آیه ۱۵۷ - سوره اعراف

آیه الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [157]
همان كسانى كه از فرستاده‌ی [خدا]، پيامبرِ «اُمّى» [و درس نخوانده] پيروى مى‌كنند؛ پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه به‌صورت مكتوب نزدشان است، مى‌يابند؛ كه آن‌ها را به معروف دستور مى‌دهد، و از منكر بازمى‌دارد؛ اشياء پاكيزه را براى آن‌ها حلال مى‌شمرد، و ناپاكي‌ها را تحريم مى‌كند؛ و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را كه بر آن‌ها بود، [از دوش و گردنشان] برمى‌دارد؛ پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از [هدايت و] نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، تنها آنان رستگارانند».

همان کسانی که از فرستاده‌ی [خدا] هستند

۱ -۱
(اعراف/ ۱۵۷)
الباقر (علیه السلام)- بُنِیَ الدِّینُ عَلَی اتِّبَاعِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُونِی وَ اتِّبَاعِ الْکِتَابِ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ وَ اتِّبَاعِ الْأَئِمَّهًِْ مِنْ أَوْلَادِهِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ فَاتِّبَاعُ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) یُورِثُ الْمَحَبَّهًَْ یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ اتِّبَاعُ الْکِتَابِ یُورِثُ السَّعَادَهًَْ فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقی وَ اتِّبَاعُ الْأَئِمَّهًِْ یُورِثُ الْجَنَّهًَْ.
امام باقر (- دین بر پیروی از پیامبر (بنا شده است: بگو: «اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید»!. (آل عمران/۳۱) و پیروی از کتاب خدا به‌دلیل این آیه: وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ و پیروی از ائمّه (از اولاد پیامبر (به‌دلیل آیه: و کسانی که به نیکی از آن‌ها پیروی کردند. (توبه/۱۰۰) پس پیروی از پیامبر (موجب محبّت می‌شود: یُحْبِبْکُمُ اللهُ؛ و پیروی از قرآن موجب سعادت: هرکس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه می‌شود و نه تیره‌بخت. (طه/۱۲۳) و پیروی از ائمّه سبب بهشت می‌شود.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۴
بحار الأنوار، ج۲۴، ص۵۱

پیامبرِ «اُمّی» [و درس نخوانده]

۲ -۱
(اعراف/ ۱۵۷)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- نَحْنُ أُمَّهًٌْ أُمِّیَّهًٌْ لَا نَکْتُبُ وَ لَا نَحْسُب.
پیامبر (- ما امّتی اُمّی هستیم که نمینویسیم و حساب نمیدانیم.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۴
بحار الأنوار، ج۱۶، ص۱۳۴
۲ -۲
(اعراف/ ۱۵۷)
الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصُّوفِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الْبَاقِرَ (علیه السلام) فَقُلْتُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّیَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) الْأُمِّیَّ؟ فَقَالَ: مَا یَقُولُ النَّاسُ؟ قُلْتُ: یَزْعُمُونَ أَنَّهُ إِنَّمَا سُمِّیَ الْأُمِّیَ لِأَنَّهُ لَمْ یُحْسِنْ أَنْ یَکْتُبَ. فَقَالَ (علیه السلام): کَذَبُوا عَلَیْهِمْ لَعْنَهًُْ اللَّهِ، أَنَّی ذَلِکَ وَ اللَّهُ یَقُولُ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ؟ فَکَیْفَ کَانَ یُعَلِّمُهُمْ مَا لَا یُحْسِنُ؟ وَ اللَّهِ لَقَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقْرَأُ وَ یَکْتُبُ بِاثْنَتَیْنِ وَ سَبْعِینَ أَوْ قَالَ: بِثَلَاثَهًٍْ وَ سَبْعِینَ لِسَاناً وَ إِنَّمَا سُمِّیَ الْأُمِّیَّ لِأَنَّهُ کَانَ مِنْ أَهْلِ مَکَّهًَْ وَ مَکَّهًُْ مِنْ أُمَّهَاتِ الْقُرَی وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها.
امام باقر (- جعفربن‌محمد صوفی گوید: از امام باقر (پرسیدم: «چرا نبی اکرم (را امّی می‌گفتند»؟ فرمود: «مردم درباره‌ی این موضوع چه می‌گویند»؟ عرض کردم: «مردم گمان می‌کنند که چون آن حضرت نمی‌توانست بنویسد و بخواند حضرتش را امّی گفتند»! فرمود: «دروغ می‌گویند، لعنت خدا بر آن‌ها باد، چگونه چنین چیزی می‌شود که پیغمبر (نمی‌توانست بخواند و بنویسد! [و هرکه چنین معتقد باشد برخلاف قول خدا معتقد شده] با اینکه خداوند در کتاب محکم خود قرآن مجید می‌فرماید: و کسی است که در میان جمعیّت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد. (جمعه/۲) اوست خدایی که میان عرب امّی (که خواندن و نوشتن را نمی‌دانستند) پیغمبری بزرگوار از جنس همان مردم مبعوث به رسالت فرمود تا برایشان آیات وحی خدا را تلاوت کند و ایشان را از جهل و صفات ناپسند و اخلاق زشت پاک سازد و شریعت و کتاب آسمانی و حکمت الهی به آن‌ها بیاموزد. پس وقتی که خدا بفرماید: «پیغمبر تلاوت آیات می‌نمود و مردم را تعلیم کتاب می‌کرد، آیا چنین پیغمبری نمی‌توانست بخواند و بنویسد»؟! به خدا قسم رسول خدا (به هفتاد و سه زبان می‌خواند و می‌نوشت، و علّت آنکه آن حضرت را امّی گفتند برای این بود که از اهل مکّه بود و مکّه را امّ القری می‌گویند چنانکه خدای تعالی می‌فرماید: تا [اهل] أمّ القری [مکّه] و کسانی را که گرد آن هستند، بترسانی! (انعام/۹۲).
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۴
نور الثقلین
۲ -۳
(اعراف/ ۱۵۷)
الصّادق (علیه السلام)- کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) یَقْرَأُ الْکِتَابَ وَ لَا یَکْتُبُ.
امام صادق (- پیامبر (نوشته را میخواند امّا نمی‌نوشت.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۶
نور الثقلین
۲ -۴
(اعراف/ ۱۵۷)
الصّادق (علیه السلام)- کَانَ مِمَّا مَنَّ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَی رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ کَانَ یَقْرَأُ وَ لَا یَکْتُبُ، فَلَمَّا تَوَجَّهَ أَبُو سُفْیَانَ إِلَی أُحُدٍ کَتَبَ الْعَبَّاسُ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَجَاءَهُ الْکِتَابُ وَ هُوَ فِی بَعْضِ حِیطَانِ الْمَدِینَهًِْ فَقَرَأَهُ وَ لَمْ یُخْبِرْ أَصْحَابَهُ وَ أَمَرَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوا الْمَدِینَهًَْ فَلَمَّا دَخَلُوا الْمَدِینَهًَْ أَخْبَرَهُمْ.
امام صادق (- از منّت‌هایی که حقّ تعالی بر رسول گرامی اسلام (گذاشته این بود که آن جناب می‌خواند ولی نمی‌نوشت، هنگامی‌که ابوسفیان به احد متوجّه شد، عبّاس (نامه‌ای محضر مبارک پیامبر اکرم (نوشت، نامه وقتی به حضرت رسید که در یکی از باغ‌های مدینه بود، حضرت نامه را خوانده و به اصحابش خبر نداد فقط به آن‌ها امر فرمود که به مدینه داخل شوند، هنگامی‌که اصحاب به مدینه وارد شدند حضرت آن‌ها را از مضمون نامه خبر داد.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۶
نور الثقلین

پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند

۳ -۱
(اعراف/ ۱۵۷)
أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ یَهُودِیٌّ لِرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله): إِنِّی قَرَأْتُ نَعْتَکَ فِی التَّوْرَاهًِْ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ مَوْلِدُهُ بِمَکَّهًَْ وَ مُهَاجَرُهُ بِطَیْبَهًَْ وَ لَیْسَ بِفَظٍّ وَ لَا غَلِیظٍ وَ لَا سَخَّابٍ وَ لَا مُتَزَیِّنٍ بِالْفُحْشِ وَ لَا قَوْلِ الْخَنَاءِ وَ أَنَا أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ هَذَا مَالِی فَاحْکُمْ فِیهِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ.
امام علی (- شخصی یهودی به رسول خدا (عرض نمود: «نعت و ستایش تو را در تورات خوانده‌ام، محمّدبن‌عبدالله (که محلّ ولادتش در مکّه و هجرتش از آن است، و کسی است که نه تفرقه افکن است و نه سخت دل و پرهیاهو، نه فحّاش است و نه سخنان زشت بر زبان می‌آورد، و من شهادت می‌دهم که خدایی جز الله نیست و تو رسول خدایی، و این مال و اموال من است، مطابق آنچه خداوند نازل نموده، در آن حکم و تصرّف کن».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۶
نور الثقلین
۳ -۲
(اعراف/ ۱۵۷)
الرّضا (علیه السلام)- فِی الْخَرَائِجِ وَ الْجَرَائِحِ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) حَدِیثٌ طَوِیلٌ وَ فِیهِ: فَقَالَ الرِّضَا (علیه السلام): أَنْتَ یَا جَاثَلِیقُ آمِنْ فِی ذِمَّهًِْ اللَّهِ وَ ذِمَّهًِْ رَسُولِهِ لِأَنَّهُ لَا یَبْدَؤُکَ مِنَّا شَیْءٌ تَکْرَهُ مِمَّا تَخَافُهُ وَ تَحْذَرُهُ. قَالَ: أَمَّا إِذَا قَدْ آمَنْتَنِی فَإِنَّ هَذَا النَّبِیُّ الَّذِی اسْمُهُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ هَذَا الْوَصِیُّ الَّذِی اسْمُهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ هَذِهِ الْبِنْتُ الَّتِی اسْمُهَا فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) وَ هَذَانِ السِّبْطَانِ اللَّذَانِ اسْمُهُمَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (علیها السلام) فِی التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ.
امام رضا (- امام رضا (به جاثلیق فرمود: «خدا و پیغمبر (را گواه می‌گیرم که در امانی! از طرف ما آنچه که مخالف طبع توست، متوجّه تو نشود». جاثلیق گفت: «اکنون که امان دادی، این پیغمبری که اسم او محمّد است و این وصی که نامش علی است و دخترش که فاطمه نامیده می‌شود و آن دو فرزندی که موسوم به حسن و حسین هستند، نامشان در تورات و انجیل و زبور ثبت است».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۶
نور الثقلین
۳ -۳
(اعراف/ ۱۵۷)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیِّ‌بْنِ‌أبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ: جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَال یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبِرْنِی عَنْ خَمْسَهًِْ أَشْیَاءَ مَکْتُوبَاتٍ فِی التَّوْرَاهًِْ أَمَرَ اللَّهُ بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنْ یَقْتَدُوا بِمُوسَی (علیه السلام) فِیهَا مِنْ بَعْدِهِ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) أَوَّلُ مَا فِی التَّوْرَاهًِْ مَکْتُوبٌ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ هِیَ بِالْعِبْرَانِیَّهًِْ طاب ثُمَّ تَلَا رَسُولُ اللَّه (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْآیَهًَْ یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ وَ فِی السَّطْرِ الثَّانِی اسْمُ وَصِیِّی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‎طَالِبٍ (علیه السلام) وَ الثَّالِثِ وَ الرَّابِعِ سِبْطَیَّ الْحَسَنِ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ فِی السَّطْرِ الْخَامِسِ أُمِّهِمَا فَاطِمَهًَْ سَیِّدَهًِْ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ (سلام الله علیها) وَ فِی التَّوْرَاهًِْ اسْمُ وَصِیِّی إِلْیَا وَ اسْمُ السِّبْطَیْنِ شَبَّرَ وَ شَبِیرٍ وَ هُمَا نُورَا فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) قَالَ الْیَهُودِیُّ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله).
پیامبر (- حسن‌بن‌علی (فرمود: «تعدادی از یهودیان نزد رسول خدا (آمده و چند سؤال از ایشان کردند و از جمله سؤالهایی که از وی پرسیدند این بود: مرا از پنج‌چیز آگاه کنید که در تورات نوشته شده و خداوند به بنیاسرائیل امر فرموده که پس از موسی (در آنها به وی اقتدا کنند. پیامبر (فرمود: «پیامبر (فرمود: در آغاز تورات نوشته شده است محمّدٌ رسولُ الله که به زبان عبری «طاب» نوشته شده، سپس پیامبر (این دو آیه را تلاوت فرمود: یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ و در سطر دوّم نام وصیّ من علیّ‌بن‌ابی‌طالب (و در سطرهای سوّم و چهارم نام دو سبط من حسن و حسین (و در سطر پنجم نام مادرشان فاطمه (سرور زنان جهان نوشته شده است. و در تورات نام وصیّ من «إلیا» و نام من دو سبط من «شبّر و شبیر» که آن دو، دو نور فاطمه (هستند، نوشته شده است». یهودی عرض کرد: «راست گفتی ای محمّد (».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۶
بحار الأنوار، ج۹، ص۲۹۸/ بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۳۱/ بحار الأنوار، ج۳۷، ص۳۶/ الاختصاص، ص۳۷/ الأمالی للصدوق، ص۱۹۱
۳ -۴
(اعراف/ ۱۵۷)
الباقر (علیه السلام)- عَنْ أبِی‌عُبَیْدَهًَْ اْلحَذَّاءِ قَالَ: ... ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ یَعْنِی النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) وَ الْوَصِیَّ وَ الْقَائِمَ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ إِذَا قَامَ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْمُنْکَرُ مَنْ أَنْکَرَ فَضْلَ الْإِمَامِ وَ جَحَدَهُ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ أَخْذَ الْعِلْمِ مِنْ أَهْلِهِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ الْخَبَائِثُ قَوْلُ مَنْ خَالَفَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ هِیَ الذُّنُوبُ الَّتِی کَانُوا فِیهَا قَبْلَ مَعْرِفَتِهِمْ فَضْلَ الْإِمَامِ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ وَ الْأَغْلَالُ مَا کَانُوا یَقُولُونَ مِمَّا لَمْ یَکُونُوا أُمِرُوا بِهِ مِنْ تَرْکِ فَضْلِ الْإِمَامِ فَلَمَّا عَرَفُوا فَضْلَ الْإِمَامِ وَضَعَ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْإِصْرُ الذَّنْبُ وَ هِیَ الْآصَارُ ثُمَّ نَسَبَهُمْ فَقَالَ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ یَعْنِی بِالْإِمَامِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ یَعْنِی الَّذِینَ اجْتَنَبُوا الْجِبْتَ وَ الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوهَا وَ الْجِبْتُ وَ الطَّاغُوتُ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ الْعِبَادَهًُْ طَاعَهًُْ النَّاسِ لَهُم.
امام باقر (- ابوعبیده حذاء گوید: ... سپس امام (فرمود: یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَ الإِنْجِیلِ یعنی پیامبر (و وصی و قائم (را که در هنگام قیامش آنان را به معروف امر می‌کند و از منکر نهی می‌کند و منکر کسی است که فضل امام را انکار کرده باشد. وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ یعنی دریافت علم از اهلش؛ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الخَبَآئِثَ و منظور از خبائث، قول مخالفان است. وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ عبارت است از گناهانی که قبل از شناخت فضیلت امام مرتکب می‌شدند وَ الأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ اغلال یعنی آنچه را که درباره‌ی انکار فضیلت امام می‌گفتند درحالی‌که به آنان امر نشده بود. هنگامی‌که فضیلت امام را شناختند، گناهانشان را بخشید. «اصر» همان گناه است و جمع آن آصار است. سپس به آنان نسبت داده و فرموده است: فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ یعنی به امام ایمان آوردند وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَ-ئِکَ هُمُ المُفْلِحُونَ یعنی آنان‌که از پرستیدن بتها و طاغوت اجتناب ورزیدند و منظور از جِبت و طاغوت، فلان و فلان و فلان است و عبادت، عبارت از اطاعت مردم از آنان است.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۸
الکافی، ج۱، ص۴۲۹/ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۳۵۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۶۷/ نور الثقلین/ البرهان/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۸۵
۳ -۵
(اعراف/ ۱۵۷)
الباقر (علیه السلام)- کَانَ بَیْنَ یُوسُفَ (علیه السلام) وَ مُوسَی (علیه السلام) مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ کَانَ وَصِیُّ مُوسَی (علیه السلام) یُوشَعَ‌بْنَ‌نُونٍ (علیه السلام) وَ هُوَ فَتَاهُ الَّذِی ذَکَرَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فِی کِتَابِهِ فَلَمْ تَزَلِ الْأَنْبِیَاءُ (علیهم السلام) تُبَشِّرُ بِمُحَمَّد (صلی الله علیه و آله) حَتَّی بَعَثَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الْمَسِیحَ عِیسَی‌ابْنَ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) فَبَشَّرَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی یَجِدُونَهُ یَعْنِی الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی مَکْتُوباً یَعْنِی صِفَهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) عِنْدَهُمْ یَعْنِی فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یُخْبِرُ عَنْ عِیسَی (علیه السلام) وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ وَ بَشَّرَمُوسَی (علیه السلام)وَ عِیسَی بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) کَمَا بَشَّرَ الْأَنْبِیَاءُ (علیهم السلام) بَعْضُهُمْ بِبَعْضٍ حَتَّی بَلَغَتْ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله).
امام باقر (- میان یوسف و موسی (پیامبرانی بودند. و وصیّ موسی (یوشع‌بن‌نون (بود و همان جوان او بود که خدای عزّوجلّ داستانش را در قرآنش ذکر فرموده، پس همچنان پیامبران به آمدن محمّد (مژده می‌دادند تا اینکه خدای تبارک‌وتعالی حضرت مسیح عیسی‌بن‌مریم (را فرستاد و او نیز به آمدن محمّد (مژده داد، و این است کلام خداوند که می‌فرماید: یَجِدُونَهُ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ المُنْکَرِ و همین است گفتار خدای عزّوجلّ که عیسی (خبر می‌دهد: وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَد (صف/۶) و موسی و عیسی (هردو به آمدن محمّد (مژده دادند چنانچه پیامبران (یکدیگر را مژده دادند تا رسید به خود حضرت محمّد (.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۸
الکافی، ج۸، ص۱۱۷/ کمال الدین، ج۱، ص۲۱۶/ بحار الأنوار، ج۱۱، ص۴۸/ بحار الأنوار، ج۱۵، ص۲۲۷/ العیاشی، ج۲، ص۳۱/ نور الثقلین/ البرهان
۳ -۶
(اعراف/ ۱۵۷)
الرّضا (علیه السلام)- فِی بَابِ مَجْلِسِ الرِّضَا (علیه السلام) مَعَ أصْحَابِ الْمِلَلِ وَ الْمَقَالَاتِ فَالْتَفَتَ الرِّضَا (علیه السلام) إِلَی رَأْسِ الْجَالُوتِ فَقَالَ لَهُ تَسْأَلُنِی أَوْ أَسْأَلُکَ قَالَ بَلْ أَسْأَلُکَ وَ لَسْتُ أَقْبَلُ مِنْکَ حُجَّهًًْ إِلَّا مِنَ التَّوْرَاهًِْ أَوْ مِنَ الْإِنْجِیلِ أَوْ مِنْ زَبُورِ دَاوُدَ أَوْ مِمَّا فِی صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ مُوسَی (علیه السلام) فَقَالَ الرِّضَا (علیه السلام) لَا تَقْبَلْ مِنِّی حُجَّهًًْ إِلَّا بِمَا تَنْطِقُ بِهِ التَّوْرَاهًُْ عَلَی لِسَانِ مُوسَی‌بْنِ‌عِمْرَانَ (علیه السلام) وَ الْإِنْجِیلُ عَلَی لِسَانِ عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) وَ الزَّبُورُ عَلَی لِسَانِ دَاوُدَ (علیه السلام) فَقَالَ رَأْسُ الْجَالُوتِ مِنْ أَیْنَ تُثْبِتُ نُبُوَّهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَ-الَ الرِّضَ-ا (علیه السلام) شَهِ-دَ بِنُبُوَّتِهِ (صلی الله علیه و آله) مُ-وسَی‌بْنُ‌عِم-ْرَانَ (علیه السلام) وَ عِیسَی‌ابْنُ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) وَ دَاوُدُ (علیه السلام) خَلِیفَهًُْ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فِی الْأَرْضِ فَقَالَ لَهُ أَثْبِتْ قَوْلَ مُوسَی‌بْنِ‌عِمْرَانَ (علیه السلام) قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) هَلْ تَعْلَمُ یَا یَهُودِیُّ أَنَّ مُوسَی (علیه السلام) أَوْصَی بَنِی إِسْرَائِیلَ فَقَالَ لَهُمْ إِنَّهُ سَیَأْتِیکُمْ نَبِیٌّ هُوَ مِنْ إِخْوَتِکُمْ فَبِهِ فَصَدِّقُوا وَ مِنْهُ فَاسْمَعُوا فَهَلْ تَعْلَمُ أَنَّ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ إِخْوَهًًْ غَیْرَ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ (علیه السلام) إِنْ کُنْتَ تَعْرِفُ قَرَابَهًَْ إِسْرَائِیلَ (علیه السلام) مِنْ إِسْمَاعِیلَ (علیه السلام) وَ النَّسَبَ الَّذِی بَیْنَهُمَا مِنْ قِبَلِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَقَالَ رَأْسُ الْجَالُوتِ هَذَا قَوْلُ مُوسَی (علیه السلام) لَا نَدْفَعُهُ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا (علیه السلام) هَلْ جَاءَکُمْ مِنْ إِخْوَهًِْ بَنِی إِسْرَائِیلَ نَبِیٌّ غَیْرُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَالَ لَا قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) أَ وَ لَیْسَ قَدْ صَحَّ هَذَا عِنْدَکُمْ قَالَ نَعَمْ وَ لَکِنِّی أُحِبُّ أَنْ تُصَحِّحَهُ لِی مِنَ التَّوْرَاهًِْ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا (علیه السلام) هَلْ تُنْکِرُ أَنَّ التَّوْرَاهًَْ تَقُولُ لَکُمْ جَاءَ النُّورُ مِنْ جَبَلِ طُورِ سَیْنَاءَ وَ أَضَاءَ لَنَا مِنْ جَبَلِ سَاعِیرَ وَ اسْتَعْلَنَ عَلَیْنَا مِنْ جَبَلِ فَارَانَ قَالَ رَأْسُ الْجَالُوتِ أَعْرِفُ هَذِهِ الْکَلِمَاتِ وَ مَا أَعْرِفُ تَفْسِیرَهَا قَالَ الرِّضَا (علیه السلام)أَنَا أُخْبِرُکَ بِهِ أَمَّا قَوْلُهُ جَاءَ النُّورُ مِنْ جَبَلِ طُورِ سَیْنَاءَ فَذَلِکَ وَحْیُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الَّذِی أَنْزَلَهُ عَلَی مُوسَی (علیه السلام) عَلَی جَبَلِ طُورِ سَیْنَاءَ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ أَضَاءَ لَنَا مِنْ جَبَلِ سَاعِیرَ فَهُوَ الْجَبَلُ الَّذِی أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَی عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) وَ هُوَ عَلَیْهِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ اسْتَعْلَنَ عَلَیْنَا مِنْ جَبَلِ فَارَانَ فَذَلِکَ جَبَلٌ مِنْ جِبَالِ مَکَّهًَْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهَا یَوْمٌ وَ قَالَ شَعْیَا النَّبِیُّ (علیه السلام)فِیمَا تَقُولُ أَنْتَ وَ أَصْحَابُکَ فِی التَّوْرَاهًِْ رَأَیْتُ رَاکِبَیْنِ أَضَاءَ لَهُمَا الْأَرْضُ أَحَدُهُمَا رَاکِبٌ عَلَی حِمَارٍ وَ الْآخَرُ عَلَی جَمَلٍ فَمَنْ رَاکِبُ الْحِمَارِ وَ مَنْ رَاکِبُ الْجَمَلِ قَالَ رَأْسُ الْجَالُوتِ لَا أَعْرِفُهُمَا فَخَبِّرْنِی بِهِمَا قَالَ (علیه السلام) أَمَّا رَاکِبُ الْحِمَارِ فَعِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَ أَمَّا رَاکِبُ الْجَمَلِ فَمُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) أَ تُنْکِرُ هَذَا مِنَ التَّوْرَاهًِْ قَالَ لَا مَا أُنْکِرُهُ ثُمَّ قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) هَلْ تَعْرِفُ حیقوقَ النَّبِیَ قَالَ نَعَمْ إِنِّی بِهِ لَعَارِفٌ قَالَ (علیه السلام) فَإِنَّهُ قَالَ وَ کِتَابُکُمْ یَنْطِقُ بِهِ جَاءَ اللَّهُ بِالْبَیَانِ مِنْ جَبَلِ فَارَانَ وَ امْتَلَأَتِ السَّمَاوَاتُ مِنْ تَسْبِیحِ أَحْمَدَ وَ أُمَّتِهِ یَحْمِلُ خَیْلَهُ فِی الْبَحْرِ کَمَا یَحْمِلُ فِی الْبَرِّ یَأْتِینَا بِکِتَابٍ جَدِیدٍ بَعْدَ خَرَابِ بَیْتِ الْمَقْدِسِ یَعْنِی بِالْکِتَابِ الْقُرْآنَ أَ تَعْرِفُ هَذَا وَ تُؤْمِنُ بِهِ قَالَ رَأْسُ الْجَالُوتِ قَدْ قَالَ ذَلِکَ حَیْقُوقُ (علیه السلام) وَ لَا نُنْکِرُ قَوْلَهُ قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) وَ قَدْ قَالَ دَاوُدُ (علیه السلام) فِی زَبُورِهِ وَ أَنْتَ تَقْرَأُ اللَّهُمَّ ابْعَثْ مُقِیمَ السُّنَّهًِْ بَعْدَ الْفَتْرَهًِْ فَهَلْ تَعْرِفُ نَبِیّاً أَقَامَ السُّنَّهًَْ بَعْدَ الْفَتْرَهًِْ غَیْرَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَالَ رَأْسُ الْجَالُوتِ هَذَا قَوْلُ دَاوُدَ (علیه السلام) نَعْرِفُهُ وَ لَا نُنْکِرُهُ وَ لَکِنْ عَنَی بِذَلِکَ عِیسَی (علیه السلام) وَ أَیَّامُهُ هِیَ الْفَتْرَهًُْ قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) جَهِلْتَ إِنَّ عِیسَی (علیه السلام) لَمْ یُخَالِفِ السُّنَّهًَْ وَ قَدْ کَانَ مُوَافِقاً لِسُنَّهًِْ التَّوْرَاهًِْ حَتَّی رَفَعَهُ اللهُ إِلَیْهِ وَ فِی الْإِنْجِیلِ مَکْتُوبٌ إِنَّ ابْنَ‌الْبَرَّهًِْ ذَاهِبٌ وَ الْفَارَقَلِیطَا جَاءٍ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الَّذِی یُخَفِّفُ الْآصَارَ وَ یُفَسِّرُ لَکُمْ کُلَّ شَیْءٍ وَ یَشْهَدُ لِی کَمَا شَهِدْتُ لَهُ أَنَا جِئْتُکُمْ بِالْأَمْثَالِ وَ هُوَ یَأْتِیکُمْ بِالتَّأْوِیلِ أَ تُؤْمِنُ بِهَذَا فِی الْإِنْجِیلِ قَالَ نَعَمْ لَا أُنْکِرُه.
امام رضا (- در باب، مجلس امام رضا (با اصحاب ملل و مناظرات امام رضا (آمده است که حضرت به رأس جالوت فرمود: «تو شروع می‌کنی و سوال می‌پرسی یا اینکه من از تو بپرسم»؟ گفت: «می‌پرسم، و هیچ دلیلی از تو نمی‌پذیرم مگر اینکه از تورات، انجیل، زبور داود (و به آنچه در صحف ابراهیم و موسی (آمده است استناد نمایی»، امام رضا (فرمود: «از من هیچ دلیلی را نپذیر مگر اینکه بر زبان موسی‌بن‌عمران (در تورات و بر زبان عیسی‌بن‌مریم (در انجیل و بر زبان داود (در زبور سخن گویم». رأس الجالوت گفت: «نبوّت محمّد (را از کجا اثبات می‌نمایی»؟ حضرت فرمود: «موسی‌بن‌عمران و عیسی‌بن‌مریم و داود (که خلیفه‌ی خدا بر روی زمینند، شهادت به نبوّت وی داده‌اند». به وی گفت: «سخن موسی‌بن‌عمران (را در این رابطه بازگو نما». حضرت فرمود: «ای یهودی، آیا می‌دانی که موسی (بنی‌اسرائیل را توصیه نموده [و وصی‌ای و پیامبری بعد از خود را تعیین کرده]؟». و به آنان گفت: «برای شما پیامبری از برادرانتان خواهد آمد، به وی ایمان آورده و س-خ-نانش را گوش فرا ده-ید، آیا تو برادرانی برای بنی‌اس-رائیل غیر از فرزندان اس-ماعیل (می‌شناسی، آیا از نزدیکی یعقوب (با اسماعیل (و رابطه‌ی میان آن‌ها به‌واسطه‌ی ابراهیم (اطلاع داری»؟ رأس جالوت گفت: «این سخن موسی (است و ما آن را رد نمی‌کنیم». امام رضا (به وی فرمود: «آیا از برادران بنی‌اسرائیل پیامبری غیر از محمّد (برای شما آمد»؟ گفت: «نه». امام رضا (فرمود: «آیا این امر در نزد شما پذیرفته‌شده نیست»؟ گفت: «آری پذیرفته‌ایم، امّا دوست داریم که از تورات این نکته را بازگونمایی». امام رضا (به وی گفت: «آیا منکر گفته‌ی تورات هستی که می‌گوید: از جانب کوه طور سیناء نوری برای شما رسید و از جانب کوه ساعیر بر ما تابناک گشت، و از کوه فاران بر ما آشکار شد. رأس جالوت گفت: «این کلمات را می‌دانم امّا تفسیرش را آگاه نیستم». امام رضا (فرمود: «من تو را به تفسیرش آگاه می‌کنم. آنکه فرمود از جانب کوه طور سیناء نوری به شما رسید، این همان وحی خداوند تبارک‌وتعالی است که بر موسی (در کوه طور سیناء نازل گشت، و امّا تفسیر و از جانب کوه ساعیر بر ما تابناک گشت، آن کوهی است که خداوند متعال بر عیسی‌بن‌مریم (درحالی‌که بر روی آن کوه قرار داشت وحی نمود، و تفسیر و از کوه فاران بر ما آشکار شد، کوه فاران کوهی است که از کوه‌های مکّه که حّد فاصل آن با مکّه یک روز می‌باشد، و شعیای نبی در تورات در مورد آنچه که تو و یارانت بر آنند، می‌گوید: دو سوار را دیدم که زمین [برای آنان] روشن گشت، یکی از آنان بر دراز گوش و دیگری بر شتر سوار شده بود، آیا می‌دانی چه کسی سوار بر الاغ و چه کسی سواربر شتر شده بود»؟ رأس الجالوت گفت: «نمی‌شناسم، مرا نسبت به آنان آگاه ساز». فرمود: «سوار بر الاغ عیسی (است و سواره بر شتر محمّد (است، آیا منکر این مطلب در تورات می‌باشی»؟! گفت: «منکر نمی‌شوم». سپس امام رضا (فرمود: «آیا حیقوق پیامبر (را می‌شناسی»؟ گفت: «آری، می‌شناسم». فرمود: «وی این مطلب را گفت درحالی‌که کتاب شما نیز آن را بیان نموده است که: خداوند نشانه‌هایش را از کوه فاران پدیدار ساخت و آسمان‌ها از تسبیح و حمد احمد (و امّتش آکنده گشت، مرکبش را خشکی‌ها و دریاه‌ها حمل می‌نمایند، و بعد از خرابی بیت‌المقدس، کتابی جدید برای ما می‌آورد، و مرادش از کتاب، قرآن است، آیا این کتاب را می‌شناسی و به آن ایمان داری»؟ رأس الجالوت گفت: «حیقوق این را گفته و ما منکر آن نیستیم». امام رضا (فرمود: «و داود (در زبورش نیز این را بیان نموده است، و تو می‌خوانی [که نوشته است]: خدایا مبعوث نما برپا کننده‌ی سنّت را بعد از دوران فترت، آیا پیامبری غیر از محمّد (می‌شناسی که سنّت را بعد از دوران فترت اقامه نمود»؟! رأس الجالوت گفت: «این سخن داود (است بر آن آگاهیم و منکر آن نیستیم، امّا مرادش عیسی (است، و زمان عیسی (دوران فترت است». امام رضا (فرمود: «به خطا رفتی، عیسی (مخالف با سنّت نبود، و موافق با سنّت تورات بود تا آن زمانی‌که خداوند او را به‌سوی خود بالا برد، و در انجیل ذکرشده است که ابن‌البره رفت و فارقلیطا بعد از وی آمد، و او کسی اس-ت که اخبار را برایت-ان بازگو و تمامی امور را برایتان تفسیر می‌کند، [بر حقانیّت من] شهادت می‌دهد همانگونه که من بر [حقانیّتش] شهادت دادم، من با امثال [و حکم] بر شما مبعوث گشتم و وی با تأویل و تفسیر آن‌ها، آیا به این گفته که در انجیل آمده ایمان می‌آوری»؟! عرض کرد: «آری، منکر آن نیستم».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۴۸
التوحید، ص۴۲۹/ نور الثقلین
۳ -۷
(اعراف/ ۱۵۷)
الباقر (علیه السلام)- کَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) صَدِیقَانِ یَهُودِیَّانِ قَدْ آمَنَا بِمُوسَی (علیه السلام) رَسُولِ اللَّهِ وَ أَتَیَا مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ سَمِعَا مِنْهُ وَ قَدْ کَانَا قَرَءَا التَّوْرَاهًَْ وَ صُحُفَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ مُوسَی (علیه السلام) وَ عَلِمَا عِلْمَ الْکُتُبِ الْأُولَی فَلَمَّا قَبَضَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) أَقْبَلَا یَسْأَلَانِ عَنْ صَاحِبِ الْأَمْرِ بَعْدَهُ وَ قَالا إِنَّهُ لَمْ یَمُتْ نَبِیٌّ قَطُّ إِلَّا وَ لَهُ خَلِیفَهًٌْ یَقُومُ بِالْأَمْرِ فِی أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ قَرِیبُ الْقَرَابَهًِْ إِلَیْهِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ عَظِیمُ الْخَطَرِ جَلِیلُ الشَّأْنِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ هَلْ تَعْرِفُ صَاحِبَ الْأَمْرِ مِنْ بَعْدِ هَذَا النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ الْآخَرُ لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا بِالصِّفَهًِْ الَّتِی أَجِدُهَا فِی التَّوْرَاهًِْ وَ هُوَ الْأَصْلَعُ الْمُصَفَّرُ فَإِنَّهُ کَانَ أَقْرَبَ الْقَوْمِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَلَمَّا دَخَلَا الْمَدِینَهًَْ وَ سَأَلَا عَنِ الْخَلِیفَهًِْ أُرْشِدَا إِلَی أَبِی‌بَکْرٍ فَلَمَّا نَظَرَا إِلَیْهِ قَالا لَیْسَ هَذَا صَاحِبَنَا ثُمَّ قَالا لَهُ مَا قَرَابَتُکَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ إِنِّی رَجُلٌ مِنْ عَشِیرَتِهِ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِی عَائِشَهًَْ قَالا هَلْ غَیْرُ هَذَا قَالَ لَا قَالا لَیْسَتْ هَذِهِ بِقَرَابَهًٍْ قَالا فَأَخْبِرْنَا أَیْنَ رَبُّکَ قَالَ فَوْقَ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ قَالا هَلْ غَیْرُ هَذَا قَالَ لَا قَالا دُلَّنَا عَلَی مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْکَ فَإِنَّکَ أَنْتَ لَسْتَ بِالرَّجُلِ الَّذِی نَجِدُ صِفَتَهُ فِی التَّوْرَاهًِْ أَنَّهُ وَصِیُّ هَذَا النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ خَلِیفَتُهُ قَالَ فَتَغَیَّظَ مِنْ قَوْلِهِمَا وَ هَمَّ بِهِمَا ثُمَّ أَرْشَدَهُمَا إِلَی عُمَرَ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ عَرَفَ مِنْ عُمَرَ أَنَّهُمَا إِنِ اسْتَقْبَلَاهُ بِشَیْءٍ بَطَشَ بِهِمَا فَلَمَّا أَتَیَاهُ قَالا مَا قَرَابَتُکَ مِنْ هَذَا النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ أَنَا مِنْ عَشِیرَتِهِ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِی حَفْصَهًَْ قَالا هَلْ غَیْرُ هَذَا قَالَ لَا قَالا لَیْسَتْ هَذِهِ بِقَرَابَهًٍْ وَ لَیْسَتْ هَذِهِ الصِّفَهًَْ الَّتِی نَجِدُهَا فِی التَّوْرَاهًِْ ثُمَّ قَالا لَهُ فَأَیْنَ رَبُّکَ قَالَ فَوْقَ سَبْع‌سَمَاوَاتٍ قَالا هَلْ غَیْرُ هَذَا قَالَ لَا قَالا دُلَّنَا عَلَی مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْکَ فَأَرْشَدَهُمَا إِلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) فَلَمَّا جَاءَاهُ فَنَظَرَا إِلَیْهِ قَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ إِنَّهُ الرَّجُلُ الَّذِی نَجِدُ صِفَتَهُ فِی التَّوْرَاهًِْ أَنَّهُ (علیه السلام) وَصِیُّ هَذَا النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ خَلِیفَتُهُ وَ زَوْجُ ابْنَتِهِ وَ أَبُو السِّبْطَیْنِ وَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ قَالا لِعَلِیٍّ (علیه السلام) أَیُّهَا الرَّجُلُ مَا قَرَابَتُکَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ هُوَ أَخِی وَ أَنَا وَارِثُهُ وَ وَصِیُّهُ وَ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ أَنَا زَوْجُ ابْنَتِهِ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) قَالا لَهُ هَذِهِ الْقَرَابَهًُْ الْفَاخِرَهًُْ وَ الْمَنْزِلَهًُْ الْقَرِیبَهًُْ وَ هَذِهِ الصِّفَهًُْ الَّتِی نَجِدُهَا فِی التَّوْرَاهًِْ ... قَالَ الْیَهُودِیَّانِ فَمَا مَنَعَ صَاحِبَیْکَ أَنْ یَکُونَا جَعَلَاکَ فِی مَوْضِعِکَ الَّذِی أَنْتَ أَهْلُهُ فَوَ الَّذِی أَنْزَلَ التَّوْرَاهًَْ عَلَی مُوسَی (علیه السلام) إِنَّکَ لَأَنْتَ الْخَلِیفَهًُْ حَقّاً نَجِدُ صِفَتَکَ فِی کُتُبِنَا وَ نَقْرَؤُهُ فِی کَنَائِسِنَا.
امام باقر (- از پدرشان روایت فرمود: «رسول خدا (را دو آشنای یهود بود که به موسی (ایمان آورده بودند و به خدمت حضرت آمده و از او شنیده بودند و تورات و صحف ابراهیم و موسی (را خوانده بودند و علم کتاب‌های نخستین را دانسته بودند و چون خدای تبارک‌وتعالی روح مطهر رسول خود (را قبض کرد آن دو یهود از صاحب امر خلافت بعد از آن حضرت سؤال می‌کردند و گفتند که هرگز هیچ پیغمبری نمرده مگر آنکه او را خلیفه و جانشینی بوده که در میان امّتش بعد از او به امر خلافت قیام می‌نموده و قرابتش به او نزدیک و از خاندان او بوده و قدرش بزرگ و شأنش عظیم بوده پس یکی از آن‌ها به یار خود گفت: «آیا صاحب این امر را بعد از این پیغمبر می‌شناسی»؟ آن دیگر گفت: «او را نمی‌شناسم مگر به صفتی که آن را در تورات می‌یابم؛ او است آن که پیش سرش مو ندارد و رنگش زرد است پس به‌درستی‌که او نسبت به رسول (از همه‌ی قوم نزدیکتر است. چون داخل مدینه شدند و از خلیفه رسول سؤال کردند ایشان را به‌سوی ابو بکر راهنمایی نمودند و چون به‌سویش نظر کردند گفتند که این صاحب ما نیست. بعد از آن به ابوبکر گفتند: «خویشیّت نسبت به رسول خدا (چیست»؟ گفت: «من مردی از خویشان اویم و او شوهر دخترم عایشه است». گفتند: «آیا غیر از این امر خویشی دیگری داری»؟ ابوبکر گفت: «نه». گفتند: «این خویشی خویشی نیست، پس ما را خبر ده که پروردگارت کجا است»؟ گفت: «در بالای هفت آسمان». گفتند: «آیا غیر از این می‌دانی»؟ گفت: «نه». گفتند: «ما را دلالت کن بر کسی که از تو داناتر است زیرا که تو آن مردی نیستی که ما صفتش را در تورات می‌یابیم که او وصیّ این پیغمبر و خلیفه‌ی او است». ابوبکر از گفتار ایشان به خشم آمد و قصد کرد که ایشان را بکشد بعد از آن ایشان را به‌سوی عمر ارشاد کرد و این به‌جهت آن بود که می‌دانست اگر آن‌ها چیز ناخوشایندی پیش عمر بگویند او بر ایشان سخت می‌گیرد. چون نزد عمر آمدند گفتند: «خویشیت نسبت به این پیغمبر (چیست»؟ گفت: «من از قبیله و خویشان اویم و او شوهر دختر من حفصه است». گفتند: «آیا غیر از این امر خویشی دیگری داری»؟ گفت: «نه». گفتند: «این خویشی، خویشی نیست و این صفت، صفتی نیست که ما آن را در تورات می‌یابیم». بعد از آن به عمر گفتند: «پروردگارت در کجا است»؟ گفت: «در بالای هفت آسمان». گفتند: «آیا غیر از این می‌دانی»؟ گفت: «نه». گفتند: «ما را دلالت کن بر کسی که از تو داناتر است». پس عمر ایشان را به‌سوی علی (ارشاد کرد و چون به نزد آن حضرت آمدند و به‌سویش نظر کردند یکی از آن‌ها به رفیق خود گفت: او همان مردی است که ما در تورات صفتش را می‌شناسیم که او وصیّ این پیغمبر (و خلیفه‌ی او است و شوهر دخترش و پدر دو نبیره‌اش و قائم به حق بعد از اوست. پس به علی (گفتند: «ای مرد خویشیت نسبت به رسول خدا (چیست»؟ فرمود: «آن حضرت برادر من است و منم وارث و وصیّ او و اوّل کسی که به او ایمان آورده و منم شوهر دخترش فاطمه (». به آن حضرت گف-تند: «این همان خوی-شی فاخر و منزله نزدیک است و این صفت همان صفتی است که ما آن را در تورات می‌یابیم». یهودیها گفتند: «پس چه چیز مانع شد که آن دو نفر تو را در جایگاهی که سزاوار آن هستی قرار دهند، که قسم به آن کسی که تورات را بر موسی (فرو فرستاده که تویی خلیفه‌ی حقّی که ما صفت تو را در کتاب‌های خود می‌یابیم و آن را در کنشت‌های خود می‌خوانیم».
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۵۲
التوحید، ص۱۸۰/ نور الثقلین

و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آن‌ها بود، [از دوش و گردنشان] بر می‌دارد

۴ -۱
(اعراف/ ۱۵۷)
أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مِنْ ذَلِکَ مَا کَانَ مُثْبَتاً فِی التَّوْرَاهًِْ آصَارٌ غَلِیظَهًٌْ عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْفَرَائِضِ فَوَضَعَ اللَّهُ تَعَالَی تِلْکَ الْآصَارَ عَنْهُمْ وَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِم.
امام علی (- از دیگر موارد احکام سنگینی است که بر بنی‌اسرائیل وضع شده بود که خداوند متعال آن‌ها را از دین امّت برداشته و فرمود: وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِم.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۵۴
بحار الأنوار، ج۹۰، ص۸
۴ -۲
(اعراف/ ۱۵۷)
علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ یَعْنِی الثَّقَلَ الَّذِی کَانَ عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ وَ هُوَ أَنَّهُ فَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْغُسْلَ وَ الْوُضُوءَ بِالْمَاءِ وَ لَمْ یُحِلَّ لَهُمُ التَّیَمُّمَ وَ لَا یُحِلُّ لَهُمُ الصَّلَاهًَْ إِلَّا فِی الْبِیَعِ وَ الْکَنَائِسِ وَ الْمَحَارِیبِ، وَ کَانَ الرَّجُلُ إِذَا أَذْنَبَ جَرَحَ نَفْسَهُ جَرْحاً مَتِیناً فَیُعْلَمُ أَنَّهُ أَذْنَبَ، وَ إِذَا أَصَابَ شَیْئاً مِنْ بَدَنِهِ الْبَوْلُ قَطَعُوهُ، وَ لَمْ یَحِلَّ لَهُمُ الْمَغْنَمَ فَرَفَعَ ذَلِکَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) عَنْ أُمَّتِهِ.
علیّ‌بن‌ابراهیم (- وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ یعنی باری که بر دوش بنی‌اسرائیل بود و آن عبارت بود از اینکه خدا غسل و وضو با آب را بر آنان واجب کرد و تیمّم را برای آنان جایز ندانست و نماز را برای آنان تجویز نکرد، مگر در صومعه‌ها و کنیسه‌ها و محرابها و هرگاه یکی از آنان مرتکب گناه می‌شد، زخمی عمیق به خود وارد می‌کرد و بدین‌وسیله، دیگران متوجّه می‌شدند که او گناه کرده است و هرگاه ادرار به بدنشان می‌رسید، آن ناحیه را می‌بریدند و غنیمت برای آنان حلال نبود. پس رسول خدا (این تحریم‌ها را از امتش برداشت.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۵۴
القمی، ج۱، ص۲۴۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۳، ص۳۵۱/ بحار الأنوار، ج۷۸، ص۱۵۵
۴ -۳
(اعراف/ ۱۵۷)
الصّادق (علیه السلام)- کَانَ بَنُو إِسْرَائِیلَ إِذَا أَصَابَ أَحَدَهُمْ قَطْرَهًُْ بَوْلٍ قَرَضُوا لُحُومَهُمْ بِالْمَقَارِیضِ وَ قَدْ وَسَّعَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ بِأَوْسَعِ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ جَعَلَ لَکُمُ الْمَاءَ طَهُوراً فَانْظُرُوا کَیْفَ تَکُونُونَ.
امام صادق (- اسرائیلیان (یهودیان) دارای چنین رسمی بوده که چون به بدن یکی از آنان قطره‌ای بول می‌رسید، گوشت‌های خود را با قیچی می‌بریدند.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۵۴
البرهان

پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند

۵ -۱
(اعراف/ ۱۵۷)
علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ یَعْنِی بِرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ.
علیّ‌بن‌ابراهیم (- فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ کسانی که به پیامبر (ایمان آورند؛ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوه.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۵۴
القمی، ج۱، ص۲۴۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۳، ص۳۵۱/ بحار الأنوار، ج۷۸، ص۱۵۵

و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند

۶ -۱
(اعراف/ ۱۵۷)
الباقر (علیه السلام)- النُّورُ هُوَ عَلِیٌّ (علیه السلام).
امام باقر (- نور در اینجا امیرمؤمنان (هستند.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۵۴
بحار الأنوار، ج۳۵، ص۴۰۴/ العیاشی، ج۲، ص۳۱/ نور الثقلین/ البرهان
۶ -۲
(اعراف/ ۱۵۷)
علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ قَالَ النُّورُ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ عَلِیٌّ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام).
علیّ‌بن‌ابراهیم (- وَ اتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَ-ئِکَ هُمُ الْمفْلِحُونَ؛ نور در اینجا امیرمؤمنان و ائمّه (هستند.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۵۴
الکافی، ج۱، ص۱۹۴/ بحار الأنوار، ج۲۳، ص۳۱۰/ نور الثقلین/ البرهان
۶ -۳
(اعراف/ ۱۵۷)
الصّادق (علیه السلام)- وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی قَالَ هُوَ مَلَکٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) وَ مِیکَائِیلَ (علیه السلام) کَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّه (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّهًِْ ثُمَّ کَنَی عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ الدَّلِیلُ عَلَی أَنَّ النُّورَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَوْلُهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ.
امام صادق (- وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی (اسراء/۸۵) او فرشته‌ایست بزرگتر از جبرئیل و میکائیل که با پیامبر اکرم (بود و یا آنچه نیز هست سپس به کنایه از امیرالمؤمنین (یاد کرده و فرمود: ولی ما آن را نوری قرار دادیم که به‌وسیله‌ی آن هرکس از بندگان خویش را بخواهیم هدایت می‌کنیم. (شوری/۵۲) دلیل بر اینکه نور در این آیه امیرالمؤمنین (است این آیه می‌باشد: وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَه.
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۵۶
القمی، ج۲، ص۲۷۹/ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۴۷
۶ -۴
(اعراف/ ۱۵۷)
الباقر (علیه السلام)- الْبَاقِرُ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِوَلَایَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‎طَالِبٍ (علیه السلام) أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ نَزَلَتْ فِی أَعْدَائِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُمْ أَخْرَجُوا النَّاسَ مِنَ النُّورِ وَ النُّورُ وَلَایَهًُْ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَصَارُوا إِلَی الظُّلْمَهًِْ وَلَایَهًِْ أَعْدَائِهِ وَ قَدْ نَزَلَ فِیهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ وَ قَوْلُهُ تَعَالَی یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللهَُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ.
امام باقر (- امام باقر (در سخنی فرمود: وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ (بقره/۲۵۷) درباره‌ی دشمنان اهل بیت (و دنباله‌ی روان آنها نازل شده است. اینان مردم را از نور که همانا ولایت علی (است بیرون آورده و به تاریکی روی آوردند که همان پذیرش ولایت دشمنان ایشان است. آن‌ها می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ولی خدا جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند، هرچند کافران ناخشنود باشند. (توبه/۳۲).
تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۵، ص۳۵۶
المناقب، ج۳، ص۸۱/ بحار الأنوار، ج۳۵، ص۳۹۶
بیشتر