آیه ۱۰۱ - سوره اعراف

آیه تِلْكَ الْقُرى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبائِها وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ يَطْبَعُ اللهَُ عَلى قُلُوبِ الْكافِرينَ [101]
اين‌ها، شهرها و آبادي‌هايى است كه قسمتى از اخبار آن را براى تو شرح مى‌دهيم؛ پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند؛ ولى آن‌ها [چنان لجوج بودند كه] به آنچه قبلاً تكذيب‌كرده بودند، ايمان نمى‌آوردند. اين‌گونه خداوند بر دل‌هاى كافران مهر مى‌نهد [و بر اثر لجاجت و ادامه‌ی گناه، توان تشخيص را از آن‌ها سلب مى‌كند].

این‌ها، شهرها و آبادی‌هایی است که قسمتی از اخبار آن را برای تو شرح می‌دهیم

۱ -۱
(اعراف/ ۱۰۱)
علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- تِلْکَ الْقُرَی نَقُصُّ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ مِنْ أَنْبَائِهَا یَعْنِی مِنْ أَخْبَارِهَا فَمَا کَانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ فِی الذَّرِّ الْأَوَّلِ قَالَ: لَا یُؤْمِنُونَ فِی الدُّنْیَا بِمَا کَذَّبُوا فِی الذَّرِّ الْأَوَّلِ وَ هِیَ رَدٌّ عَلَی مَنْ أَنْکَرَ الْمِیثَاقَ فِی الذَّرِّ الْأَوَّلِ.
علیّ‌بن‌ابراهیم (- ای محمّد (! این‌ها، شهرها و آبادی‌هایی است که قسمتی از اخبار آن را برای تو شرح می‌دهیم؛ مِنْ أَنبَآئِهَا یعنی از اخبار آن. فَمَا کَانُواْ لِیُؤْمِنُواْ بِمَا کَذَّبُواْ مِن قَبْلُ یعنی در عالم نخستین و در عالم ذر. و آنان در دنیا به آنچه که در عالم ارواح (ذر) (قبل از آفرینش) تکذیب کرده بودند، ایمان نمی‌آورند و این پاسخی است به کسانی که عهد و پیمان را در عالم ارواح (ذر) منکر شدند.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۲۲۴
القمی، ج۱، ص۲۳۵/ البرهان/ نور الثقلین

تکذیب

۱
(اعراف/ ۱۰۱)
الباقر (علیه السلام)- عَنْ عَقَبهًْ عَنْ أبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْخَلْقَ فَخَلَقَ مَا أَحَبَّ مِمَّا أَحَبَّ وَ کَانَ مَا أَحَبَّ أَنْ خَلَقَهُ مِنْ طِینَهًِْ الْجَنَّهًِْ وَ خَلَقَ مَا أَبْغَضَ مِمَّا أَبْغَضَ وَ کَانَ مَا أَبْغَضَ أَنْ خَلَقَهُ مِنْ طِینَهًِْ النَّارِ ثُمَّ بَعَثَهُمْ فِی الظِّلَالِ فَقُلْتُ وَ أَیُّ شَیْءٍ الظِّلَالُ قَالَ أَ لَمْ تَرَ إِلَی ظِلِّکَ فِی الشَّمْسِ شَیْءٌ وَ لَیْسَ بِشَیْءٍ ثُمَّ بَعَثَ اللَّهُ فِیهِمُ النَّبِیِّینَ یَدْعُونَهُمْ إِلَی الْإِقْرَارِ بِاللَّهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللهُ ثُمَّ دَعَاهُمْ إِلَی الْإِقْرَارِ بِالنَّبِیِّینَ فَأَقَرَّ بَعْضُهُمْ وَ أَنْکَرَ بَعْضُهُمْ ثُمَّ دَعَاهُمْ إِلَی وَلَایَتِنَا فَأَقَرَّ بِهَا وَ اللَّهِ مَنْ أَحَبَّ وَ أَنْکَرَهَا مَنْ أَبْغَضَ وَ هُوَ قَوْلُهُ فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ ثُمَّ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) کَانَ التَّکْذِیبُ ثَمَّ.
امام باقر (- از امام باقر (روایت است که فرمود: «خدا مخلوق را آفرید، و هر مخلوقی را که دوست می‌داشت از مادّه‌ای که دوست داشت آفرید، و آنچه را دوست داشت از گل بهشت آفرید. و هر مخلوقی را که دوست نداشت از مادّه‌ای که دوست نداشت آفرید، و آنچه را دوست نداشت از گل دوزخ آفرید، سپس آن‌ها را در سایه‌ای مبعوث کرد». من عرض کردم: «سایه چیست»؟ فرمود: «نمی‌بینی که سایه‌ی خودت در برابر خورشید چیزی هست و چیزی نیست (یعنی چیزیست که از خود شخصیّت و استقلال ندارد) سپس خدا پیغمبران (را در میان آن‌ها مبعوث ساخت تا ایشان را به اقرار به خدا دعوت کنند، این است سخن خدا که می‌فرماید: و اگر از آن‌ها بپرسی چه کسی آنان را آفریده، قطعاً می‌گویند: خدا. (زخرف/۸۷) سپس خدا ایشان را به اقرار نسبت به پیغمبران دعوت کرد، برخی اقرار و برخی انکار نمودند، آنگاه به ولایت ما دعوتشان کرد، به خدا کسی به آن اقرار کرد که خدا او را دوست داشت و آن شخصی را که دوست نداشت، انکار کرد. این است کلام خداوند متعال: امّا آن‌ها، به چیزی که پیش از آن تکذیب کرده بودند، ایمان نیاوردند!. (یونس/۷۴) سپس امام باقر (فرمود: «تکذیب آن‌ها در آنجا (عالم ذر) بود».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۲۲۴
نور الثقلین/ البرهان
۲
(اعراف/ ۱۰۱)
الصادق (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ‌مُسْکَانَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام): وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی قُلْتُ مُعَایَنَهًًْ کَانَ هَذَا قَالَ نَعَمْ فَثَبَتَتِ الْمَعْرِفَهًُْ وَ نَسُوا الْمَوْقِفَ وَ سَیَذْکُرُونَهُ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یَدْرِ أَحَدٌ مَنْ خَالِقُهُ وَ رَازِقُهُ. فَمِنْهُمْ مَنْ أَقَرَّ بِلِسَانِهِ فِی الذَّرِّ وَ لَمْ یُؤْمِنْ بِقَلْبِهِ فَقَالَ اللَّهُ: فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْل.
امام صادق (- ابن‌مسکان گوید: امام صادق (درباره‌ی این کلام خدای عزّوجلّ وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَی (اعراف/۱۷۲) پرسیدم و گفتم: «آیا این عینی بود»؟ فرمود: «بلی، پس معرفت ثابت شد و آن صحنه را به فراموشی سپردند و آن را به یاد خواهند آورد و اگر این نبود، کسی آفریدگار و روزی‌دهنده را نمی‌شناخت. گروهی با زبان خود در عالم ذر اقرار کردند، امّا با دل ایمان نیاوردند، پس خدا فرمود: امّا آن‌ها، به چیزی که پیش از آن تکذیب‌کرده بودند، ایمان نیاوردند. (یونس/۷۴).
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۲۲۴
القمی، ج۱، ص۲۴۸
بیشتر