت گفت: بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را شنید، به مردم فرمود: شتر مرا بخوابانید که به خدا سوگند تا پیام و رسالت پروردگارم را ابلاغ نکنم، این مکان را ترک نخواهم کرد. آنگاه امر فرمود منبری از جهاز شتران برای وی درست کنند. سپس از آن بالا رفته و علی (علیه السلام) را نیز با خود بالا برد و برپای ایستاده و خطبهای بلیغ ایراد فرمود و در آن هم موعظه فرمود و هم از بدی منع نمود و سپس در پایان سخنش فرمود: «ای مردم، آیا من سزاوارتر از شما به خودتان نیستم»؟ گفتند: «بلی یا رسول الله»! سپس فرمود: «برخیز یا علی»، پس علی (علیه السلام) برخاست، آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست وی را گرفته و بالا برد تا جایی که سفیدی زیربغل هر دو نمایان شد، سپس فرمود: «بدانید و آگاه باشید که هر کس من مولای او بودهام، اینک علی مولای اوست. خداوندا، دوست بدار دوستدارش را و دشمن بدار هر که با وی دشمنی کند و یاری رسان آنکه یاریاش نماید و خوار و ذلیل کن آنکه او را واگذارد»! سپس از منبر پایین آمده و صح-ابه وی نزد امی-رالمؤمنین (علیه السلام) آمده و ولایت را به وی تبریک گفتند. و اوّلین شخصی که به وی تبریک گفت، عمربن‌خطاب بود، که گفت: «ای علی، اینک مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی». سپس جبرئیل این آیه را نازل فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۶
بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۶۵/ جامع الأخبار، ص۱۰
بیشتر